صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۱۵۸ مطلب با موضوع «عاشورا» ثبت شده است

۰۷
بهمن
۰۴

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

از امام باقر(ع) نقل شده که منظور از صالحان، اصحاب حضرت مهدی (ع) در آخر الزمان هستند.

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
اگر محبّت در تشیّع نبود، این دشمنى‌هاى عجیبى که با شیعه شده، باید آن را از بین میبرد. همین محبّت شما و محبّت این مردم به حسین‌بن‌على (علیه ‌السّلام) ضامن حیات و بقاى اسلام است. معنای اینکه امام میفرمودند عاشورا اسلام را نگه داشت، همین است؛ فاطمیّه هم همین‌جور است، ولادت پیغمبر هم همین‌جور است، ولادت ائمّه (علیهم ‌السّلام) هم همین‌‌طور است، وفیاتشان هم همین‌‌طور است. این محبّت را باید با استفاده‌ى از این هنر در میان مردم، هم عمق ببخشید، هم تر و تازه کنید، هم برافروخته کنید. این خیلى چیز عجیب و عظیمى است. البتّه ابزار لازم براى این کار، شعر خوب و درست [است]...
بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل‌بیت ۱۳۶۹/۱۰/۱۷

https://farsi.khamenei.ir/photo-index?year=1382

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
چه کسی امروز نمی‌داند که مساله‌ی حقوق بشر و آزادی و دمکراسی و دیگر حرفهایی که از دهان بلندگوهای بیگانه خارج می‌شود، حرفهای پوچ و بهانه‌های واهی بیش نیست؟ این را همه می‌دانند ...
۱۳۸۲/۱۱/۱۹

مؤلفه قدرت

 حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای: «وظیفه‌ی مهمّ دولتها تقویت مؤلّفه‌های قدرت ملّی و عزّت ملّی است. در همه‌ی دنیا این‌جور است که وظیفه‌‌ی همه‌ی دولتها این است که مؤلّفه‌های قدرت ملّی را تقویت کنند که مهم‌ترین آنها روحیه و انگیزه و یکپارچگی ملّت است؛ یعنی از مؤلّفه‌های قدرت ــ اگر چنانچه بخواهیم شماره کنیم ــ مهم‌ترینش همین است که ملّت یکپارچه باشد، باروحیه باشد، امیدوار باشد، باانگیزه باشد. ما در کارکرد خودمان، در حرف زدن خودمان، در پایبندی‌مان به وظایف خودمان بایستی این روحیه را در ملّت به وجود بیاوریم و اگر وجود دارد، تقویت کنیم و مانع بشویم از زوال آن روحیه.» ۱۴۰۴/۰۶/۱۶

۱۶ /شهریور/ ۱۴۰۴
امام خامنه‌ای با قدردانی ویژه از رئیس جمهور و دولت:
معیشت مردم مهمترین مسئله است برای انضباط بازار چاره‌اندیشی شود

آستان مقدس حضرت عباس علیه السلام

 زندگی نامه شهدای کربلا

شهید حاج قاسم سلیمانی:
وصیت می‌کنم اسلام را در این برهه که تداعی یافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام، جمهوری اسلامی، مقدّسات و ولایت فقیه مطرح میشود، این‌‌ها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید ...

عون بن عبدالله بن جعفر از یاران امام حسین(ع) که در واقعه کربلا شهید شد. او به همراه برادرش محمد نامه پدرشان(عبدالله بن جعفر) را به امام حسین(ع) رساند و همراه او به کربلا رفت و در روز عاشورا در رکاب او به شهادت رسید. برخی مادرش را حضرت زینب(س) و عده‌ای جمانه دختر مسیب فزاری دانسته‌اند ...

****************

****************

****************

بخشی از وصیت‌نامه

شهید حاج محمد ابراهیم همت

شهادت: 17 اسفند ۱۳۶۳ در منطقه جزیره مجنون عملیات خیبر

جهل حاکم بر یک جامعه انسان‌ها را به تباهی می‌کشد و حکومت‌های طاغوت مکمل‌های این جهل‌اند و شاید قرن‌ها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه‌دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است ...

من متنفر بودم و هستم از انسان‌های سازشکار و بی‌تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی‌دانند برای چه زندگی می‌کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می‌گویند بسیارند.‌ ای کاش به خود می‌آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است. بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید. نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی‌شود. نه شرقی – نه غربی؛ اسلامی که: اسلامی…‌ ای کاش ملت‌های تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می‌آمدند و آن‌ها نیز پوزه استکبار را بر خاک می‌مالیدند...

جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می‌کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان‌ها بیرون ببرد، ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند، زیرا نه آن را می‌شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند، ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد...

پدر و مادر؛ من زندگی را دوست‌دارم، ولی نه آنقدر که آلوده‌‌اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی‌وار زیستن و علی‌وار شهید شدن، حسین‌وار زیستن و حسین‌وار شهید شدن را دوست می‌دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده‌ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است، ولی چاره‌ای نیست این‌ها سد راه انقلاب اسلامیند؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود ...

همیشه با دشمنان خط امام مبارزه کنید و منافقین کور دل را از بین ببرید که...

 ادامه دهنده خون سیدالشهدا باشید ...

 عنایت امام زمان (عج) و بازگشت پیکر شهید «روبرت لازار» ...

 20 روایت ناب از «سرباز ولایت» ...

حجاب را رعایت کنید نماز جمعه را پر شکوه‌تر کنید ...


سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه‌ای

اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب کبری سلام الله علیها

التماس دعا

  • بنده خدا بنده خدا
۲۵
دی
۰۴

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

ویژه ولادت امام باقر علیه السلام

ویژه شهادت امام هادی علیه السلام

ویژه ولادت امام جواد علیه السلام

ویژه ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ویژه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها

 

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
آخرین محصول لیبرال دمکراسی غرب، جهانگشایی و سلطه‌گری است که در مقابل چشم مردم دنیاست ...
۱۳۸۲/۱۰/۰۴

 

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
هدف نیروی مسلح در نظام اسلامی احیا انسانیت و ارزشهای انسانی و آرمانهای الهی است؛ مجاهدت فی‌سبیل‌الله است ...
۱۳۸۲/۱۰/۰۴

محمد بن عبدالله بن جعفر از یاران امام حسین(ع) که در واقعه کربلا به شهادت رسید. او به همراه برادرش عون نامه پدرشان را به امام حسین(ع) رساند و همراه امام به کربلا رفت و در روز عاشورا به دست عامر بن نهشل تیمی به شهادت رسید. مادر او خوصا بنت خفصه بن ثقف نام داشت اگرچه در برخی منابع مادرش را حضرت زینب(س) یا کنیز عبدالله دانسته‌اند.

امام خامنه‌ای:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
قال الله عزّ و جل: وَ لِلّٰهِ العِزَّهُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤمِنینَ وَ لٰکِنَّ المُنافِقینَ لا یَعلَمون.
مجاهد کبیر و زعیم پیشتاز مقاومت در منطقه، حضرت سیّدحسن نصرالله (اعلی الله مقامه)، اکنون در اوج عزّت است. بدن پاک او در سرزمین جهاد فی‌سبیل‌الله به خاک سپرده میشود، ولی روح و راه او هر روز سرافرازتر از پیش جلوه خواهد کرد ان‌شاءالله، و راه را به رهروان نشان خواهد داد.
دشمن بداند که مقاومت در برابر غصب و ظلم و استکبار، تمام‌شدنی نیست و تا رسیدن به سرمنزل مقصود ادامه خواهد یافت باذن‌الله.
نام نیک و چهره‌ی نورانی جناب سیّدهاشم صفیّ‌الدّین (رضوان الله علیه) نیز ستاره‌ی درخشان تاریخ این منطقه است. او یاور نزدیک و جزء جدانشدنی رهبری مقاومت در لبنان بود.
سلام خدا و بندگان صالحش بر این دو مجاهد سرافراز و بر دیگر مبارزان شجاع و فداکار که در برهه‌ی اخیر به شهادت رسیدند، و بر همه‌ی شهدای اسلام. و سلام ویژه‌ی من به شما فرزندان عزیزم، جوانان سلحشور لبنان.
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۴۰۳/۱۲/۳

شهید مدافع حرم شهید سید حمید تقوی فر

شهید احمد کاظمی

بخشی از وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اکبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علیاً ولی الله

اعوذ بالله من الشیطان رجیم صدق الله العلی العظیم السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوندا فقط می خواهم شهید شوم

شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت می خواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه کس هستی و قادر توانایی، ای خداوند کریم و رحیم و بخشنده، تو کرمی کن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.

نمی دانم چه باید کرد، فقط می دانم زندگی در این دنیا بسیار سخت می باشد. واقعاً جایی برای خودم نمی یابم ...

شهید رضا درودیان

خیابان‌های پایتخت به نام چه کسانی است/شهید کامران نجات اللهی ...

شهید مدافع حرم شهید محمدحسین محمدخانی

بخشی از وصیت نامه شهید:

سلام بر شما (ائمه معصومین) که بندگان خاص خدایند و از هر چه که داشتید د ر راه خداوند و معبود و معشوق خویش گذشتید.سلام بر شما که متقیان راه اﷲ هستید.با الها! از این که به بنده ی حقیرت توفیق دادی که در راهت گام بردارد. تو را سپاس می گویم و از این که توفیقم دادی که در جبهه در کنار خالصان و مخلصان راهت قدم بر دارم، تو را شکر و سپاس می گویم.در این راه ، دیدار خودت را هم نصیبم گردان!

شهید علی هاشمی

شهید محمد رضا کارور

شهید مدافع حرم شهید علی آقاعبداللهی

شهید مدافع حرم محمود رادمهر

بخشی از وصیت شهید رادمهر :

برادران عزیز ، به شما و سایر برادران و خواهرانم در بسیج وصیت می کنم که نکند واقعه سقیفه بنی ساعده دوباره تکرار شود ، نکند عاشورا دوباره تکرار شود و حسین زهرا (علیه السلام) سرش بالای نیزه رود. برادران و خواهران بسیجی ، از تاریخ اسلام درس بگیرید و همواره در راه ولایت ثابت قدم باشید.برادران ، بدانید که همانگونه که اهل کوفه ، مسلم ابن عقیل ( نماینده امام زمان خود ) را تنها گذاشتند و اکنون مورد لعن ما قرار می‌گیرند ، اگر ما هم ولی فقیه را تنها بگذاریم ، بی درنگ مسلم های دیگری نیز به مسلم ابن عقیل خواهند پیوست و آنگاه ما نیز مورد لعن آیندگان قرار خواهیم گرفت.برادران و خواهران اگر می خواهید دنیا و آخرتتان تضمین شود و از مصائب آخر الزمان در امان باشید و دینتان حفظ بماند و عاقبت به خیر شوید ، بصیرتتان را افزایش دهید ، اطاعت از ولایت مطلقه فقیه را بر خود واجب بدانید و اگر می خواهید در این دوران پر آشوب گمراه نشوید ، گوشتان به سخنان ولایت مطلقه فقیه و چشمتان به اعمال این بزگوار و تمام وجودتان صرف عمل به خواسته ها و اوامر ایشان باشد.

شهید عباس نیلفروشان

شهید عواضه / شهید القدس

شهید یحیی السنوار

شهید محمود کاوه

خشی از وصیت شهید کاوه:

«دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئه‌ای را که علیه انقلاب طرح‌ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود.»

شهید حسن باقری

شهید حاج حسین همدانی

شهید مدافع حرم حاج خیر الله صمدی

شهید چمران

شهید مدافع حرم شهید هادی کجباف

شهید اکبر صداقت

شهید حسین امیرعبداللهیان

شهید حسن خوانساری

شهید منصور ستاری

شهید مدافع حرم شهید نوید صفری

ولادت : ۱۳۶۵/۰۴/۱۶

شهادت : ۱۳۹۶/۰۸/۱۸

بخشی از وصیت شهید :

زیارت عالی و پرفیض زیارت عاشورا را بخوانید از طرف من و به ارباب ابراز ارادت کنید. آه که تمام حسرتم این است که چقدر دیر فهمیدم زیارت عاشورا چیست و حیف که فقط روزی یک مرتبه نصیبم نشد. و بدانید هرکه چهل روز عاشورا بخواند و ثواب آن را هدیه بفرستد، حتما تمام تلاش خود را به اذن خدا خواهم کرد تا حاجت او را بگیرم و اگر نه در آخرت برای او جبران کنم. حتی یک عاشورا هم قیامت می کند با روضه ارباب از زبان مادر و خواهرش.

شهید محمد بروجردی

ولادت: ۱۳۳۳

شهادت: ۱۳۶۲/۰۳/۰۱

بخشی از وصیت شهید بروجردی:

وصیت‌نامه اینجانب محمد بروجردی (پدر دره گرگی) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او که برگشت همه به سوی اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهیدان تاریخ، از همه برادرانی که در طول عمرم با آنها تماس داشته‌ام، طلب آمرزش می‌کنم. هر کس که این وصیت‌نامه را می‌خواند، برای من طلب آمرزش کند، زیرا من از این دنیا ناگاه با بار خالی می روم.

شهید مرتضی بصیری پور

ولادت : ۱۳۶۵/۰۲/۰۱

شهادت : ۱۳۹۷/۰۱/۲۰

بخشی از وصیت شهید :

اگر احتیاطا برایم اتفاقی افتاد بدانید که به هیچ عنوان نباید برایم ناراحت باشید زیرا که اگر ان شاءالله به مقام شهدا که البته بس مقامی است بزرگ برسم خداوند به من لطف کرده است و بدانید که شهدا زنده‌اند.

شهید محمد کاظمی

***************

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

التماس دعا

  • بنده خدا بنده خدا
۰۸
دی
۰۴

 

In the Name of Allah, the Merciful, the Most Merciful

We have written in the Psalms, after the Remembrance: 'The righteous among My worshipers shall inherit the earth

Sura 21: AL-ANBIYA (THE PROPHETS) - Juz' 17 - Translation Qarib

Quran

**************

Note: All content is free to use

Why are Hazrat Abbas's (pbuh) sacrifices so valuable?

Imam Khamenei:

Abbas Ibn Ali's value resides in his jihad, self-sacrifice, devotion and knowledge of Imam of his time. His significance is his patience and endurance, his refusal to drink water while dehydrated; standing over the river without any religious or customary prohibitions for ingesting water. The value of those martyred at Karbala resides in the reality that they safeguarded a just cause, in the most difficult conditions anyone could imagine.

Some people are ready to fight in a great, lost war and perhaps perish in the heat of the battle, which is indeed a highly ranked position. Yet, not everyone is ready for such a sacrifice, since martyrs and those who fight on the path of God are numerable. Praise Be to God, during our war, we had outstanding martyrs. However, becoming martyred on that battlefield was very different from being martyred on the battlefield of Karbala, especially with a feeling of loneliness, pressure, thirst and threats or harassment that plagued one's family.

One may often say, “I am ready to die on this battlefield, but it’s not possible because my child will go hungry or lacks medicine”, it becomes a justification. Sometimes, individuals care more about their families than they care about themselves. They care about their infant more than self. Imagine men going to the battlefield with an infant, wife, mother or the entire family; while all of them are exposed to this danger one must prevent the weakness of his resolve. The significance of Abbas Ibn Ali, Habib Ibn Mazahir and John Bin Huwai resides in this persona, not in their height or muscular built. There are many people in this world who are equal of height and many people of muscular stature, but this is not a spiritual significance.

Imam Khamenei, [July 27, 2005]

Why can Abbas (a.s.) make the world passionate about him?

Imam Khamenei:

Abal-Fadhl Al-Abbas's value derives from his selfless endeavor, self-sacrifice, sincerity, and loyalty to the Imam of his time; his nobility originates from his patience and resistance; it arises from his refraining to drink water while he was thirsty and standing by the river [in respect and sympathy for his companions who were thirsty].

Shi’a traditions are at the pinnacle of excellence. Our Shi’ite principals persuaded a Western philosopher, who grew up familiar with Western concepts of philosophy, like Henry Corbyn, to sit attentively in front of Allameh Tabatabai. He felt humbled before this wisdom and thereafter became a Shi’a disciple who promotes Shi’a principlas in Europe. Shi’a traditions can be taught at all echelon, ranging from an average intellect to the highest rank of philosophers. Abbas Ibn Ali's value resides in his jihad, self-sacrifice, devotion and knowledge of Imam in his time. His significance is his patience and endurance, his refusal to drink water while dehydrated; standing over the river without any religious or customary prohibitions for ingesting water. The value of those martyred at Karbala resides in the reality that they safeguarded a just cause, in the most difficult conditions anyone could imagine.

Some people are ready to fight in a great, lost war and perhaps perish in the heat of the battle, which is indeed a highly ranked position. Yet, not everyone is ready for such a sacrifice, since martyrs and those who fight on the path of God are numerable. Praise Be to God, during our war, we had outstanding martyrs. However, becoming martyred on that battlefield was very different from being martyred on the battlefield of Karbala, especially with a feeling of loneliness, pressure, thirst and threats or harassment that plagued one's family.

One may often say, “I am ready to die in this battlefield, but it’s not possible because my child will go hungry or lacks medicine”, it becomes a justification. Sometimes, individuals care more about their families than they care about themselves. They care about their infant more than self. Imagine men going to the battlefield with an infant, wife, mother or the entire family; while all of them are exposed to this danger one must prevent the weakness of his resolve. The significance of Abbas Ibn Ali, Habib Ibn Mazahir and John Bin Huwai resides in this persona, not in their height or muscular built. There are many people in this world who are equal of height and many people of muscular stature, but this is not a spiritual significance.

~Ayatollah Khamenei, July 27, 2005

The path of Imam Hussain is a sweet, successful path

Imam Khamenei:

The 40 day period from Ashura to Arbaeen is one of the most important periods in the history of Islam. The day of Ashura is the peak of importance, and these 40 days between Ashura and Arbaeen are similar to the day of Ashura. If the day of Ashura is the peak of endeavor accompanied by sacrifice – the sacrifice of one’s life, loved ones, children and companions - then these 40 days are the peak of endeavor accompanied by clarification, disclosure and explanation. If it had not been for those 40 days and if it had not been for the great movement of Zainab al-Kubra (peace be upon her), Hazrat Umm al-Kulthum and Hazrat Sajjad (peace be upon him), perhaps the phrase “to liberate your servants from ignorance and from being left to wander in the dark” would not have been realized. It was this great movement and the extraordinary patience of the Holy Prophet’s Household led by Zainab al-Kubra (peace be upon her) and Imam Sajjad (peace be upon him) that were able to make the event of Karbala immortal. Their clarification was complementary to that sacrifice in the true sense of the word ...

The reason the Karbala martyrs are so great

Imam Khamenei:

This is the reason for the greatness of the Karbala martyrs! They did not fear the greatness of the enemy because of a sense of duty, which was jihad in the path of God and religion. They were not terrified by their being alone. They did not seize on the excuse of being few in numbers to escape from the enemy. This is what brings greatness to a person, a leader, and a nation—not fearing the phony greatness of the enemy.

Ayatollah Khamenei
July 1, 1992

Why are the martyrs of Karbala the masters of the martyrs throughout history?

Many people were martyred in the way of God and alongside the Holy Prophet (swa), the Commander of the Faithful (as) and divine prophets But none of these events is comparable to the event of Karbala. There is a difference between a person who enters the arena with the praise and encouragement of friends and companions and with a hope of victory and who is martyred in such conditions... and a person who enters the arena in a dark and gloomy world while not only do all the great personalities of the world of Islam refuse to accompany him, but they also blame him for engaging in battle. The latter enters the arena while there is no hope of assistance from anyone... He enters the arena with a few sincere friends and with his family - including his wife, his sister, his nieces and nephews, his six-month-old son and a few young members of his family - while his friends and supporters in Kufa refuse to accompany him. This is a strange event.

Commemorating the blood of martyrs of Karbala

Imam Khamenei:
Sometimes the sufferings and efforts made to commemorate the blood of a martyr are no less than martyrdom itself. Such are the thirty years of suffering of Imam Sajjad (pbuh) and the years of suffering of Zainab Al-Kubra (pbuh). They suffered to be able to keep alive the memory of this blood …
Ayatollah Khamenei, [May 7, 1997]

God has preserved the event of Karbala throughout history

Imam Khamenei:

We need to read between the lines, and carefully ponder over the life story of Hussain ibn-Ali (a.s.). Many have risen up in the world; they have had a leader, and they were also killed. Among them, numerous were children of the prophets and Imams (a.s.). However, Imam Hussain (a.s.) was unique. The event of Karbala was extraordinary. The martyrs of Karbala have a special position. Why? The answer is to be searched in the nature of the event, which gives a lesson to us all, including and maybe, in particular, to you, dear [disabled] war veterans.

 One characteristic of the event is that Imam Hussain's movement was solely and truly for the sake of God, the religion and rectifying the society of Muslims. This first feature is very important. Imam Hussain (a.s.) stated: "I did not rise up [leaving my homeland] out of self-interest, for the sake of seeking pleasure, corruption or oppression;” —that is, it was not for swaggering, selling himself, desiring something for himself, or a pretentious spectacle. There was not even a bit of oppression or corruption in this movement. “I rise up only for the sake of rectification of the nation of my grandfather, the Messenger of Allah."-This is an extremely important point. The Arabic word used which means 'only' indicates that there is no other intention that can contaminate the pure intention and the sun-like mind of Imam Hussain (a.s.). When addressing the first Muslims of the early years of Islam, the Holy Quran states: "Do not be like those who marched out boastfully to show off their strength to people and hinder people from the way of God {Quran; 8:47}.” Here, Imam Hussain (a.s.) says: “I did not rise up out of self-interest or for the sake of seeking pleasure.”

 These are two different manners, two different behaviors. The Quran reads: "Do not be like those who marched out boastfully”, arrogantly, and selfishly. It means that this kind of behavior lacks the purity of intentions. That is, in the movement of the corrupt approach, it is only self-centeredness that matters. “To show off”: This kind of a person adorns himself, rides an expensive horse, wears pieces of jewellery, recites arrogant chants, and comes out. Toward where? Toward the battlefield. The battlefield is where this person and many like him will die. Such a person rises up in this manner. There is nothing but arrogance in him.

 This is one way [of coming out]. On the other side, the best example is Hussain Ibn Ali (AS) who is pure from any form of selfishness and is not after self-interest or personal, familial, or communitarian gains. This is the first characteristic of the movement of Hussain Ibn Ali (AS). The more selfless one is, the more value does he gain in what he does. The more one moves away from the peak of selflessness, the closer they get to the peak of selfishness, egotism, self-interest, personal and seeking familial gain and such which is a whole other spectrum. Between that pure selflessness and pure selfishness, there is a vast field. Going from one side of it to the other decreases the value of our work. It becomes less fruitful, and also less durable. This is an outcome of the matter. The more defective the product, the sooner it decays. If it is pure, it will never go bad. Giving you a physical example, a piece of 100% pure gold never decays. Nor does it rust. But the more copper, iron, and other cheaper elements are added to the alloy, the more it becomes prone to decay and destruction. This is a general rule.

 This applies to what is tangible. But when it comes to spirituality, these equations are far more discerning. We do not understand it because of our materialistic and ordinary vision. Nonetheless, men of vision and understanding perceive. The Critic in this matter, the Goldsmith and the Jeweler, is God the Almighty. And for sure, the Critic sees well. If there is an ounce of impurity in our work, its value would diminish accordingly, and God would reduce its lasting effect.

God, the Exalted, is an insightful critic. The work of Imam Hussain (a.s.) is a work in which there is not even a slight hint of impurity. Hence, you see this quality achievement has lasted to this day and will last forever. Who could believe that after these people were killed in that desert far from their homes, while their bodies were buried there; with so much propaganda spread against them; all killed in such a heartless manner; their hometown of Medina put on fire even after their martyrdom (the story of Harra, which happened the next year); -- this rose garden was devastated, and the petals of roses were all thrusted, yet, later anyone would feel the aroma of the rosewater from this garden? According to which rule of nature, a petal of that rose garden can last so long in the nature? However, you view, the more time passes by, the more the aroma of that rose garden spreads. There are some people who do not believe that Prophet Muhammad (PBUH) is the grandfather of Imam Hussain (a.s.) and that he follows in his path; yet, they believe in Imam Hussain (a.s.)! Some do not believe in his father, Ali (a.s.), yet, they believe in Imam Hussain (a.s.)! They do not believe in God—the God Imam Hussain worshipped, yet, before Imam Hussain (a.s.), they are humble and respectful! This is the outgrowth of Imam Hussain’s purity.

 January 16, 1994

Keeping the memory of martyrs alive a necessary repetition for society

The following is the full text of the speech delivered by Imam Khamenei, the Leader of the Islamic Revolution, in a meeting with the organizers of the Congress for the Commemoration of the 10,000 Martyrs from the East Azerbaijan Province. This meeting took place in the Imam Khomeini Hussainiyah on December 6, 2023. The statements of Imam Khamenei were later published on December 14, 2023 at the place of this congress.

In the Name of God, the Compassionate, the Merciful

All praise is due to God, Lord of the Worlds, and peace and greetings be upon our Master, Muhammad, and his pure Progeny, particularly the Remnant of God on earth.

I would like to thank all the dear brothers and sisters here for this useful, necessary action to keep the memory and names of the outstanding martyrs of Azerbaijan and Tabriz alive. They are, of course, unforgettable. Once again you have spoken about them in a better, higher, clearer fashion. What you did is very good and very appropriate. Of course, there was a bit of a time gap between the first commemoration ceremony, which was held several years ago, and this commemoration ceremony. It is appropriate for these kinds of measures, commemorations, tributes, and remembrances to be repeated more frequently, in the same way that we honor the memory of the martyrs of Karbala every year during the month of Muharram. That has been repeated over 1,300 years, and it is not a mundane repetition. It is one of the necessary, useful repetitions for today’s society and for the society of the future.

Well, there are plenty of admirable things to say about Tabriz and Azerbaijan, and I have spoken about this many times during our annual meetings. Regarding the martyrs, the statements of the respected Friday prayer leader and the honorable commander of the IRGC today in this meeting were very good and complete. Praise God, these gentlemen have paid attention to all of the recommendations that I wanted to give and the ones I usually mention, and you have taken action on many of them. Let me just say that one of our duties is to be aware of ourselves, the identity of ourselves. The Iranian nation should not forget its identity. If it forgets its identity, it will be harmed, it will be slapped in the face, and fall behind.

Regarding those who have forgotten Almighty God, He says, “Do not be like those who forget Allah, so He makes them forget their own souls” (Quran 59:19). They forgot God, [so] God made them forget themselves. This shows that paying attention to oneself, one's identity, and one's own characteristics is necessary for every person, nation, and group. Azerbaijan must pay full attention to the identity that has caused it to stand out. The place we call Azerbaijan truly has an outstanding identity among the people of the Iranian nation.

Azerbaijan is the birthplace of martyrs and people who have sacrificed their lives, and this is not just limited to the Sacred Defense. It was the same before that, and it remains the same after that. With regard to matters related to the event of the Islamic Revolution, if we are to look at it, the martyrs of Azerbaijan started from before the Revolution. That is, from the beginning of Imam Khomeini and the Iranian nation’s movement, the behavior leading to martyrdom and the movement toward martyrdom in Azerbaijan began and has continued up until today.

In the case of the Defenders of the Shrines, there are martyrs from Azerbaijan. Of course, the peak of these sacrifices, the peak of showing the high value and character of Azerbaijan, was seen during the Sacred Defense in the figures that were mentioned, such as Martyr Mehdi Bakeri, Martyr Hamid Bakeri, Martyr Tajallai, and Martyr Yaghchian. These were our great, distinguished brothers who went to meet God. Praise God, there are other dear, prominent figures like them as well today.

So, this characteristic of seeking martyrdom and the outstanding behavior that was observed in their sacrifices is not limited to the Imposed War. This wasn’t just during the Sacred Defense. This began before the Revolution and has continued up until today. This city [Tabriz] has two martyred Friday prayer leaders. In other words, out of the five Friday prayer leaders who were martyred and who were among the best of our clerics in the country, two of them came from the city of Tabriz. These things are very important.

What I am saying as a recommendation is that, first of all, do not let the effervesce of the martyrs’ blood abate. Commemorating the martyrs should not be limited to just reminiscing about them. The piety, the sacrifices, the bravery, the shining gem within people like Martyr Bakeri, which drew them to the middle of the field, for example, should be reflected and conveyed to the younger generation to serve as role models for them.

Our youth crave role models. The best role models are these. Some nations, which completely lack this or lack it to a great extent, create and make up their own role models without them even existing. We have these role models before us. Martyr Bakeri should not just be looked at on the battlefield. We should also see what he was like behind the scenes of the battlefield. We should see what he was like when he went to Tabriz University. We should see what activities he took part in during the pre-revolutionary period. That spirit should be seen.

I met Martyr Mehdi Bakeri in Mashhad before the Revolution. He was a high-spirited, enthusiastic, intelligent person who was well able to analyze different events. That is what made him shine like that and draw people’s hearts toward him during the Sacred Defense. This kind of spirit needs to be reflected. If we make films, if we write books, and if we compile and publish books of recollections about him, we must be careful to reflect his spirit in them. This spirit is a constructive spirit. This is the first issue. Do not let the effervesce of the martyrs’ blood abate.

As I mentioned at the beginning of my speech, make these like the mourning ceremonies for Imam Hussain (pbuh). Every year during Muharram, when it’s Ashura, it’s as though you are seeing Ashura before your eyes, the Ashura that took place in the year 61 AH. The events are reflected, and the characters come alive before the eyes of the audience. This must also take place with regard to the martyrs of the Sacred Defense and the 10,000 martyrs you spoke about. This is one point.

The second matter is that you should not forget the families of the martyrs. Unfortunately, many of their parents have passed away. They have joined their martyrs. Make use of the memories and accounts related by those who are available, whether they are the wives of the martyrs, their parents, their colleagues, or their friends.

For example, Martyr Bakeri had a large number of coworkers during the war. Praise God, some of them are still alive, healthy, and prepared to talk about the details of his life that they saw. Courage does not exist only in fighting battles. Courage is needed in self-control, in speaking, in not speaking, in forbearance, and in taking action. All of these things are very important. There are some who had seen and known these martyrs personally. Make use of these people. Interview them. Talk to them. The characteristics of the martyrs should be recorded and recognized in the form of real documentation. This is another matter.

Another issue is that when we are studying the martyrs, the foundation that brought about their ascension should also be identified, that is, the people or those who ignited the first sparks, such as Martyr Qazi Tabatabai. He ignited the first spark and the first movement during the Revolution, for example, on February 18, 1978. He was the one who took the first step, invited people to his area and his mosque, and so on. So the foundation for these things must be identified.

Why is it that after the events that took place in Qom, the next movement took place in Tabriz and not in this city or that city? What feature do these people have that allowed them to produce and raise these kinds of young people and to bring forth these kinds of martyrs? These are very important matters. We are talking about an ethnic identity, a national identity, a religious identity [, etc.]

I once mentioned in a similar gathering of brothers and sisters from Azerbaijan that the late Sattar Khan had a note in his pocket from the scholars of Najaf during the Constitutional Revolution, the events that it involved, and the actions he was taking at that time. He had consulted the scholars of Najaf and asked them a question, and they had written their responses. So, he took action based on this intention. This is very important. What is the foundation for a move? This needs to be clear. This shows us that. If these things are done, then the movement will continue.

I would like to refer to the second tactical airbase (Tabriz Air Base). Well, the 31st Ashura Division clearly included individuals who truly shined. That great movement of the planes, our fighters had carried out that great task in the very first days of the war. Of course, they had taken off from the first base and other bases, including the third and fourth bases. They did this during the first week of the war, and I went to the Majlis [Iranian parliament] and presented a report of this endeavor to the representatives in the Majlis.

These are noteworthy matters. They are extremely important, and God willing, they should be preserved in people’s minds and recorded in the Iranian nation’s historical memory. The most important thing that needs to be done is to record these significant events, these influential, unique phenomena — events that are unparalleled at times — in the Iranian nation’s historical memory.

Our youth and our teenagers should know these things. Of course, we have not worked as hard as we should have, and many of our youth do not know about our prominent figures. They are also unaware of many events. We need to share these things, whether it is by way of official broadcasting outlets such as the IRIB, etc., or by way of the devices and means that are available to people today.

I hope the Almighty God will grant all of you success so that you will be able to complete this great task. God willing, in the future, the time gap between these commemoration ceremonies and remembrances will be less than the time gap that existed between today’s session and the previous commemoration ceremony.

May God’s greetings, mercy, and blessings be upon you.

Imam Khamenei:
The clearest example [of God giving blessing to a martyr’s blood] is the case of the pure blood of Imam Hussain (pbuh). The enemies tried very hard to reduce the splendor of Muharram this year, but they did not succeed. This year’s Muharram and Ashura were more fervent, more spirited, and more enlightening than all previous years. This is the work of God that the Karbala tragedy, which took place in a desert and which happened in less than a single day, created a flame that has been growing more and more throughout history … August 13, 2023

Imam Hussain’s movement, an instructive movement, a role model for nations ...

Imam Khamenei:

The concept of guardianship was embodied by Imam Hussain (a.s.) with all its dimensions and with all the necessary and possible means. This is not to say that others did not do such a thing or did not want to do such a thing, rather it means that this movement was fully realized in the behavior of the Lord of the Martyrs (a.s.) during his ten-year imamate. One can clearly notice in his lifestyle all the methods that could have been used by a descendant of the Holy Prophet (s.w.a.) to preserve the great legacy of Islam which has been passed down by the Holy Prophet (s.w.a.) and his father as well as their genuine followers. We can clearly see everything in the lifestyle of the Lord of the Martyrs (a.s.) - everything ranging from clarification, to forewarning, to promotion of Islam, to provoke the conscience of prominent figures of his time during a sermon in Mina. All these things are tangible in the lifestyle of the Lord of the Martyrs (a.s.). Later on, he stood up against a great deviation and laid down his life. Imam Hussain (a.s.) was aware of the consequences of his movement. He was an infallible Imam. Infallible Imams' extensive knowledge and insight are beyond our heads. Imam Hussain (a.s.) revolted to set a role model and he refused to surrender. He asked people to help him and when a group of people from Kufa expressed their willingness to accompany him on this path, Imam Hussain (a.s.) accepted their offer and moved towards Kufa and he did not give up in the middle of the way. Imam Hussain (a.s.) stood up against the deviated current of his time, which was extremely dangerous. And this became a lesson and Imam Hussain (a.s.) himself makes the same point. That is to say, he backed up his action with the order of Islam. He said that his duty was what he was doing. He said that he had to express his opposition, no matter what the consequences were. He said, "It is good if my destiny is a victory and if my destiny is martyrdom, so much the better." This was how Imam Hussain (a.s.) acted.

This was a perfect instance of self-sacrifice and it safeguarded Islam. This move preserved Islam. This move institutionalized values in society. If Imam Hussain (a.s.) had not accepted this danger, if he had not made a move, if he had not taken action, if his blood had not been shed, if those great tragedies had not happened to the shrine of the Holy Prophet (s.w.a.), to Imam Ali's (a.s.) daughter and to the Holy Prophet's (s.w.a.) descendants, this event would not have gone down in history. The event that could have prevented that great deviation had to shock people and history as much as the deviation did. This shows Imam Hussain's (a.s.) self-sacrifice.

Of course, this is easier said than done. What Imam Hussain (a.s.) did was an extraordinary feat. That is to say, the dimensions of his action are far more than what we estimate. We usually ignore aspects and details. Once I spoke about Imam Hussain's (a.s.) patience. His patience was not limited to enduring thirst or seeing his companions being killed. These things are relatively easy to tolerate. The kind of patience that is difficult to practice is to listen to influential, aware and respectable people who keep creating doubts and telling you that what you are doing is dangerous and wrong. Who did those things? People like Abdullah Ja'far, Abdullah Zubair and Abdullah Abbas. These prominent figures of that time were constantly telling Imam Hussain (a.s.) not to do what he was doing. If it were somebody else, somebody who did not have that determination and stable character, he would have thought, "Well, I did my duty. These people are talking like this and the world is acting like that, so I should just say what I am supposed to say and do nothing else." A person who decides to stand up against such statements, such temptations, such doubts and such efforts to bend sharia and is not dissuaded from continuing his path - such a person is the one who can give rise to such a great transformation. In this regard our magnanimous Imam (r.a.) was similar to the Lord of the Martyrs. I explained this in another meeting and I do not want to go into the details now. This was how Imam Hussain (a.s.) acted as a guardian.

Jul 4, 2011

Imam Khamenei:

As long as the light of  Hazrat Khadijah al-Kubra (s.a.) and Hazrat Fatima Zahra (s.a.) continues to shine, the old and new anti-woman plots will not reach any results …

Muslim Iranian women have opened a new chapter in history for women throughout the world and they proved that it is possible to be a woman, to be modest, to wear hijab, to be noble and at the same time to play a pivotal role and make great achievements ...

thousands of Iranian women with Karbala-like spirit stand up against the apparent cruelties against women but they also revealed the true nature of modern cruelties to women. They showed that women's divine right to dignity is the most important right of women, a right that has never been recognized in the so-called modern world and it is time for this right to be recognized …
 

Sources:
Please click on the links below or any of the images above to view the full text of Imam Khamenei's statements and access more...

https://english.khamenei.ir/news/8011/Why-are-Hazrat-Abbas-s-pbuh-sacrifices-so-valuable

https://english.khamenei.ir/news/8707/The-path-of-Imam-Hussain-is-a-sweet-successful-path

https://english.khamenei.ir/news/9112/The-reason-the-Karbala-martyrs-are-so-great

https://english.khamenei.ir/news/5209/Why-are-the-martyrs-of-Karbala-the-masters-of-the-martyrs-throughout

https://english.khamenei.ir/news/7900/Commemorating-the-blood-of-martyrs-of-Karbala

https://english.khamenei.ir/news/7032/God-has-preserved-the-event-of-Karbala-throughout-history

https://english.khamenei.ir/news/10374/Keeping-the-memory-of-martyrs-alive-a-necessary-repetition-for

https://english.khamenei.ir/news/10032/The-pure-blood-of-Imam-Hussain-pbuh-is-the-most-blessed-blood

https://english.khamenei.ir/news/5944/Imam-Hussain-s-movement-an-instructive-movement-a-role-model

https://english.khamenei.ir/news/1753/Leader-Issues-Message-to-Congress-7-000-Martyred-Iranian-Women

Links:

 

https://english.khamenei.ir/Opinions/Imam_mahdi

Imam Hussain’s Revolution for Humanity

https://english.khamenei.ir/Opinions/AshuraUprising

Who is Imam Hussain? Why did he launch an uprising?

https://www.leader.ir/en

https://www.khamenei.ir/

https://english.khamenei.ir/

https://t.me/fazylatha

 

Note: All content is free to use

  • بنده خدا بنده خدا
۲۶
آذر
۰۴

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. انبیاء ۱۰۵

از امام باقر(ع) نقل شده که منظور از صالحان، اصحاب حضرت مهدی (ع) در آخر الزمان هستند.

*****************

شهدای کربلا:

حضرت عباس علیه السلام

او در واقعه کربلا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین(ع) بود و برای همراهان امام حسین(ع) از فرات آب آورد. عباس به همراه برادرانش دو امان‌نامه از طرف عبیدالله بن زیاد را رد کردند و در س‍پاه امام حسین(ع) جنگیدند و شهید شدند. به گفته برخی از کتاب‌های مقتل، در روز عاشورا در حالی که دو دستش بریده شده بود و گرز آهنین بر سرش فرود آمده بود، شهید شد ...

عبدالله بن علی بن ابی طالب(ولادت حدود سال ۳۵ قمری ـ شهادت در سال ۶۱ قمری در کربلا) از شهدای کربلا، فرزند امام علی(ع) و ام‌البنین و از برادران حضرت عباس(ع) است. عبدالله از برادرش عباس(ع) هشت سال کوچک‌تر، اما از دیگر برادرانش بزرگ‌تر بوده است. برخی او را اولین شهید از میان برادرانش عنوان کرده‌اند ...

عثمان بن علی بن ابی‌طالب (حدود سال ۳۹ قمری-سال ۶۱ قمری در کربلا)، از شهدای کربلا فرزند امام علی(ع) و ام‌البنین و از برادران حضرت عباس(ع) است. بنا بر برخی روایات، عثمان در هنگام شهادت ۲۱ ساله بوده و فرزندی نداشته است. مدفن او در مقبره جمعی شهدای کربلا در حرم امام حسین(ع) است ...

جعفر بن علی بن ابی طالب پسر امیرالمومنین و ام البنین که در واقعه کربلا حضور داشت و به همراه برادرانش عباس, عبدالله و عثمان در روز عاشورا به شهادت رسید ...

اسامی 72 تن از یاران باوفای امام حسین علیه السلام

شهید سید حسن مُدَرّس (۱۲۴۹ش-۱۳۱۶ش) فقیه و سیاستمدار شیعی بود. مدرس از علمای اصفهان در دوران مشروطه بود که به حمایت از مشروطه‌خواهان پرداخت. وی در دوره دوم مجلس، از طرف فقها به‌عنوان یکی از مجتهدانی تعیین شد که طبق قانون اساسی مشروطه می‌بایست بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته باشند. او از دوره سوم تا دوره ششم نیز برای چهار دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود. در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و به قم مهاجرت کرد. سید حسن مدرس با اقدامات رضاخان مخالفت می‌کرد. رضاخان او را تبعید کرد و به شهادت رساند. ۱۰ آذر در جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت شهادت او، به نام «روز مجلس» نامگذاری شده است ...

موارد مرتبط 1

موارد مرتبط 2

موارد مرتبط 3

شهید مصطفی چمران
دکتر مصطفی چمران از شهدای بزرگ دفاع مقدس بود. وی در شکل‌گیری تشکلهای دانشجویی ضد رژیم پهلوی و به خصوص انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا نقش اساسی داشت و نیز یکی از حامیان اصلی مقاومت در لبنان و فلسطین علیه اسرائیل بود. شهید چمران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و با شروع جنگ تحمیلی به اهواز رفت و سرانجام در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در منطقه دهلاویه به شهادت رسید ...

موارد مرتبط

شهید محمدابراهیم همت
در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید ...

موارد مرتبط

شهید مهدی زین الدین:
در زمان غیبت امام زمان (عج) چشم و گوشتان به ولی‌فقیه باشد تا ببینید از آن کانون فرماندهی چه دستوری صادر می‌شود ...

شهید شهید محمود کاوه:
دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئه‌ای را که علیه انقلاب طرح ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر، آن را خنثی خواهد کرد ...

موارد مرتبط

شهید سید مرتضی آوینی:
حزب الله اهل ولایت است و اهل ولایت بودن دشوار است، پایمردی می‌خواهد و وفاداری...

نامه‌ی شهید آوینی به امام خامنه‌ای

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر(عج) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای أیدکم‌الله تعالی بتأییداته ‌الخالصه.
سلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته.

امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی‌گذارد لذا حقیر مستقیماً با استمداد از فضل بی‌منتهای رب‌العالمین وارد در اصل مطلب می‌شوم بعد از عرض این مختصر که:

ما با حضرتعالی به‌عنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم؛ همان‌گونه که پیش از این درباره‌ی امام امت(ره) بوده‌ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری که پیش از این داشته‌اند‌.‌ خدا شاهد است که این سخن از سر کمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانه‌های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل‌الله عشق می‌ورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه‌ی‌ خشک و بی‌روح. این سخن یک فرد نیست؛‌ دست جماعتی عظیم است که به‌سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند.‌ بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده،‌ که مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.
کمترین مطیع شما
سید مرتضی آوینی

موارد مرتبط

بخشی از وصیت نامه شهید سید محمد میرسالاری:

شهادت: 27 بهمن ۱۳۶۴ در منطقه فاو عملیات والفجر 8

شما در مقابل خون شهدا مسئولی، اگر جلوی بی حجابی ناموستان را نگیرید . مسئولی اگر به انقلاب ضربه بزنید ...

موارد مرتبط 1

موارد مرتبط 2

موارد مرتبط 3

موارد مرتبط 4

موارد مرتبط 5

موارد مرتبط 6

موارد مرتبط 7

موارد مرتبط 8

موارد مرتبط 8

شهید حسین خرازی:
از مردم می‌خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه ما راه حق است ...

موارد مرتبط

شهید علی صیاد شیرازی:
صحبتی را که ولایت مطرح می‌کند به محض ایراد سخن، بر ما واجب می‌شود ...

موارد مرتبط

بخشی از وصیت‌نامه شهید احمد کشوری:

راه شهیدان را ادامه دهید که آنها نظاره گر شمایند.
مواظب ستون پنجم باشید که در داخل شما هستند.
بی تفاوتی را از خود دور کنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید. مردم کوفه نشوید و امام را تنها نگذارید ...

شهید احمد کشوری:

تا آخرین قطره خون برای اسلام و اطاعت از ولایت فقیه خواهم جنگید ...

حاج احمد متوسلیان :
ای بسیجی! تا زمانی که پرچم اسلام را در افق عالَم به اهتزاز درنیاورده‌ای، حق نداری استراحت کنی

"أیها المجاهد! لیس لک أن تستریح حتى ترفع رایة الإسلام خفاقة فی الأفق.

"الحاج أحمد متوسلیان

حاج احمد متوسلیان:
«تا آن زمانی که افراد و کشورها، علیه کفر «یعنی اسراییل» بجنگند، ما نیز با آن ها همراه و همکار خواهیم بود. اکنون برادران سوری‏مان در این جهت هستند و ما هم در کنارشان هستیم و با این برادران همکاری می‏کنیم و می‏جنگیم و اعتقاد داریم که انقلاب اسلامی را باید به جهان صادر کنیم.
(ما) با اسراییل وارد جنگ خواهیم شد و عملیات‏مان را علیه آنها شروع خواهیم کرد. هرکس با ماست؛ بسم‌‏الله! هرکس با ما نیست، خداحافظ! ما با ایمانمان می‏جنگیم؛ جندالله با ایمانش می‏جنگد.
روزی را نزدیک خواهیم نمود که اسراییل چنان بترسد و در فکر این باشد که مبادا از لوله سلاحمان، به جای گلوله، پاسدار بیرون بیاید. باشد که ما شبانگاهان بر سرشان بریزیم؛ همچون عقابان تیزپروازی که شب و روز برایشان معنا ندارد. و باشد آنجایی به هم برسیم که با گرفتن هزاران اسیر از صهیونیست‏ها به جهانیان ثابت کنیم که ما به اتکا به سلاح ایمان‏مان می‏جنگیم؛ نه به اتکای هواپیما، نه با موشک‏های سام، نه با تانک، نه با توپ، نه با آتش جنگ‌‏افزارهای مادی‏مان، ان‌شاءالله.»

موارد مرتبط

*****************

بخشی از وصیت نامه مهدی باکری:

بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست. به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید. پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید. اهمیت زیاد به نماز و دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است ...

همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آن‌ها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همان‌گونه تربیت بدهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل، برای اسلام ببار آیند...

شهید مهدی باکری:
برادران می‌دانند که ولایت محور اصلی جامعه ما است. یعنی همه چیز ما بر حول محور ولایت شکل می‌گیرد و امام امت این را دقیقاً تفهیم کرده‌اند و به ما گفته‌اند که چگونه این محور را نگه داریم و حول آن حرکت کنیم تا اینکه جامعه اسلامی و حرکت صحیح اسلامی داشته باشیم ...

موارد مرتبط

*****************

*****************

بخشی از وصیت نامه حمید باکری:

آشنایی کامل با قرآن کریم که عزت‌بخش شما در این دنیای سرتا پا گناه خواهد بود، داشته و در آیات آن تفکر زیاد بنمایید و با صوت خواندن قرآن را فرا گیرید ...

به کسب علم و آگاهی و شناخت در تاریخ اسلام و تاریخ انقلابات اسلامی اهمیت زیاد قائل شوید. قدر این انقلاب اسلامی را بدانید و مدام در جهت تحکیم مبانی جمهوری اسلامی کوشا باشید و زندگی خود را صرف تحکیم پایه‌های این جمهوری قرار دهید ...

به اخلاقیات اسلام اهمیت زیاد قائل شده و آن را کسب و عمل نمایید. در جماعات و مراسم به خصوص نماز جمعه، دعای کمیل و توسل و مجالس بزرگداشت شهداء مرتب شرکت نمایید. رساله امام را دقیق خوانده و مو به مو عمل نمایید ...

موارد مرتبط

شهید احمد کاظمی

قسمتی از وصیت نامه شهید نورعلی شوشتری:

دیروز از هر چه بود گذشتیم، امروز از هر چه بودیم گذشتیم. آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز. دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود. جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد. آنجا بر درب اتاقمان می نوشتیم یاحسین فرماندهی از آن توست؛ الان می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید.

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم. آزادمان کن تا اسیر نگردیم ...

موارد مرتبط

موارد مرتبط

شهید محمد باقری

موارد مرتبط

موارد مرتبط

موارد مرتبط

شهید جاسم امامی یکم تیرماه ۱۳۴۲ در روستای هلشی سفلی از توابع شهرستان ایوان در استان ایلام به دنیا آمد. پدرش صیدمحمد کشاورز بود و مادرش دولت قاسمی ماژین خانه دار. او در آغازین روز‌های جنگ تحمیلی به جبهه پیوست و در عملیات‌های زیادی حضور داشت. ۱۱ بهمن ۱۳۶۵ در حالی که برای جمع آوری اطلاعات و شناسایی و ارزیابی نیرو‌های دشمن به منطقۀ شلمچه در غرب کانال ماهی رفته بود بر اثر برخورد با ترکش خمپارۀ دشمن به شهادت رسید و مفقودالاثر شد. بعد از ۱۱ سال،۱۳ مهرماه ۱۳۷۶ توسط گروه تفحص پیکر پاک جاسم پیدا شد. پیکر او پس از تشییع باشکوه در گلزار شهدای امامزاده حاجی حاضر (ع) در شهرستان ایوان به خاک سپرده شد.

شهیدان مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی سه شهید دانشجو هستند که در جمع اعتراض دانشجویان به سفر نیکسون شرکت داشتند در دانشگاه تهران (16 آذر 1332) توسط رژیم پهلوی به شهادت رسیدند...

موارد مرتبط 1

موارد مرتبط 2

موارد مرتبط 3

موارد مرتبط 4

موارد مرتبط 5

موارد مرتبط 6

موارد مرتبط 7

موارد مرتبط 8

موارد مرتبط 9

موارد مرتبط 10

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مرحوم میرزا کوچک جنگلی یک واحد مینیاتوری از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را در رشت و در همان محدوده‌ی خاصّ خودش گیلان به‌وجود آورده بود.» ۱۳۹۱/۰۸/۲۹

****************

هرگونه تبلیغات در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

التماس دعا

  • بنده خدا بنده خدا
۰۶
آذر
۰۴

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

امیرالمومنین (علیه السّلام) :
چقدر شایسته است که انسان در ساعتی از زندگی خود از مشغولیت های زندگی چشم بپوشد و به حساب نفس خود برسد و درآنچه که در روز و شب خود به دست آورده و یا از کف داده، اندیشه نماید.

غررالحکم ، ح۴۷۴۹

ویژه نامه ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها

تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۰- تفسیر نور:

«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ» همانا کسانی که کفر ورزیدند، نه اموالشان و نه فرزندانشان در برابر (عذاب) خدا (در قیامت) هیچ به کارشان نمی‌آید و آنان خود هیزم و سوخت آتشند.
نکته‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۰:

«وَقُودُ» به معنای مادّۀ سوختنی است.
وسیلۀ آتش ‌زایی دوزخ دو چیز است:

سنگ‌‏ها و انسان‏‌ها «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ» « بقره، ۲۴» خصلت‌ها و افکار و اعمال، هویّت انسان را دگرگون می‏‌کند و انسان به سوخت آتش تبدیل و خود عامل سوختن خود می‌‏شود.

غیر او هیچ کس، نه در دنیا و نه در آخرت، نیازهای واقعی انسان را تأمین نمی‌کند و انسان در هر حال به او نیازمند است.
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۰:

۱. به مال و فرزند مغرور نشوید. دلبستگی به غیر خدا هر چه باشد، محکوم است. «لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ»

۲. کفر، انسان را از مدار انسانیّت خارج و در حدّ اشیای مادّی و طبیعی پایین می‌آورد. «أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ»
تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۱- تفسیر نور:

«کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللَّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ» (شیوۀ کفّار) مانند روش فرعونیان و کسانی است که پیش از آنها بودند، آیات ما را تکذیب کردند، پس خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت. و خدا سخت کیفر است.
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیه ۱۱:

۱. بعد از بیان کلّیات، بیان نمونه‌ها لازم است. «کَفَرُوا»، «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ»

۲. تکیه بر قدرت مادّی، مال و اولاد، شیوۀ فرعون است. «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ»

۳. تاریخ و تجربۀ گذشتگان، بهترین درس است. «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ ...»

فرعون و آل فرعون که قهرمان قدرت و زور بودند، در برابر قهر خداوند نتوانستند لحظه‌‏ای مقاومت کنند، شما به این مال و قدرت اندک خود ننازید.

۴. گاهی نقش اطرافیان طاغوت از خود طاغوت کمتر نیست. «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ»

۵. گناه بد است، ولی بدتر از آن عادت به گناه و روحیّۀ گناه است. «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ ...»

۶. خصلت‌‏ها، شیوه‌‏ها و اعمال و گناهان مشابه، جزا و پاداش مشابه دارد. «کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ»

۷. عامل هلاکت امّت‌‏ها، گناهان آنان بوده است. «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ»

۸. آنجا که گناه جزو روحیّه و عادت شد، عقوبت پروردگار سخت است. «کَدَأْبِ»، «شَدِیدُ الْعِقابِ»
تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۲- تفسیر نور:

«قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلی‏ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ» به کسانی که کافر شدند بگو: به زودی شکست می‏‌خورید و به سوی جهنّم رانده می‌شوید و چه بد جایگاهی است.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۱۲:
شأن نزول- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۲

چنان که در تفاسیر مجمع البیان و کبیر و مراغی آمده است: وقتی مسلمانان در سال دوّم هجری در جنگ بدر پیروز شدند، گروهی از یهود گفتند: این پیروزی نشانۀ صدق محمّد صلی اللَّه علیه و آله است، چون در تورات آمده است: او بر دشمنانش پیروز می‌شود.

گروهی دیگر از یهود گفتند: عجله نکنید، شاید در جنگ‏‌های دیگر شکست بخورد.

وقتی در سال سوّم، جنگ احد پیش آمد و مسلمانان شکست خوردند، این گروه از یهودیان خوشحال شدند.

آیه نازل شد که زود قضاوت نکنید، در آیندۀ نزدیک شما شکست می‌خورید.

طولی نکشید که مسلمانان، یهود بنی قریظه و بنی نضیر مدینه را درهم شکستند و در فتح مکّه نیز مشرکان را از بین بردند.
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۲:

۱. دلداری مؤمنان و تهدید کفّار، نشانۀ رهبری صحیح و ایمان به هدف است. «قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ»

۲. یکی از معجزات قرآن، پیشگویی های صادق آن است. «سَتُغْلَبُونَ»

۳. حق، پیروز و کفر، محکوم به شکست است. «سَتُغْلَبُونَ»

۴. با شایعات و تبلیغات دشمن، برخورد کنید. «سَتُغْلَبُونَ»

۵. از شکست‌هایی نگران باشید که به جهنّم منتهی می‏‌شود، و الّا در هر جنگی احتمال شکست وجود دارد. «سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلی‏ جَهَنَّمَ»
تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۳- تفسیر نور:

«قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْری‏ کافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ» به یقین در دو گروهی که (در جنگ بدر) با هم روبه‌رو شدند، برای شما نشانه (و درس عبرتی) بود. گروهی در راه خدا نبرد می‏‌کردند و گروه دیگر که کافر بودند (در راه شیطان و هوس خود) کفّار به چشم خود مسلمانان را دو برابر می‌دیدند (و این عاملی برای ترس آنان می‌‏شد) و خداوند هر کس را بخواهد به یاری خود تأیید می‌‏کند. همانا در این امر برای اهل بینش، پند و عبرت است.
نکته‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۳:

این آیه مربوط به جنگ بدر است که دو گروهِ مسلمانان و کفّار در برابر یکدیگر قرار گرفتند.

در این نبرد تعداد مسلمانان سیصد و سیزده نفر بود که هفتاد و هفت نفر آنها از مهاجرین و دویست و سی و شش نفر از انصار بودند.

پرچمدار مهاجرین حضرت علی علیه السلام و پرچمدار انصار سعد بن عباده بود.

مسلمانان هفتاد شتر، دو اسب، شش زره و هشت شمشیر داشتند،

ولی لشکر کفر بیش از هزار رزمنده و صد اسب‏‌سوار داشت.

مسلمانان در آن جنگ با دادن بیست و دو شهید، ۱۴ نفر از مهاجرین و ۸ نفر از انصار بر دشمن کافر با ۷۰ کشته و ۷۰ اسیر پیروز شدند.

جنگ بدر با پیش‌بینی قبلی انجام نشد. هدف، مصادرۀ اموال کفّار به تلافی مصادرۀ اموال مسلمین مهاجر از مکّه بود که به جنگ و برخورد نظامی انجامید. «فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا»
آیا آیۀ ۴۴ سورۀ انفال با آیۀ ۱۳ سوره ی آل عمران با هم منافات ندارند؟

در این آیه می‌‏خوانیم که کفّار، مسلمانان را دو برابر دیدند «یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ» در حالی که در آیۀ ۴۴ سورۀ انفال می‌‏خوانیم: مسلمانان در چشم کفّار کم جلوه کردند «یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ» چگونه چنین چیزی ممکن است؟

در پاسخ باید گفت: در آغاز جنگ، مسلمین را کم دیدند تا جرأت هجوم پیدا کنند و از کفّار مکّه کمک نخواهند، ولی در هنگام جنگ، آنان را زیادی دیدند و خود را باختند. بنابراین کم دیدن و زیاد دیدن در دو مرحله و دو زمان بود، لذا تناقضی نیست. «تفسیر صافی»
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۳:

۱. هدف جنگ باید خدا و دین خدا باشد. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

۲. رزمندگان مسلمان دارای یک هدف هستند. «فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (ولی رزمندگان کافر هر کدام برای هدفی به جنگ آمده ‏اند.)

۳. آنجا که خدا بخواهد دیدها، برداشت ‏ها و افکار عوض می‌شود. با همین چشم همین جمعیّت را دو برابر می‌بیند. «یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ»

۴. یکی از امدادهای غیبی، ایجاد رُعب در دل دشمنان است. «یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ»، «وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ»

۵. جنگ بدر نشان داد که ارادۀ خداوند بر ارادۀ خلق غالب، و تنها امکانات مادّی، عامل پیروزی نیست. «یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ»

۶. گرچه خداوند هر کس را بخواهد یاری می‏‌کند «مَنْ یَشاءُ» ولی شرط یاری آن است که مردم در مقام نصرت دین او بپاخیزند. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» در جای دیگر نیز می‌فرماید:«ان تنصروا اللَّه ینصرکم»، «محمّد، ۷»

۷. هدف از بیان تاریخ باید عبرت و پندگیری باشد. «لَعِبْرَةً»

۸. گرچه حوادث برای همه مایۀ پند و عبرت است «کانَ لَکُمْ آیَةٌ» ولی درس گرفتن از نشانه‌ها، بصیرت و بینش می‏‌خواهد. «لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ»

۹. کسانی که از جنگ بدر درس نگیرند، صاحب بصیرت نیستند. «لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ»
تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۴- تفسیر نور:

«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» عشق و علاقه به زنان و فرزندان پسر و اموال زیاد، از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپایان و کشتزارها که همه از شهوات و خواسته‌های نفسانی است، در نظر مردم جلوه یافته است، (درحالی‌که) اینها بهره‏‌ای گذرا از زندگانی دنیاست و سرانجام نیکو تنها نزد خداوند است.
نکته‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۴:

«الْقَناطِیرِ» جمع «قنطار» به معنای مال زیاد است و آمدن کلمۀ «الْمُقَنْطَرَةِ» به دنبال آن، برای تأکید بیشتر است. نظیر اینکه بگوییم: آلاف و الوف، هزاران هزار.

«الْخَیْلِ» به معنای اسب و اسب سوار، هر دو آمده است و «الْمُسَوَّمَةِ» یعنی نشاندار.

اسب‌‏هایی که به خاطر زیبایی اندام و یا تعلیمی که می‏‌دیدند، دارای برجستگی‏‌های خاصّی می‌شدند، به آنها «الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ» می‏‌گفتند.

جلوه کردن دنیا در نظر انسان، گاهی از طریق خیالات شخصی و گاهی از سوی شیطان و گاهی از جانب اطرافیان متملّق صورت می‌‏گیرد.

از طریق اوهام شخصی:

«یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»، « کهف، ۱۰۴» و «فَرَآهُ حَسَناً»، « فاطر، ۸»

و از سوی شیطان: «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ»، « انعام، ۴۳»

و از طرف اطرافیان متملّق «زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ»، «غافر، ۳۷»

مصادیق جلوه‌‏های دنیا که در آیۀ ذکر شده، با توجّه به زمان نزول آیه است و می‏‌تواند در هر زمانی مصادیق جدیدی داشته باشد.

طلا و نقره، کنایه از ثروت‌اندوزی، و اسب کنایه از مرکب و وسیلۀ نقلیّه است.
با اینکه خداوند زینت بودن مال و فرزند را پذیرفته است «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»، «کهف، ۴۶» پس چرا این آیه در مقام انتقاد است؟

زینت بودن چیزی، غیر از دلبستگی به آن است. در این آیه انتقاد از دلبستگی شدید است که از آن به «حُبُّ الشَّهَواتِ» تعبیر می‌‏کند.

کلمۀ «الْبَنِینَ» شامل دختران نیز می‌شود، نظیر اینکه می‏‌گوییم: عابرین محترم از پیاده‌رو حرکت کنند که شامل زنان عابر نیز می‏‌شود.

امام صادق علیه‌السّلام با استناد به «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ...» فرمودند: مردم در دنیا و آخرت از چیزی بیشتر از زنان لذّت نمی‌برند... اهل بهشت نیز بیش از هر چیز به نکاح تمایل دارند تا خوردنی‌ها و آشامیدنی‌‏ها. «کافی، ج ۵، ص ۳۲۱»

این روایت دلیل تقدّم «النِّساءِ» را بر دیگر موارد بیان می‌کند.
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۴:

۱. علاقۀ طبیعی به مادّیات، در نهاد هر انسانی وجود دارد، آنچه خطرناک است فریب خوردن از زینت‌ها و جلوه‏‌های آن، و عدم کنترل دلبستگی‌‏هاست. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ ...»

۲. جلوۀ دنیا برای مردمِ عادّی است، نه افراد فرزانه. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ» در نظر همسر فرعون که فرزانۀ تاریخ است، کاخ و طلای او بی‌‏ارزش است. «نجّنی من فرعون و عمله»، «تحریم، ۱۱»

۳. علاقۀ بیش از حد به زن و فرزند، بیش از هر چیز مایۀ دلبستگی انسان به دنیا می‌‏گردد. «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ»

۴. مراقب باشیم که زینت‏‌ها و جلوه‌های دنیا، مقدّمۀ غفلت از آخرت است. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ»، «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

۵. یکی از عوامل بد عاقبت شدن، شیفتگی و دلبستگی به دنیاست. زیرا عاقبت نیکو تنها نزد خداست. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ»، «اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

۶. یکی از شیوه‌های تربیتی، تحقیر مادّیات و بیان عظمت معنویات است. «ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

۷. بهترین راه برای کنترل علائق مخرّب، مقایسۀ آن با الطاف جاودانۀ الهی است. «وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»
تفسیر صفحۀ ۵۱ قرآن کریم- سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۵- تفسیر نور:

«قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» بگو: آیا شما را به بهتر از اینها (که محبوب شماست) خبر دهم؟ برای کسانی که تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغ‌هایی (بهشتی) است که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است. برای همیشه در آنجا (بهره‌‏مند) هستند و همسرانی پاک (خواهند داشت) و رضا و خشنودی خداوند (شامل حالشان می‌‏شود) و خداوند به حال بندگان بیناست.
نکته‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۵:

در آخرین جمله از آیۀ قبل خواندیم که عاقبتِ نیک نزد خداوند است «وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» این آیه سیمایی از بهشت نیکوکاران را ترسیم می‌کند.
پیام‌های سورۀ آل عمران- آیۀ ۱۵:

۱. در دعوت مردم به حق، آنان را به مقایسۀ دنیا و آخرت دعوت کنیم. «قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ...»

۲. دوام و ثباتِ بهشت، و رضایت خداوند کجا و لذایذ موقّت و ناپایدار دنیا کجا؟ «ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»، «قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ»

۳. افراد با تقوا، شیفتۀ زرق و برق دنیا نمی‌شوند. «متّقین» در این آیه، در مقابل «لِلنَّاسِ» در آیۀ قبل به کار رفته است.

۴. ملاک رسیدن به نعمت‏‌های آخرت، تقوی است. «لِلَّذِینَ اتَّقَوْا»

۵. تشویق باید هماهنگ با خواسته‌های طبیعی و فطری باشد. «الْأَنْهارُ»، «أَزْواجٌ»، «خالِدِینَ»

۶. پاکدامنی و پاکیزگی، برترین ارزش است. «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ»

۷. لذّت‌های متّقین، تنها محدود به لذایذ مادّی نیست، رضایت الهی بالاترین لذّت معنوی است. «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ»

۸. ادّعای تقوی را کم کنیم، خداوند بصیر و داناست. «وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ»

منبع: تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۲۱ - ۲۸.

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره انعام آیه ۱۶۵

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۱۶۵﴾

۱۶۵ - و او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان خود) در زمین قرار داد، و بعضى را بر بعض دیگر، درجاتى برترى داد تا شما را به آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید مسلما پروردگار تو سریع الحساب ، و آمرزنده مهربان است (به حساب آنها که از بوته امتحان نادرست در آیند زود مى رسد، و نسبت به آنها که در مسیر حق گام بر مى دارند مهربان مى باشد).

It is He who has made you caliphs in the earth and raised some of you in rank above others, so that He might try you in what He has given you. Swift is your Lord in retribution; yet He is Forgiving, Merciful. (165)

تفسیر
در این آیه که آخرین آیه سوره انعام است به اهمیت مقام انسان و موقعیت او در جهان هستى اشاره مى کند تا بحثهاى گذشته در زمینه تقویت پایه هاى توحید و مبارزه با شرک ، تکمیل گردد، یعنى انسان ارزش خود را به عنوان برترین موجود در جهان آفرینش بشناسد تا در برابر سنگ و چوب و بتهاى گوناگون دیگر سجده نکند و اسیر آنها نگردد، بلکه بر آنها امیر باشد و حکومت کند.
لذا در جمله نخست مى فرماید: او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان خود) در روى زمین قرار داد (و هو الذى جعلکم خلائف الارض .
انسانى که نماینده خدا در روى زمین است ، و تمام منابع این جهان در اختیار او گذارده شده ، و فرمان فرمانروائیش بر تمام این موجودات از طرف پروردگار صادر شده است ، نباید آنچنان خود را سقوط دهد که از جمادى هم پست تر گردد و در برابر آن سجده کند.
سپس اشاره به اختلاف استعدادها و تفاوت و مواهب جسمانى و روحى مردم و هدف از این اختلاف و تفاوت کرده ، مى گوید: و بعضى از شما را بر بعض دیگر درجاتى برترى داد تا به وسیله این مواهب و امکانات که در اختیارتان قرار داده است شما را بیازماید (و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فى ما آتاکم ).
و در پایان آیه ضمن اشاره به آزادى انسان در انتخاب راه خوشبختى و بدبختى نتیجه این آزمایشها را چنین بیان مى کند: پروردگار تو (در برابر آنها) که از بوته این آزمایشها سیه روى بیرون مى آیند سریع العقاب و در برابر آنها که در صدد اصلاح و جبران اشتباهات خویش بر آیند آمرزنده و مهربان است (ان ربک سریع العقاب و انه لغفور رحیم ).
تفاوت در میان انسانها و اصل عدالت
شک نیست که در میان افراد بشر یک سلسله تفاوتهاى مصنوعى وجود دارد
که نتیجه مظالم و ستمگرى بعضى از انسانها نسبت به بعض دیگر است مثلا جمعى مالک ثروتهاى بى حسابند، و جمعى بر خاک سیاه نشسته اند، جمعى بر اثر فراهم نبودن وسائل تحصیل ، جاهل و بیسواد مانده اند و جمع دیگرى با فراهم شدن همه گونه امکانات به عالیترین مدارج علمى رسیده اند، عدهاى به خاطر کمبود تغذیه و فقدان وسائل بهداشتى ، علیل و بیمارند، در حالى که عده دیگرى بر اثر فراهم بودن همه گونه امکانات ، در نهایت سلامت به سر مى برند.
اینگونه اختلافها ثروت و فقر، علم و جهل ، و سلامت و بیمارى ، غالبا زائیده استعمار و استثمار و اشکال مختلف بردگى و ظلمهاى آشکار و پنهان است .
مسلما اینها را به حساب دستگاه آفرینش نمى توان گذارد، و دلیلى ندارد که از وجود اینگونه اختلافات بى دلیل دفاع کنیم .
ولى در عین حال نمى توان انکار کرد که هر قدر اصول عدالت در جامعه انسانى نیز رعایت شود باز همه انسانها از نظر استعداد و هوش و فکر و انواع ذوقها و سلیقه ها و حتى از نظر ساختمان جسمانى یکسان نخواهند بود.
ولى آیا وجود این گونه اختلافات مخالف با اصل عدالت است یا به عکس عدالت به معنى واقعى ، یعنى هر چیز را به جاى خود قرار دادن ایجاب مى کند که همه یکسان نباشند.
اگر همه افراد جامعه اسلامى مانند پارچه یا ظروفى که از یک کارخانه بیرون مى آید، یک شکل ، یکنواخت با استعداد مساوى و همانند بودند، جامعه انسانى یک جامعه مرده بى روح ، خالى از تحرک و فاقد تکامل بود.
درست به اندام یک گیاه نگاه کنید ریشه هاى محکم و خشن ، با ساقه هاى ظریفتر اما نسبتا محکم ، و شاخه هائى لطیفتر و بالاخره برگها و شکوفه ها و گلبرگهائى که هر کدام از دیگرى ظریفتر است دست به دست هم داده و یک بوته گل زیبا را ساخته اند، و سلولهاى هر یک به تفاوت ماموریتهایشان کاملا مختلف و استعدادهایشان به تناسب وظائفشان متفاوت است .
عین این موضوع در جهان انسانیت دیده مى شود، افراد انسان رویهمرفته نیز یک درخت بزرگ و بارور را تشکیل مى دهند که هر دسته بلکه هر فردى رسالت خاصى در این پیکر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب آن ساختمان مخصوص به خود، و این است که قرآن مى گوید این تفاوتها وسیله آزمایش شما است زیرا همانطور که سابقا هم گفتیم آزمایش در مورد برنامه هاى الهى به معنى تربیت و پرورش است ، و به این ترتیب پاسخ هر گونه ایرادى که بر اثر برداشت نادرست از مفهوم آیه عنوان مى شود روشن خواهد گردید.
خلافت انسان در روى زمین
نکته جالب دیگر اینکه : قرآن کرارا انسان را به عنوان خلیفه و نماینده خدا در روى زمین معرفى کرده است ، این تعبیر ضمن روشن ساختن مقام بشر، این حقیقت را نیز بیان مى کند که اموال و ثروتها و استعدادها و تمام مواهبى که خدا به انسان داده ، در حقیقت مالک اصلیش او است ، و انسان تنها نماینده و مجاز و ماذون از طرف او مى باشد و بدیهى است که هر نمایندهاى در تصرفات خود استقلال ندارد بلکه باید تصرفاتش در حدود اجازه و اذن صاحب اصلى باشد. و از اینجا روشن مى شود که مثلا در مساله مالکیت ، اسلام هم از اردوگاه کمونیسم فاصله مى گیرد و هم از اردوگاه کاپیتالیسم و سرمایه دارى ، زیرا دسته اول مالکیت را مخصوص اجتماع ، و دسته دوم در اختیار فرد مى داند، اما اسلام مى گوید: مالکیت نه براى فرد است و نه براى اجتماع ، بلکه در واقع براى خدا است و انسانها وکیل و نماینده اویند و به همین دلیل اسلام هم در طرز در آمد افراد، نظارت مى کند، و هم در چگونگى مصرف ، و براى هر دو قیود و شروطى قائل شده است که اقتصاد اسلامى را به عنوان یک مکتب مشخص در برابر مکاتب دیگر قرار مى دهد.

 
حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
دوران امپراتوری آمریکا همانند امپراتوری پایان‌یافته‌ی شوروی رو به اضمحلال است. آمریکا، با تبلیغات دروغین و غیر واقعی،‌ قدرت خود را بیش از آنچه در توان او است نشان می‌دهد، امّا واقعیّت اثبات کرده که آمریکا یک قدرت محدود است. امروز، با قدرت کامله‌ی خداوند، آمریکا در دام خلیج فارس گرفتار آمده و تحوّلات جهانی نیز افق و آینده‌ی درخشانی را برای عالم اسلام و تفکّرات اسلامی بشارت می‌دهد ... ۱۳۶۹/۰۹/۱۸

 حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
اگر ما روی فرهنگ عمومی کار نکنیم، در توسعه‌ی اقتصادی هم خواهیم ماند. این، تازه در صورتی است که ما محور را توسعه‌ی اقتصادی بگیریم. البته در جامعه‌ی اسلامی، محور این نیست؛ توسعه‌ی اقتصادی وسیله است. به‌هرحال، از هر طرف که حرکت میکنیم، میبینیم که به فرهنگ میرسیم و راهها واقعاً به فرهنگ ختم میشود. برای فرهنگ باید کار کرد ...۱۳۶۹/۰۹/۱۹

هوشیاری و آمادگی، لازمه‌ی مسلمانی

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:

بارها تکرار شده است که لازمه‌ی مسلمانی، هوشیاری و آمادگی است. مسلمان آن نیست که بنشیند تا خطر او را غافلگیر کند و سراسیمه دنبال علاج‌جویی باشد؛ بلکه مسلمان آن است که به حکم قرآن - که فرموده است: «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّة و من رباط الخیل»(سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۰) - خود را از پیش در حد اعلای توان آماده می‌کند. ما بخصوص به خاطر تهدیدهایی که نظام جمهوری اسلامی و کشور عزیزمان همواره پیرامون خود داشته است و امروز هم دارد، باید این حکم «اعدّوا» را به معنای دقیق کلمه بفهمیم و عمل کنیم ... ۱۳۶۹/۰۹/۲۴

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

شهدای والامقام واقعه کربلا

یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

عبد الرّحمن بن عبد الرّب انصارى‏

عبدالرحمان بن عبد رب انصاری خزرجی از اصحاب پیامبر(ص) و امام علی(ع) و از شهدای کربلا. او در واقعه غدیر حضور داشت و از راویان حدیث غدیر است. او از کسانی است که در روز رحبه در برابر مردم به ماجرای غدیر و سخن پیامبر درباره ولایت امام علی(ع) شهادت داد...

https://imamhussain.org/persian/31418

شهید مدافع حرم شهید «مهدی قاضی‌خانی»

شهید مدافع حرم شهید هادی شریفی در معراج شهدا با پیکر عزیزشان وداع کردند. شهید شریفی بهمن ۱۳۹۴ برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شد و ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ به شهادت رسید. پیکر مطهر وی از طریق آزمایش DNA توسط مرکز ژنتیک نور سپاه تعیین هویت و بعد از گذشت پنج سال از شهادتش شناسایی شد.

به من می‌گفت: «از امام چیزهای دنیایی نخواه! کم هم نخواه! بگو آقاجان، معرفت خودِت رو به من بده!»

بخشی از وصیت‌نامه شهید حشمی‌پور:

شهادت: بیست و دوم اسفندماه ۱۳۶۳، در جزیره‌ی مجنون

من به‌عنوان یک فرد معتقد به جمهوری اسلامی و یک مسلمان و [برای] یک تکلیف الهی به جبهه رفته‎ام. من این راه را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و با هیچ زور و اجباری به جبهه نرفته‌ام ...

ای خواهران عزیز، چون زینب کبری(ع) در برابر مرگ برادرش مقاومت کنید. همیشه پیرو ولایت فقیه باشید ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید امرالله بابابزرگی

شهادت: ۲۱ بهمن‌ماه ۱۳۶۴ با اصابت ترکش در منطقه ام‌الرصاص

گوش به فرمان امام باشید ... زیرا سخن او سخن قرآن است. خداوند وجودش را تا انقلاب مهدی(عج) حفظ کند ...

ای کاش خون ما برای اسلام مؤثر واقع شود و خداوند گناهانمان را ببخشد. اگر صدها جان داشته باشیم، آن را نثار قرآن و اسلام می‌کنیم ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید «یحیی یاری»

شهادت: بیست و هشتم مرداد سال ۱۳۶۶ در منطقه قلاویزان مهران

 وصیت من به خواهرانم این است که براى ما شیون و زارى نکنند چونکه در راه حق جان دادن نگرانى ندارد. نگرانى و خوارى آنجاست که دشمن در خاک پاک انقلاب امام باشد و ما در خانه بنشینیم. پس به خاطر احترام به خون شهیدان حجابتان را رعایت کنید و به دختر من که مادر آینده انقلاب است راه و رسم عبادات و دین و دیانت بیاموزید ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید «قاسم احمدی طیفکانی»

شهادت: پنجم مهر ماه ۱۳۶۰ در کرخه

خداوند را سپاس‌ گزارم؛ با نام او به امید خداوند متعال این تکلیف شرعی خود را انجام خواهم داد و این جان ناقابل را فدای انقلاب اسلامی می‌کنم ... از ملت قهرمان ایران... تقاضا دارم که همان‌ گونه که تا کنون ادامه داده‌اند، به راهی که آن را صراط مستقیم می‌دانند پایبند بمانند و در مقابل توطئه‌های شرق و غرب بایستند و از این مسیر نترسند. اگر چه برخی از برادران شما در جبهه یا پشت جبهه شهید می‌شوند، هیچ‌گونه ناراحتی و دلسردی نداشته باشند؛ زیرا از هر قطره‌ی خون این شهیدان صدها حزب‌الله متعهد پدید می‌آید...

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید «حمیدرضا ذاکری دهوسطی»

شهادت: پنجم مهر ماه ۱۳۶۰، در محور آبادان ماهشهر

خدمت برادران و خواهران عزیزم؛ از شما تقاضا دارم که به دنبال هرچه بیشتر اسلام و قرآن باشید و هر یک از شما، حسین‌وار و فاطمه‌وار در راه اسلام کوشا باشید. امید امام و همه شهداى اسلام شما هستید. همیشه تقوا پیشه خود کنید. پس بدانید که چه بار سنگینی بر دوش دارید؛ هوشیار باشید و خودسازی کنید. به دنبال شناخت و درک بیشتر قرآن بروید و هر روز قرآن بخوانید تا منطق شما استوار شود ... امیدوارم که خداوند بخشنده مهربان، همه ما را در راه اسلام نگاه دارد و همه ما به آن درجه برسیم که از جان و مال خود در راه خدا انفاق کنیم ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «کریم کلمی»

شهادت: مهر ۱۳۶۳ در منطقه عملیاتی میمک

من از تمام ملت مسلمان ایران می‌خواهم که امام را تنها نگذارند و همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشند و از ملت به پا خواسته ایران می‌خواهم که راه این شهیدان را ادامه دهند، زیرا این انقلاب با خون این شهیدان به اینجا رسیده است ما باید از خون این شهیدان دفاع کنیم ... از تمام دوستان و قومان و ملت ایران می‌خواهم که راه این شهیدان را ادامه دهند برادران و دوستان جبهه‌ها را خالی نگذارید و همیشه جبهه‌ها را پر کنید و ما تا آخرین قطره خونی که داریم در راه این انقلاب و این شهیدان خواهیم جنگید ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «محمد کوهی»

شهادت: یازدهم مهرماه ۱۳۶۲، در منطقه عملیاتی قلاویزان مهران

ای فرزندانم، این انقلاب را حفظ کنید و پیرو خط امام خمینی باشید.

همواره و در هر حال، نماز را برپا دارید و واجبات را ترک نکنید.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «محمد توسلی»

شهادت: ۸ مهر ۱۳۵۹، در سن ۲۲ سالگی، در مریوان

شما‌ ای پدر‌ها و مادر‌ها بدانید در پیشگاه خداوند مسئول هستید فرزندانتان را به روش اسلامی تربیت کنید، آنها را ترسو و بی تفاوت تربیت نکنید. مردان و زنانی از آنان بسازید که نمونه باشند، نمونه یک مسلمان متعهد، مثل مسلمانان صدر اسلام که با جان خود اسلام را یاری کردند. سعی کنید اخلاق اسلامی را در بین کودکان خود رواج دهید، تا جامعه‌ای که از این کودکان ساخته می‌شود یک جامعه اسلامی باشد.

 

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید «نورالدین موسی»

شهادت: شانزدهم مهرماه ۱۳۶۱ در منطقه مرزی مهران

امروز مرگ باافتخار هزار بار بهتر از زندگى در سایه مستکبرین است، امروز روز یارى اسلام و مسلمین است.

اى کاش هزار جان داشتم و هر بار که شهید میشدم دوباره به صحنه برمیگشتم که به آنان بفهمانم عاشق خط سرخ ولایت فقیه هستم. دوستان شما را به خدا بى مطالعه افراد را طرد نکنید، گول منافقین را نخورید، دوستان خود را بشناسید و از دشمنان غافل نشوید ...

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید ذبیح‌الله عاصی‌زاده

شهادت: 21 مهرماه سال 1362 در منطقه بانه

شما باید حافظ ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را همچون نگین انگشتر درمیان خود نگهدارید ...

نگذارید خون شهیدان ما بخشکد و باید هر چه سریعتر و با سرعت عمل بیشتر راهشان را ادامه دهید، راه همان راه حسین است. هدف اسلام است و مقصد کربلا و سپس قدس عزیز است ...

ای آمریکا از همین جا به تو هشدار می دهم هر حیله ای بکاربری به ضرر خودت تمام می شود و خواهی دید که در همین نزدیکیها با ملتهای مسلمان متحد می شویم. و رژیمهای دست نشاده ات را سرنگون می کنیم و اول به سراغ این فرزند نامشروعت که اسرائیل است خواهیم آمد و خواهی دید که با قدرت الهی کارش را تمام کرده و به سراغت خواهیم آمد ...

https://harimeharam.ir/shohada/22/1

شهید مدافع حرم شهید سید علی زنجانی

تاریخ شهادت : 1398/12/09 محل شهادت : سراقب - ادلب - سوریه

https://www.golzar.info/350800

شهید مدافع حرم شهید محمدعیسی وطنی
شـهادت: ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
خان طومان توسط تروریست های تکفیری


نماز و حجاب از جمله مسائلی است که همواره مورد تاکید شهدا بوده است. شهیدان مدافعان حرم «ایوب رحیم‌پور»، «محمد هادی‌نژاد» و «علی اکبر شیرعلی» نیز در وصیت نامه خود اطرافیان را به رعایت حجاب و اقامه نماز دعوت کرده اند ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید ایوب رحیم‌پور:
وصیت می‌کنم خواهرم حجاب، مجوز ورود تو به بهشت است، آیا واقعا بهشت را نمی‌خواهی؟ ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم
شهید محمد هادی نژاد:
من نماز میخوانم تا خودم سبک شوم. اگر نمازم ترک شود قلبم درد می‌گیرد. احساس می‌کنم دیدار دوستی با ارزش را از دست دادم ...


 

بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید علی اکبر شیرعلی:
خواهرم، آبروی حجـاب زینب و فاطمه(س) در دست شما است و بدانید که اقتـدار این دو بزرگـوار به حجـاب آنان بود ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید محمود هاشمی سنجانی:
عاجزانه از شما بسیجیان ایران زمین میخواهم: شما را به خون شهدای عزیز و بزرگوار؛ نگذارید این انقلاب به دست نااهلان بیفتد و گوش‌تان به پیام‌های رهبر فرزانه باشد ...

 همسرشهید مدافع حرم شهید روزبه هلیسایی:
«متاسفانه وصیت‌نامه همسرم به دست ما نرسیده است، گویا متن وصیت‌نامه در زمان شهادت در جیب لباس حاج آقا بود و به همین دلیل به دست ما نرسید. ولی از توصیه‌های زبانی حاج آقا به ما این بود که پیرو ولایت فقیه باشیم. سعی کنیم اعمالمان طوری باشد که دل امام زمان(عج) شاد بشود و سعی کنیم با اعمالمان به امام عصر(عج) خدمت کنیم. در مورد رعایت حجاب خیلی به ما توصیه می‌کردند می‌گفت: مراقب باشیم دچار غفلت از نفس خودمان نشویم زیرا شیطان از غفلت ما استفاده می‌کند و مسیر ما را دچار انحراف خواهد کرد. در مورد غیبت نکردن خیلی توصیه و تاکید می‌کردند.»

https://navideshahed.com/fa/news/599592

شهید علیرضا قنبری

شهادت: ۱۴۰۴/۰۴/۰۲

از شهدای جنگ ۱۲روزه توسط حملات رژیم صهیونیستی

مادر شهید:

جوان‌ها می‌توانند آینده این کشور را بسازند. از همه جوانان می‌خواهم گوش به سخنان رهبر معظم انقلاب بسپارند و به آن عمل کنند ...

شهید ناصر پاکدامن

شهید پرویز چراغی

شهید پرویز پاکدامن

شهید رحمان خادم رضائیان
 

شهید سهراب رفیعی سامانی

شهید رحیم بیات

شهید رحمان قربانی نسب

شهید رسول اسدی مخبر

شهید صاحب علی عظیمی



کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا

  • بنده خدا بنده خدا
۲۸
آبان
۰۴

 

In the Name of Allah, the Merciful, the Most Merciful

We have written in the Psalms, after the Remembrance: 'The righteous among My worshipers shall inherit the earth

Sura 21: AL-ANBIYA (THE PROPHETS) - Juz' 17 - Translation Qarib

Quran

**************

Note: All content is free to use

Imam Khamenei:

Lady Zainab is a prominent lady in the history of humanity, not just in the history of Islam.
This great lady is a role model for nurses.
Some jobs deal with the beauties in life, but your job deals with sufferings and pain. Honouring nurses equals appreciation of religious values and rare human virtues, from compassion and sympathy to patience in the face of pain and irritability. Our society today needs empathy, commitment, patience and endurance ...
 

"I saw nothing but beauty": Zeinab al-Kubra (sa)

On the day of Ashura Zeinab al-Kubra watched many of her dear ones go to the battlefield to get martyred. She watched Hussein ibn Ali (a.s.), Abbas, Ali Akbar, Qasem, her children, and other dear ones go to the battlefield. After they were martyred, she went through all those pains: The invasion of the enemy, disrespect, and the responsibility to take care of the surviving children and women. Is it possible to compare the enormity of this tragedy with physical pain? But when she was faced with these difficulties, Zeinab al-Kubra did not tell God to save her. She did not say, "O my Lord, save me." ...While the shredded body of her brother lay in front of her eyes, tells God, "O God, accept this sacrifice from us." When she was asked to describe what she had seen, she replied, "I did not see anything but beauty." All those tragedies were beautiful to Zeinab al-Kubra because they were from and for God - because they were supposed to promote the word of God.

Imam Khamenei:
Lady Zeinab (as) is a perfect example of a Muslim woman: a role model for women's education, which Islam presents before the eyes of the world.
Lady Zeinab represents a multi-dimensional personality: she is wise and well-educated with great knowledge; a distinguished person; anyone who meets her, feels humble before the greatness of her wise soul and her insight …
Lady Zeinab has interwoven a woman’s enthusiastic affection with a believer’s greatness, stability, and sedateness of heart; and the clear, articulate language of a fighter, (Mujahed) on the path of God, and limpid insight that pours out of her mouth and heart, astonishes listeners and spectators …
Those who have not known the slightest degree of religion or spirituality can never comprehend such greatness in a woman.
Those who identify women as ornaments with makeup, as ignorant, and as toys for men's play, can by no means comprehend the basis of a woman's identity within the logic and viewpoint of Islam …

Ayatollah Khamenei, June 15, 2005

Imam Khamenei:

Zeinab al-Kubra (s.a.) presented a deep analysis of her society's pathologies. She spoke firmly and eloquently in that difficult situation. It was not the case that she had an audience sitting in front of her and listening in silence. She was not speaking the way an orator would speak to his audience. She was surrounded by the enemies, holding spears in their hands. There were also some ordinary people there - the same people who gave up Moslem to Ibn Ziad, the same people who wrote letters to Imam Hussein and then broke their allegiance to him, the same people who hid in their homes exactly when they were supposed to stand up to Ibn Ziad. Among the people there were also some individuals who were not courageous enough to do what they should have done, and they were watching Imam Ali's daughter in tears on that day. Zeinab al-Kubra (s.a.) was faced with this motley and unreliable crowd, yet she spoke in a firm manner. She was an exemplary woman in history. Such women cannot be considered weak. This faithful feminine nature may reveal itself in difficult conditions. She is a role model for all great men and women in the world. She presented a deep analysis of the problems facing the revolution started by the Holy Prophet (s.w.a.) and Imam Ali (a.s.). She said, "You could not distinguish between right and wrong in the fitna. You were unable to fulfill your duty. As a result, they severed the head of the Holy Prophet's (s.w.a.) grandson and put it on a spear." We can understand the greatness of her character when we consider such things.
This is a warning to our women to identify their role. They should understand the greatness of being a woman by combining feminine modesty and morality with pious dignity. That is how faithful Muslim women are…

Statements made during a meeting with Exemplary Nurses; April 21, 2010.

********************

Zainab bint Ali (as): The woman who saved Islam

A part of the sermon Hadrat Zainab (as) gave with utmost bravery in the gathering of Yazid son of Muawiya in Syria shook his majlis (gathering) and still echoes through time and space:

“By Allah (SWT), you cannot remove us from the minds (of people), and you cannot fade our message. You will never reach our glory and can never wash the stain of this crime from your hands. Your decisions will not be stable, your period of ruling will be short, and your population will scatter. In that day, a voice will shout: "Indeed may the curse of Allah (SWT) be upon the oppressors..."

Righteous people should not at all be affected by the harsh circumstances they undergo, that is exactly what Hadrat Zeinab (as) stressed in her speeches. She reiterated they (AhlulBayt) are the people of strong presence, strength, confidence and faith despite the drastic and harsh calamity that fell upon her and her family. The prophet's household turned this threat into an opportunity and made use of the entire situation and the circumstances they went through lead by the courageous Hadrat Zainab (as).

A model of defiance against oppression and injustice. A woman of patience and endurance. There was no act of worship greater than continuing the rising of her brother, delivering fiery sermons in the path of Kufa and Syria, and awakening ignorant people who were deceived by poisonous propaganda of Yazid son of Muawiya and martyred Imam Hussain (as) as a man who was out of Islam. Her sermons created a movement in Kufa and Damascus which shook the bases of Yazid's kingdom and even Yazid's son refused to replace his father as the king, and after a while, quitted the government while disgracing the oppressing dynasty of Umayyads …

In her lifetime, Hadrat Zainab (as) had endured immense pain from witnessing her loved ones martyred before her eyes, but she never objected to the destiny decreed upon her by Allah. The completeness of her submission is monumental. The grief she expressed was an outpouring of her incredible humanity.

Hadrat Zainab’s role was exemplary. It showed how bold Muslim women were and how they played a key role in consolidating Islamic teachings. Today, despite so much progress and the spread of education, so many Muslim women are suppressed. In some alleged Muslim societies, a woman’s voice is banned from even being heard in public; and here was Zainab (as) from the Imam’s family who became a public speaker to save Islamic values. The leadership of the family fell to Hadrat Zainab after Karbala, and she proved to be more than what was expected of her.

Today, women have to learn much from her example and leadership qualities. Her public role in the battle of Karbala has much to teach us both Muslim men and women. The only way for women in general and Muslim woman in particular could pay respects to her sacrifice is by being inspired by her life to be courageous in the face of tyranny, patient in times of trouble, and submissive to the will of God. Hadrat Zainab bint Ali (as) the role model for the righteous will forever teach us all that when we undergo countless trials in our lives, we should see nothing but beauty in them.

by Marwa Osman
 

Imam Khamenei:
The great lady of Karbala (Hazrat Zeinab Kobra (peace be upon her)) has proved to all humanity and history that the "woman", despite all the short-sighted efforts of the past and present, including the authoritarian Westerners in the humiliation of woman, can be a vast ocean of patience, and a zenith of wisdom and prudence …

Imam Khamenei:

Lady Zeinab: Epitome of greatness and wisdom

Lady Zeinab (pbuh) demonstrated to the entire history the massive spiritual and logical capacity of woman. Firstly, she showed a woman can be an ocean of patience and tolerance. Secondly, that a woman can be a peak of wisdom and prudence.

Lady Zeinab (pbuh): Peak of patience and power

*******************

As long as the light of Hazrat Khadijah al-Kubra (s.a.) and Hazrat Fatima Zahra (s.a.) and Hazrat Zainab (s.a.) continues to shine, the old and new anti-woman plots will not bear any results. Not only did thousands of Iranian women with Karbala-like spirit stand up against the apparent cruelties against women but they also revealed the true nature of modern cruelties to women …

The lionesses of the Islamic Revolution of Iran proved that there is a third paradigm which is neither eastern nor western. Muslim Iranian women opened to the women of the world, a new chapter in history that proved one can be a woman, maintain her chastity, modestly dressed and noble, and yet actively be at the center of the events …

According to Islamic ideals, there is a paradigm for Muslim women to follow. This model is complete: an Islamic woman is a woman who possesses faith; she embraces "ifaff" [chastity, virtue]; she manages the most important elements of human education; she is influential in society; she can grow, scientifically and spiritually; she is the doyenne of the very important foundation of family and a great source of comfort for man: all of these qualities exist, as well as other female qualities such as delicacy, softness of heart, and preparedness for receiving the divine light. These qualities make up the paradigm for the Muslim woman. These are the very characteristics that the Holy Prophet (PBUH) applied to various statements while praising Fatima Zahra, Khadija al-Kubra (God's greeting be upon them), and women in general ...

During the calamities of Karbala, Zeinab (as) didn't say O' God save me! She said: Accept from us!

Imam Khamenei:
The permanence of Islam, the divine path and continuation of this path by God's servants are based upon Hussain ibn Ali's (as) and Zeinab al-Kubra's (pbuh) actions. That is to say, as a result of the great patience, resistance, and endurance of hardships, you see that religious values have gained a lot of ground in the modern world. All these human values, which are consistent with human nature, in different schools of thought, are rooted in religious values. These values have been promoted by religion. That is the nature of efforts for a divine cause … Feb 8, 2010

Lady Zeinab: The epitome of dignity ...

The real empowered woman, Lady Zeinab (pbuh) ...

Lady Zeinab, a role model for all great women and men around the globe ...

Sources:
Please click on the links below or any of the images above to view the full text of Imam Khamenei's statements and access more...

https://www.leader.ir/en/content/24008/The-Leader-s-remarks-in-meeting-with-nurses-on-the-occasion-of-the-birth-of-Lady-Zeinab-al-Kubra

https://english.khamenei.ir/news/5180/I-saw-nothing-but-beauty-Zeinab-al-Kubra-sa

https://english.khamenei.ir/news/5419/Hazrat-Zeinab-as-proved-a-woman-can-play-a-role-in-society

https://english.khamenei.ir/news/4376/Zainab-bint-Ali-as-The-woman-who-saved-Islam

https://www.leader.ir/en/content/25404/The-Leader-in-a-meeting-with-nurses-and-families-of-health-defence-martyrs

https://english.khamenei.ir/news/8784/Lady-Zeinab-Epitome-of-greatness-and-wisdom

https://english.khamenei.ir/news/9968/Lady-Zeinab-pbuh-Peak-of-patience-and-power

https://english.khamenei.ir/news/5794/Why-is-Islam-s-outlook-on-women-preferred-over-the-Capitalist

https://english.khamenei.ir/news/6539/Lady-Zeinab-The-epitome-of-dignity

https://english.khamenei.ir/news/11233/The-real-empowered-woman-Lady-Zeinab-pbuh

https://english.khamenei.ir/news/3677/Lady-Zeinab-a-role-model-for-all-great-women-and-men-around

Links:

 

https://english.khamenei.ir/Opinions/Imam_mahdi

Imam Hussain’s Revolution for Humanity

https://english.khamenei.ir/Opinions/AshuraUprising

Who is Imam Hussain? Why did he launch an uprising?

https://www.leader.ir/en

https://www.khamenei.ir/

Martyr Majid Ghorban Khani was born in 1990 in Yaft Abad (name of a region in Tehran). He went to Syria in order to defend from Hazrat Zainab(SA) holy shrine. Finally he and his friends such as; Martyr Mostafa Chegini, Martyr Morteza Karimi and Martyr Mohammad Azhand were martyred in the defense of Hazrat Zainab(SA) holy shrine in Khan Tuman (Syria) in 2016.

https://navideshahed.com/en/news/385719/martyr-majid-ghorbankhanis-pure-body-entered-mashhad

Be sincere and honest with each other so that your life may be joyful

https://english.khamenei.ir/

https://t.me/fazylatha

 

Note: All content is free to use

  • بنده خدا بنده خدا
۱۴
شهریور
۰۴

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)

اول صفر به روایتی، ورود اسرای کربلا به سرزمین شام

پس از آن که امام حسین(ع) و یاران باوفای آن حضرت در صحرای کربلا به دست لشکریان سفاک عمر بن ‏سعد به شهادت رسیدند، خانواده آنان به اسارت درآمده و در روز یازدهم محرم آنان را از کربلا به کوفه و سپس شام منتقل کردند.

عبیدالله‏ بن ‏زیاد که استاندار کوفه و بصره و عامل یزید بن ‏معاویه در عراق و فتنه‏ گر اصلى واقعه کربلا و از دشمنان سرسخت اهل‏بیت(ع) بود، دستور داد اسیران را با همان حالت اسارت و در پوشش نامناسب وارد مجلس کنند تا به خیال خود خدشه ای به جایگاه والای اهل بیت وارد کند .

پس از چند روز اقامت اسیران در کوفه آنان را روانه شام کردند تا در مجلس یزید بن ‏معاویه حاضر کنند.

کاروان اسرا هنگام حرکت به سوى شام از شهرها و روستاهای بسیاری عبور کردند و در بسیارى از این مناطق مردم به محض باخبر شدن از شهادت امام حسین(ع) و اسارت خانواده آن حضرت سوگوارى و قاتلان آن حضرت را لعنت می کردند.

اول ماه صفر سال 61 هجرى قمرى، اسیران و سرهاى شهیدان واقعه کربلا وارد شام، مقر حکومت یزید بن ‏معاویه شدند.

مدتى که اسیران در شام اقامت داشتند رویدادهاى گوناگونى براى آنان به وقوع پیوست که از همه مهمتر درگذشت دختر خردسال امام حسین(ع) در خرابه شام، مناظره حضرت زینب(س) و دیگر افراد خانواده سیدالشهدا با یزید و خطبه به یادماندنى امام سجاد(ع) در حضور یزید، درباریان و اهالى دمشق در مسجد اموى بود.

این افشاگریها و مبارزه‏هاى پنهان و آشکار اهل‏بیت در حالت اسیرى، یزید را نزد مسلمانان بی مقدار و بی ‏اعتبار کرد و پس از مدتى، وضعیت شام را بر ضد یزید و به هوادارى از امام حسین(ع) تغییر داد.

یزید ناچار شد به جرم و جنایت خود و سپاهیان و عاملان جنایت پیشه اعتراف کرده، از امام زین‏ العابدین(ع) عذرخواهى و پس از مدتى آنان را آزاد و با احترام و عزت به مدینه منوره عودت دهد.

الارشاد (شیخ مفید)، منتهى ‏الآمال (شیخ عباس قمی)، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمه اعلام‏ الورى و لهوف ‏سید بن‏ طاووس

****************

هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجادعلیه السلام

از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:

‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟

در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام...

امان از شام !

در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند.

سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه ‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت.

زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.

از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»

ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند. امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید.

ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.

ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم...

صلی الله علیک یا سیدالساجدین، الامام العارفین، زین العابدین...

برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشان

منبع ادامه مطلب ...:

https://eitaa.com/masjedf

***************

هرگونه تبلیغ در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۴ شهریور ۰۴ ، ۱۵:۰۶
  • بنده خدا بنده خدا
۰۵
شهریور
۰۴

 

In the Name of Allah, the Merciful, the Most Merciful

We have written in the Psalms, after the Remembrance: 'The righteous among My worshipers shall inherit the earth

Sura 21: AL-ANBIYA (THE PROPHETS) - Juz' 17 - Translation Qarib

Quran

**************

Note: All content is free to use

   

Ghadir concerns all human beings

The issue of Ghadir does not just concern the Shia, or just concern the Muslims. It concerns all human beings. If the power in human societies falls in the hands of those who have Satanic characteristics, then the world will continue to go the same way that you see it being manifested in today’s modern world. The event of Ghadir wasn’t just about appointing a successor for the Prophet. Ghadir has two aspects. One aspect is that of appointing a successor. The other aspect is giving attention to the issue of Imamate. Imamate means leading the people and society in matters that have to do with religion and worldly affairs. This has been one of the main issues throughout the long history of mankind.

Ayatollah Khamenei
Nov. 25, 2010

The indescribable justice of Imam Ali (pbuh)

The justice of the Commander of the Faithful [Imam Ali (pbuh)] is indescribable. He said, “By God, even if I were to be tortured in the severest way, I would prefer to sleep on thorns all night or be dragged in chains than to meet God and His Messenger on the Day of Judgment as one who has wronged one of His servants.”

Ayatollah Khamenei
June 25, 2024

Everyone attests to Imam Ali’s (pbuh) virtues

Which notable figure is so highly regarded that even those who do not believe in his religion have written volumes of books about him? This is unique to the Commander of the Faithful. This is something distinctive about Ali ibn Abi Talib. Christians talk about him, Hindus talk about him, and Buddhists talk about him. Sunni Muslim brothers, who are not Shia but admire the Commander of the Faithful, write books about him and speak about him. These are some of the virtues of this remarkable individual.

Ayatollah Khamenei
June 25, 2024

Imam Ali’s (pbuh) vigilance when facing the enemy

Imam Ali’s (pbuh) vigilance was at its peak when facing the enemy. He said, “I am not one that can be lulled to sleep by the enemy.” Many people feel reassured by the enemy’s smile and think that danger has passed. They fall asleep with the lullaby of their enemy. The Commander of the Faithful (pbuh) said, “If you fall asleep, you cannot be certain that the enemy is sleeping as well.” The enemy is awake. This means maintaining the utmost vigilance when facing the enemy.

Ayatollah Khamenei
June 25, 2024

Imam Ali’s (pbuh) respect of people’s opinions and counsel

The Commander of the Faithful (pbuh) had the highest level of respect for the opinions of the people, “Do not refrain from speaking the truth or giving just counsel.” The Commander of the Faithful (pbuh) was a mine of knowledge and his knowledge was connected to God’s knowledge. Such a person with this immense knowledge said, “Do not refrain from speaking the truth.” If some words seem true to you, and if you believe I should be aware of a certain fact, tell me. Do not remain quiet, “Do not refrain from giving just counsel.” If you want to tell me a recommendation, tell me.

Ayatollah Khamenei
June 25, 2024

Those who praise you cannot truly describe you

Imam Hadi (pbuh) said the following about his ancestor, Imam Ali (pbuh), “The one who praises you cannot possibly truly describe you.” It’s impossible. These are the words of Imam Hadi, who himself was a great, infallible Imam. He then said, “The one who is against you and is your enemy cannot possibly hide or conceal your incredible qualities.” These are descriptions of the Commander of the Faithful (pbuh).

Ayatollah Khamenei
June 25, 2024

Ghadir: the greatest Eid

Without a doubt, the day of Eid al-Ghadir is an extremely important day. In Islamic hadith, we read that the importance of this day is even more than that of Eid al-Adha or Eid al-Fitr. This does not mean that the importance of these Eids can be undermined in any way. It means that Eid al-Ghadir has a more elevated meaning behind it. The importance of this Eid - the most important Eid based on the Shia hadith – is due to its theme, which is Wilayah (Guardianship). It could be said that the goal of all the efforts made by Prophet Muhammad, other prophets and religious figures was to establish divine Wilayah.

Ayatollah Khamenei
June 9, 1993

Ghadir springs from Islam’s true meaning and spirit

The event of Ghadir rose from the spirit and true meaning of Islam. Consider the fact that despite all of Prophet Muhammad’s (pbuh) efforts, Almighty God told him 70 days before his death, “O Apostle! Communicate that which has been sent down to you from your Lord, and if you do not, you will not have communicated His message” (Quran 5:67). [This means,] "Deliver the message to the people that I have ordered you to deliver. If you don’t deliver this message, you have not completed the mission of your prophethood." This shows that the true spirit and meaning of Islam exists in the event of Ghadir.

Ayatollah Khamenei
Feb. 20, 2003

A comfortable life for everyone under the shade of Wilayah

If Islamic Wilayah exists, living under the shade of the Commander of the Faithful will be achieved for everyone – for the believers, for the transgressors, and for the unbelievers. Even the unbelievers will live comfortably there. It is not the case that only pious people will be comfortable in that environment. Non-pious people will also benefit from the security, equality, justice, and spiritual peace found in that environment. If a government does not become godly, the society will be a discriminatory society.

Ayatollah Khamenei
April 5, 1999

Ghadir shows the difference between Islamic societies and others

The day of Eid al-Ghadir is the day of Wilayah. It is a fateful day for the Islamic society. ... The person or the organization that is responsible for the administration of people's affairs must be a manifestation of God’s power, justice, mercy, and wisdom. This is the difference between an Islamic society and all other societies that are governed in other ways.

Ayatollah Khamenei
July 11, 1990

Ghadir means a unique combination of religion and politics

From the time of Prophet Adam (pbuh) when the series of prophets and missions began, the event where the innovative, eloquent combination of religion and politics at its peak became a lasting tradition and guaranteed the guidance of society took place in the event of Ghadir.

Ayatollah Khamenei
Dec. 12, 2013

Source:

https://english.khamenei.ir/news/10443/Ghadir-springs-from-Islam-s-true-meaning-and-spirit

Links:

https://english.khamenei.ir/Opinions/Imam_mahdi

Imam Hussain’s Revolution for Humanity

https://english.khamenei.ir/Opinions/AshuraUprising

Who is Imam Hussain? Why did he launch an uprising?

https://www.leader.ir/en

https://www.khamenei.ir/

https://english.khamenei.ir/

https://t.me/fazylatha

 

Note: All content is free to use

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۵ شهریور ۰۴ ، ۱۵:۲۶
  • بنده خدا بنده خدا
۲۵
مرداد
۰۴

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. انبیاء ۱۰۵

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)

تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۱ - تفسیر نور:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * الم» الف لام میم
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۱:

در جلد اوّل تفسیر، دربارۀ آیۀ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» گفته شد که از جایگاه خاصّی برخوردار و خود آیه‌ای مستقل است.

گفتن آن در اوّل هر کار سفارش شده و تکرار آن در ابتدای هر سوره، نشانۀ اهمیّت آن است.

«بِسْمِ اللَّهِ» مخصوص اسلام نیست و پیامبران دیگر نیز این آیه را با همین عبارت به کار برده‌‏اند.

اینکه «بِسْمِ اللَّهِ» با حرف «باء» شروع شده که به‌معنای استمداد و کمک‏‌خواهی است، نشانۀ آن است که بدون خواست و ارادۀ او هیچ کاری صورت نمی‌گیرد.

استعانت از خدا، یعنی کمک گرفتن از تمام صفات او. او رحمن و رحیم است و چشم امید ما به رحمت اوست، رحمتی گسترده و عمومی برای این جهان و آن جهان.

آری! دیگران یا رحم ندارند و یا رحمشان محدود به افراد خاص و یا زمان و مکان خاصّی است و هدفشان از رحم کردن بازگشت آن است، نظیر علفی که به حیوان یا دانه‌‏ای که به مرغ می‌دهند تا از او بهره‌مند شوند.

رحمتی گسترده و ابدی برای همه، بدون قصد بازگشت مخصوص خداوند است.

پس از چنین خدای رحمن و رحیمی استمداد کنیم و بگوییم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

چنانکه در سورۀ بقره ذکر شد «الم» از حروف مقطعه است. شاید مشهورترین و بهترین نظر دربارۀ حروف مقطعه همین باشد که بگوییم رمزی است میان خدا و پیامبرش.

و یا اعلام این موضوع باشد که قرآن، کلام الهی نیز از همین حروف الفبا تألیف یافته، ولی با این حال معجزه است. اگر شما هم می‌‏توانید از همین حروف، کتابی هم چون قرآن بیاورید. همان‏‌گونه که قدرت الهی از خاک، انسان می‌‏آفریند ولی بشر از خاک، سفال و آجر و کوزه می‌سازد. این تفاوت قدرت الهی با قدرت بشری است.

امام صادق علیه‌السّلام فرمودند: «الم» در اوّل سورۀ آل عمران، رمز این جمله است: «انا اللَّه المجید» یعنی منم خدای مجید. «تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۰۹»

حروف مقطّعه «الم» در ابتدای شش سوره بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان و سجده آمده است.
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۲ - تفسیر نور:

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» خداوند که معبودی جز او نیست، زنده و پاینده است.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۲:

«الْقَیُّومُ» به کسی گفته می‌‏شود که خود به دیگری تکیه نداشته باشد، ولی دیگران به او تکیه دارند و یا قوام‌بخش همه چیز است.

خداوند در آفریدن، تدبیر و تسلّط کامل دارد. عوامل و اسباب مادّی وسیلۀ پیدایش می‌‏شوند، ولی مستقل نیستند و سبب بودنشان از خودشان نیست.

موجودات دیگر، علم، حیات و قدرت مستقلّی ندارند. تنها او زنده‌‏ای است که زندگی هر موجود زنده وابسته به اوست.

در دعای جوشن کبیر می‌‏خوانیم: او قبل از هر زنده‌‏ای زنده و بعد از هر زنده‏‌ای زنده است. هیچ زنده‌‏ای شریک او نیست و به کسی نیاز ندارد. جان همۀ زنده‌ها و رزق آنها به دست اوست. او زنده‌ای است که زنده بودن خود را از کسی ارث نبرده است.
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۲:

۱. توحید، سرلوحۀ کتب آسمانی است. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»

۲. شرط معبود شدن، داشتن کمالات ذاتی است و تنها خداوند است که قائم به ذات خویش و بی‌‏نیاز مطلق است. «الْحَیُّ الْقَیُّومُ»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۳ - تفسیر نور:

«نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ» او کتاب را به حقّ بر تو نازل کرد، که تصدیق‌کنندۀ کتاب‏‌های پیشین است و (او بود که) تورات و انجیل را فرو فرستاد.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۳:

کلمۀ «تورات»، در زبان عِبری به‌معنای شریعت و قانون است.

تورات کنونی دارای پنج بخش به نام‌‌های:

۱. سِفر پیدایش؛

۲. سِفر خروج؛

۳. سِفر لاویان؛

۴. سِفر اعداد؛

۵. سِفر تثنیه می‌‏باشد.

از آنجایی که در تورات شرح وفات و دفن حضرت موسی علیه‌السّلام مطرح شده، معلوم می‌‌شود که این مطالب بعد از حضرت موسی جمع‌آوری شده است.

کلمۀ «انجیل»، ریشۀ یونانی دارد و به‌معنای بشارت است.

انجیل نام کتاب مسیحیان است و قرآن هر کجا از آن نام برده، به صورت مفرد بیان کرده است، ولی امروزه در میان مسیحیان اناجیل متعدّد وجود دارد که همه پس از حضرت عیسی علیه‌السّلام و به دست یاران و پیروان او نوشته شده‌اند.

این اناجیل که به نام خود آنان معروف است، عبارتند از:

۱. انجیل مَتّی؛

۲. انجیل مرقس؛

۳. انجیل لوقا؛

۴. انجیل یوحنّا.
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۳:

۱. آمدن کتب آسمانی، جلوه‌‏ای از قیّومیّت خداست. «الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ»

۲. نزول قرآن بر پیامبر، مربوط به شخصیّت او و تکریم خداوند از اوست. «نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ» کلمه «عَلَیْکَ» مقدّم بر کلمه «الْکِتابَ» است.

۳. قرآن از هر گونه باطلی مصونیّت داشته و منطبق با حقیقت است. «بِالْحَقِّ»

۴. کتاب‏‌های آسمانی انبیا، مؤیّد یکدیگرند. «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ»

۵. تصدیق کتب آسمانی پیشین، عاملی برای وحدت خداپرستان و یکی از شیوه‌‏های دعوت دیگران است. «مُصَدِّقاً»

۶. تصدیق قرآن نسبت به تورات و انجیل، حقّی بزرگ بر ادیان سابق است؛ وگرنه با خرافاتی که وارد تورات و انجیل شده، آسمانی بودن آنها به کلّی فراموش می‌‏شد. «مُصَدِّقاً»

۷. با آنکه مراحل تربیت الهی، ابزار و دستور‌العمل‌‏های آن در هر زمان و شرایط متفاوت بوده‌‏اند، ولی از آهنگ تکاملی و وحدت در هدف برخوردارند. «مُصَدِّقاً»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۴ - تفسیر نور:

«مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ» او پیش از این (تورات و انجیل را) برای هدایت مردم (فرو فرستاد) و اینک فرقان را (که وسیلۀ تمیز حقّ از باطل است) نازل کرد، البتّه برای کسانی که به آیات الهی کفر ورزند، عذاب شدیدی است و خداوند شکست‌ناپذیر صاحب انتقام است.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۴:

یکی از نام‌‏های قرآن، فرقان است.

فرقان، یعنی آنچه مایۀ افتراق، جدایی و فرق گذاشتن است.

از آنجا که راه تشخیص حق از باطل، در همۀ امور قرآن می‌باشد، لذا به آن فرقان گفته شده است.

عذاب شدید مخصوص آخرت نیست. در این آیه نفرموده که عذاب کفّار مربوط به آخرت است؛ زیرا گاهی سرگرمی و حرص بر اندوختن مال و غفلت از خداوند و معنویات خود عذاب است.

در آیه ۸۵ سورۀ توبه می‌‏فرماید: خداوند به گروهی مال و اولاد می‌‏دهد تا بدان‌‏ها عذابشان کند.

امام صادق علیه‌السّلام دربارۀ «أَنْزَلَ الْفُرْقانَ» فرمودند: هر امر محکم، فرقان است و کتاب در «أَنْزَلَ الْکِتابَ»، مجموع قرآن است. «تفسیر عیّاشی، ج ۱، ص ۱۶۲»
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۴:

۱. هدایت مردم، یک سنّت همیشگی الهی بوده است. «مِنْ قَبْلُ»

۲. مخاطب کتب آسمانی، عموم مردم هستند، نه قبیله و نژاد خاص. «لِلنَّاسِ»

۳. قرآن، وسیلۀ شناخت حقّ از باطل است. «وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ»

۴. هر کجا میان سلیقه‌ها، افکار و عقاید به هر نحو دچار تحیّر شدیم، حرف آخر از آن قرآن است. (حتّی اگر در میان روایات نیز دچار حیرت شدیم، باید به حدیثی توجّه کنیم که مطابق با قرآن باشد.) «الْفُرْقانَ»

۵. بعد از نزول آن همه کتاب و اسباب هدایت، جزای شخص لجوج عذاب شدید است. «عَذابٌ شَدِیدٌ»

۶. عذاب الهی، پس از اتمام حجّت بر مردم است. «هُدیً لِلنَّاسِ الَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ»

۷. این آیه مایۀ دلگرمی و تسلیت خاطر پیامبر و مؤمنان است که خداوند به حساب کفّارسرسخت می‌‌رسد. «عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ»

۸. سرچشمۀ کیفر و انتقام او، عملکرد ماست، وگرنه او عزیزی است که هیچ کمبودی ندارد. «عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ»

۹. کفر مردم در خداوند اثری ندارد. «کَفَرُوا»، «وَ اللَّهُ عَزِیزٌ»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۵ - تفسیر نور:

«إِنَّ اللَّهَ لا یَخْفی‏ عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ» همانا هیچ‌چیز، نه در زمین و نه در آسمان، بر خداوند پوشیده نمی‏‌ماند.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۵:

در چند آیۀ قبل، سخن از قیّوم بودن خداوند بود. در این آیه، آشکار بودن همه چیز برای او مطرح شده، که جلوه ‏ای از قیّومیّت اوست.
پیام‌های سوره آل عمران - آیۀ ۵:

۱. خداوند بر همه‌چیز آگاه است. ما و همۀ هستی هر لحظه در محضر خدا هستیم، در محضر او گناه نکنیم. با توجّه به آیۀ قبل، استفاده می‌‌شود که کفر و معصیتِ هیچ‌کس بر خدا پوشیده نیست. «کَفَرُوا»، «لا یَخْفی‏ عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ»

۲. تعدّد افراد، تعدّد اعمال، تعدّد مکان‌ها و زمان‌‏ها هیچ‌کدام مسأله‌‏ای را بر خداوند پنهان نمی‌‏سازد. «فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۶ - تفسیر نور:

«هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» او کسی است که شما را آن‌گونه که می‏‌خواهد در رحم‌ها صورت می‏‌دهد. جز او که مقتدر حکیم است، معبودی نیست.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۶:

شکل‏‌گیری جنین در رحم، نشانۀ دیگری از قیّوم بودن خداوند است که در آیات قبل خواندیم.

موضوع صورت‏‌گیری انسان در رحم مادر، در میان دو آیۀ نزول کتاب آمده است؛ شاید رمز این باشد که خدایی که در رحم مادر به شما سر و سامان می‌‌دهد، با تشریع قوانین الهی و ارسال کتب آسمانی، به رشد آینده و ابدی شما نیز سامان می‌‏بخشد.

تأثیر هر یک از عوامل وراثتی، بهداشتی، غذایی و یا روانی در شکل‌گیری صورت و جسم افراد نیز از سنّت‌‏های الهی و در مدار قدرت و تدبیر و حکمت اوست.
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۶:

۱. منشأ تکوین و تشریع یکی است. آنکه برای هدایت شما کتاب فرستاده، همان است که شما را آفریده است. «هُدیً لِلنَّاسِ»، «یُصَوِّرُکُمْ»

۲. صورت‌‏گری انسان در رحم مادر، تنها به دست اوست. «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ»

۳. اکنون که صورت‏‌بندی‌‏ها به دست اوست، یکدیگر را به خاطر شکل و قیافه سرزنش نکنیم. «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ»

۴. قدرت‌نمایی او محدود به مکان و زمان خاصّی نیست. «یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ»

۵. تفکّر در آفرینش خود، عامل ایمان به خداوند است. «یُصَوِّرُکُمْ»، «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»

۶. گرچه خداوند به هر کاری قادر است «کَیْفَ یَشاءُ» ولی کاری بر خلاف حکمت نمی‌کند. «هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»

۷. صورت‌‏های گوناگون افراد بشر، نشانۀ قدرت و حکمت اوست. «یُصَوِّرُکُمْ» «الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۷ - تفسیر نور:

«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ» او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم (روشن و صریح) است که اصل و اساس این کتاب را تشکیل می‏‌دهد. (و هرگونه ابهامی در آیات دیگر، با مراجعه به این محکمات روشن می‌‏شود) و بخشی از آن، آیات متشابه است (که احتمالات مختلفی در معنای آیه می‏‌رود، ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها روشن می‌‏شود.)

امّا کسانی که در دلهایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه (و گمراه کردن مردم) و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه می‌‏روند، درحالی‌که تفسیر این آیات را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌‏دانند. آنان که می‌‌گویند: ما به آن ایمان آورده‌ایم همۀ آیات از طرف پروردگار ماست (خواه محکم باشد یا متشابه) و جز خردمندان پند نگیرند.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۷:
قرآن در یک آیه، همۀ آیات را محکم و در جای دیگر همۀ آیات را متشابه و در آیه‌ای بعضی را محکم و بعضی را متشابه معرّفی فرموده، علت چیست؟

قرآن در یک‌جا همۀ آیات خود را محکم دانسته و فرموده: «کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ» «هود، ۱» و در جای دیگر همه را متشابه دانسته و فرموده: «کِتاباً مُتَشابِهاً» «زمر، ۲۳» ولی در این آیه بعضی را محکم و بعضی را متشابه معرّفی نموده است، مسأله چیست؟

پاسخ: آنجا که فرمود: تمام آیاتِ قرآن محکم است، یعنی سخن سست و بی‌اساس در هیچ آیه‌ای نیست و آنجا که فرمود: همۀ آیات متشابه هستند، یعنی سیستم و آهنگ آیات قرآن، هماهنگ، یک نواخت و شبیه به هم است.

اما با این حال، از نظر فهم مردم همۀ آیات یکسان نیستند، بعضی صریح و روشن و همه‌کس‌فهم، ولی بعضی دارای معانی بلند و پیچیده‌‏اند که همین امر موجب شبهه و اشتباه آنان می‌‏گردد.
چرا در قرآن آیات متشابه به کار رفته است؟

پاسخ: اوّلًا: وجود آیات متشابه زمینۀ فکر و تدبّر در آیات است؛

ثانیاً: موجب رجوع مردم به رهبران آسمانی می‌‏شود. آری، اگر همۀ درس آسان باشد، شاگرد احساس نیاز به استاد نمی‌‏کند؛

ثالثاً: متشابهات وسیلۀ آزمایش مردم است. گروهی کژاندیش، از لابه‌لای آنها به سراغ اهداف شوم خود می‌روند و گروهی اندیشمند، به فرمودۀ امام رضا علیه‌السّلام با مراجعه به محکمات، معنای صحیح آیات را کشف می‌‏نمایند. «من ردّ متشابه القرآن الی محکمه هدی الی صراط مستقم» «بحار، ج ۲، ص ۱۸۵»
سؤال: نمونۀ آیات متشابه کدام است؟

پاسخ: در قرآن می‌‏خوانیم: «إِلی‏ رَبِّها ناظِرَةٌ» «قیامه، ۲۳» در قیامت، چشم‏‌ها به پروردگارشان می‌نگرند. چون عقل سلیم، جسم بودن را برای خداوند محال می‌‏داند

و در آیات دیگر قرآن نیز می‌‏خوانیم: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ» «انعام، ۱۰۳» چشم‌ها او را درک نمی‌کنند،

لذا می‌‏فهمیم که مراد از نگاه به پروردگار، نگاه به لطف و پاداش او در قیامت است.

همچنین مراد از «دست خدا» در آیۀ «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» قدرت اوست،

چنان‌که در فارسی نیز می‌‌گوییم: فلانی در فلان شهر یا اداره دست دارد، یعنی قدرت دارد. وگرنه خداوند که جسم نیست تا دست و پا داشته باشد.

قرآن نیز می‌‏فرماید: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» «شورا، ۱۱» او همانندی ندارد.

این گونه آیات، سبب انحراف ساده‌اندیشانی شده که به آیات دیگر توجّه ندارند و از مفسّران واقعی یعنی اهل بیت پیامبر علیهم‌السّلام جدا افتاده‌‏اند و شاید به جهت همین خطرات باشد که قرآن، خود به ما سفارش نموده است هنگام قرائت قرآن از شرّ شیطان به خداوند پناه ببرید. «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ» «نحل، ۹۸»
تأویل قرآن به چه معناست؟

پاسخ: مراد از تأویل، اهداف و معارف و اسرار پشت پرده‌‏ای است که بعد روشن می‌‏شود.

نظیر تعبیر خوابی که حضرت یوسف دید و بعد روشن شد و یا اسراری که در شکستن کشتی توسط خضر و موسی بود که بعد روشن شد.

در روایات می‌‏خوانیم: آیات ناسخ، از محکمات و آیات منسوخ از متشابهات قرآن است و ائمۀ معصومین علیهم‌السّلام مصداق بارز راسخون در علم هستند. «تفسیر نورالثقلین»

همچنان‌که خروج‌کنندگان بر حاکم اسلامی، کج‌اندیشانی هستند که به دنبال آیات متشابه می‌‏روند. «تفسیر درّالمنثور، ج ۲، ص ۱۴۸»

حضرت علی علیه‌السّلام در نهج‌البلاغه «نهج‌البلاغه، خطبه ۹۱» از راسخان در علم ستایش می‌‏کند. آنان که به عجز علمی خود اعتراف دارند و از تعمّق در چیزی که ضرورتی ندارد دست باز می‌‏دارند.
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۷:

۱. هر کس همۀ آیات را نمی‌فهمد. «وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»

۲. قلب‏‌های منحرف، منشأ فساد و فتنه است. «فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ»

۳. فتنه، تنها آشوب نظامی و فیزیکی نیست، تفسیر به رأی و تحریفِ فرهنگ و معانی آیات، نیز فتنه است. «ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ»

۴. گاهی حق دستاویز باطل می‌‏شود. «ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ»

۵. هدف نهایی و مقصد اعلای آیات الهی را تنها خدا و راسخان در علم می‌‏دانند. «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»

۶. نام راسخان در علم در کنار نام مقدّس خداوند آمده و مقامشان بعد از مقام الهی است. «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»

۷. علم، درجاتی دارد که بالاترین آن آشنا شدن به تأویل و رسیدن به هدف نهایی است. «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»

۸. عالمان واقعی بی‌تکبّرند. «وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ»

۹. گرایش به باطل، مانع از رسوخ علم است. «الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» در برابر «فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ» قرار داده شده است.

۱۰. هر چه را نمی‌‏فهمیم انکار نکنیم. «کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»

۱۱. نزول آیات محکم و متشابه، در مسیر تربیت است. «کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۸ - تفسیر نور:

«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» (راسخان در علم می‌‌گویند:) پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردی، دل‌های ما را به باطل مایل مگردان و از سوی خود ما را رحمتی ببخش. به راستی که تو خود بسیار بخشنده‌ای.
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۸:

۱. به علم و دانش خود مغرور نشویم، از خداوند هدایت بخواهیم. «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا...»

۲. نشانۀ علم واقعی و رسوخ در علم، توجّه به خدا و استمداد از اوست. «إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا»

۳. محور هدایت و گمراهی، قلب و افکار انسانی است. «لا تُزِغْ قُلُوبَنا»

۴. در خط قرار گرفتن خیلی مهم نیست؛ از خط خارج نشدن بسیار اهمیّت دارد. «بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا...»

۵. هدیه و هبۀ دائمی و بی‌منّت، مخصوص اوست. «إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»
تفسیر صفحۀ ۵۰ قرآن کریم - سورۀ آل عمران - آیۀ ۹ - تفسیر نور:

«رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ» (راسخان علم در ادامه دعا گویند:) پروردگارا! همانا تو مردم را برای روزی که در آن شکی نیست گرد آوری. همانا خداوند وعدۀ خود را تخلّف نمی‌‏کند.
نکته‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۹:

کسی که به قیامت ایمان دارد «لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ» نگران بد عاقبت شدن خود می‌شود و از خداوند استمداد می‌کند.

منشأ خُلف وعده، غفلت، عجز، ترس، جهل و یا پشیمانی است که هیچ‌کدام از اینها در ذات مقدّس الهی راه ندارد. «لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»
پیام‌های سورۀ آل عمران - آیۀ ۹:

۱. راسخان در علم، به آینده و قیامت چشم دوخته‏‌اند. «إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ...»

۲. توجّه به حالات روحی در دنیا «لا تُزِغْ قُلُوبَنا» و پاسخگویی به اعمال در آخرت، نشانۀ دانشمندان واقعی است. «لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ»

۳. روز قیامت، هم روز جمع است که مردم یک‌جا برای حسابرسی جمع می‏‌شوند «جامِعُ النَّاسِ» و هم روز فصل است که بعد از محاکمه، هر یک جداگانه به جایگاه خود می‌‏روند. «إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کانَ مِیقاتاً» «نبأ، ۱۷»

۴. راسخان در علم به قیامت یقین دارند، «لا رَیْبَ فِیهِ» چون به وفای خداوند یقین دارند. «لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه  انعام آیه ۱۶۴

قُلْ أَغَیْرَ اللَّهِ أَبْغِی رَبًّا وَهُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ وَلَا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ مَرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۱۶۴﴾

۱۶۴ - بگو آیا غیر خدا، پروردگارى بطلبم در حالى که او پروردگار همه چیز است ، و هیچکس جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هیچ گنهکارى گناه دیگرى را متحمل نمى شود سپس بازگشت شما به سوى پروردگارتان است و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتید خبر خواهد داد.

Say: 'Should I seek a lord other than Allah, who is the Lord of all things? Every soul earns only to its account no soul shall bear another's burden. Then to your Lord you shall be returned, and He will inform you about that in which you differed. ' (164)

تفسیر
تاکیدهاى پى درپى و استدلالات گوناگون که در این سوره در زمینه
توحید و مبارزه با شرک شده است چقدر حائز اهمیت است .
در این آیه از طریق دیگرى منطق مشرکان را مورد انتقاد قرار مى دهد و مى گوید به آنها بگو و از آنها بپرس آیا سزاوار است غیر از خداوند یگانه را پروردگار خود بدانم ، در حالى که او مالک و مربى و پروردگار همه چیز است و حکم و فرمان او در تمام ذرات این جهان جارى است ؟! (قل اغیر الله ابغى ربا و هو رب کل شى ء).
سپس به جمعى از مشرکان کوتاه فکر که خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند و گفتند: اتبعنا و علینا وزرک ان کان خطا!: تو از آئین ما پیروى کن ، اگر بر خطا باشد، گناه تو به گردن ما پاسخ مى گوید:
هیچکسى جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد (و لا تکسب کل نفس الا علیها و لا تزر وازرة وزر اخرى ).
و سرانجام ، همه شما به سوى خدا باز مى گردید، و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه مى سازد (ثم الى ربکم مرجعکم فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون ).

نکته ها
در اینجا به دو نکته باید توجه کرد:

1 - گاهى بار گناه دگران را بر دوش مى کشیم !
گاهى ممکن است تو هم شود که آیه فوق که دو اصل مسلم منطقى را که در تمام ادیان وجود داشته است بیان مى کند (یعنى هیچکس ‍ جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد) با پاره اى از آیات دیگر قرآن و بعضى از روایات تطبیق نمى کند، زیرا مثلا در سوره نحل
آیه 25 مى خوانیم : لیحملوا أ وزارهم کاملة یوم القیامة و من اوزار الذین یضلونهم بغیر علم آنها در روز رستاخیز بار سنگین گناهان خویش را باید بر دوش بکشند، و همچنین بار گناهان کسانى را که با بى خبرى و جهل خود گمراه ساختند.
اگر هیچکس بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد، چگونه این گمراه کنندگان بار گناهان گمراه شدگان را نیز بر دوش مى کشند؟
احادیث مربوط به سنت حسنه و سنت سیئه که از طرق شیعه و اهل تسنن وارد شده است ، و مضمون آنها این است : اگر کسى سنت خوبى بر جاى نهد پاداش تمام کسانى را که به آن عمل مى کنند خواهد داشت (بدون آنکه از پاداش خود آنها کاسته شود) و همچنین کسى که سنت بدى را بر جاى نهد گناه کسانى که به آن عمل کنند، براى او نوشته مى شود (بى آنکه از گناهان آنها چیزى کاسته گردد) قال رسول الله (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) من سن سنة حسنة کان له اجر من عمل بها من غیر ان ینقص من اجورهم شى ء و من سن سنة سیئة کان علیه وزر من عمل بها من غیر ان ینقص من اوزارهم شى ء) نیز با مفهوم آیه مورد بحث سازگار نیست .
ولى پاسخ این ایراد روشن است ، زیرا آیه مورد بحث مى گوید: بى جهت و بدون ارتباط، گناه کسى را بر دیگرى نمى نویسند، ولى آیات و روایاتى که اشاره شد مى گوید اگر انسان بنیانگزار عمل نیک و بد دیگرى باشد، و به اصطلاح از طریق تسبیب در انجام آن عمل دخالت داشته باشد، در نتائج آن شریک خواهد بود و در حقیقت عمل خود او محسوب مى شود، زیرا پایه و اساس آن ، به دست وى گذارده شده است.

۲-آیا اعمال نیک دیگران براى ما مفید است ؟
تو هم دیگرى که از آیه مورد بحث ممکن است بشود، این است که آیه مى گوید عمل هر کس تنها بدرد خود او مى خورد بنابراین کارهاى خیرى که به عنوان نیابت یا هدیه کردن ثواب براى اموات و مردگان و حتى گاهى براى افراد زنده انجام مى گیرد، نمى تواند مفید به حال آنها بوده باشد، در حالى که در روایات فراوانى که از طرق شیعه و اهل تسنن از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) یا امامان اهلبیت به ما رسیده مى خوانیم که این گونه اعمال گاهى مفید و سودمند است ، نه تنها عمل فرزند براى پدر و مادر بلکه براى دیگران نیز هم نتیجه بخش است .
به علاوه مى دانیم پاداش اعمال بستگى به اثراتى دارد که از انجام کار خیر در روح و جان انسان به جاى مى ماند و در تکامل و ترقى او مؤ ثر است ، اما کسى که هیچ کار نیکى انجام نداده و حتى در مقدمات آن نیز دخالت نداشته است چگونه ممکن است آن اثر روحى و معنوى را پیدا کند؟
بعضى این ایراد را بسیار با آب و تاب تعقیب مى کنند، و نه تنها افراد عادى بلکه پارهاى از نویسندگان و مفسران مانند نویسنده المنار نیز تحت تاثیر آن قرار گرفته تا آنجا که بسیارى از احادیث و روایات مسلم را به دست فراموشى سپرده اند، ولى با توجه به دو نکته پاسخ این گونه ایرادها روشن مى گردد.
1 - درست است که عمل هر کس باعث تکامل خود اوست ، و فلسفه ها و نتائج و آثار واقعى اعمال نیک تنها عائد انجام دهنده آن عمل مى شود، همانطور که ورزش و تعلیم و تربیت هر کس باعث تقویت و تکامل جسم و جان خود او است .
ولى هنگامى که کسى براى دیگرى عمل نیکى انجام مى دهد، حتما به خاطر امتیاز و صفت نیکى است که در او بوده ، یا مربى خوبى بوده و یا شاگرد
خوبى ، یا دوست باصفائى بوده و یا همسایه باوفا، و یا عالم خدمتگزار و یا مؤ من با حقیقتى بوده است و به هر حال حد اقل نقطه روشنى در زندگى او وجود داشته که همان یک نقطه ، جلب توجه دیگران را کرده و سبب شده که اعمال خیرى براى او انجام دهند، بنابراین او در واقع نتیجه همان امتیاز و صفت برجسته و نقطه درخشان زندگى خود را مى گیرد، و به این ترتیب معمولا انجام عمل خیر دیگران براى او نیز پرتوى از عمل یا نیت خیر خود او است .
2 - پاداشهائى که خداوند به افراد مى دهد بر دو گونه است : پاداشهائى که متناسب وضع تکامل روحى و شایستگى افراد است یعنى به خاطر انجام اعمال نیک ، روح و جان آنها آنقدر اوج مى گیرد و ترقى مى کند که شایستگى زندگى در عوالم بهتر و بالاتر را پیدا مى کنند، و با بال و پرى که از عقیده و اعمال نیک فراهم ساخته اند بر اوج آسمان سعادت پرواز مى نمایند، مسلما اینگونه آثار مخصوص شخص عمل کننده است و قابل واگذارى به دیگرى نیست .
ولى از آنجا که هر کار نیکى اطاعت فرمان خدا است ، و شخص مطیع و فرمانبردار در برابر اطاعتى که کرده استحقاق پاداشى دارد مى تواند این پاداش را به میل خود به دیگرى هدیه کند.
درست مثل اینکه استادى در یک رشته مهم و سازنده علمى در دانشگاه تدریس مى کند، شک نیست که او با تدریس خود دو گونه نتیجه مى گیرد، هم در پرتو تدریس ، در جنبه هاى علمى کاملتر و قویتر مى شود، و هم حقوقى دریافت مى کند، نتیجه اول را بدون شک نمى تواند به دیگرى اهداء کند و مخصوص خود اوست اما نتیجه دوم را مى تواند به افراد مورد علاقه اش هدیه کند.
هدیه کردن ثواب اعمال در مورد اموات و گاهى در مورد زندگان نیز همین گونه است و به این ترتیب هر گونه ابهام از احادیثى که در این زمینه وارد
شده مرتفع مى گردد.
ولى باید توجه داشت که پاداشهائى که از این طریق به افراد مى رسد، نمى تواند تمام سعادت آنها را تامین کند، بلکه آثار کمترى خواهند داشت ، و پایه اصلى نجات انسان همان ایمان و عمل خود اوست .

امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ؛
مرگ با عزّت، بهتر از زندگی ذلیلانه است.مناقب، ج4، ص 68

حدیث عزت (سخنان امام حسین ع)

احادیث امام حسین علیه‌ السلام

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:

مبارزه برای استنقاذ سرزمین فلسطین، باید معنای حقیقی مبارزه را داشته باشد. مبارزه، نقطه‌ی مقابل سازش است. در این مسأله، ‌سازش خیانت و مبارزه وظیفه است. هیچ‌کس سازش را به حساب مبارزه نگذارد‌ ...

‌۱۳۶۹/۰۹/۱۳



حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:
بیداری دائمی در مقابل دشمن
اگر دشمن معاند بیداری در مقابل ماست، ما باید لحظه‌به‌لحظه بیداری خود را حفظ کنیم. یک لحظه غفلت، روا نیست. امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) فرمود: «و من نام لم ینم عنه». اگر شما غفلت کردید، دیگران از شما غفلت نمی‌کنند؛ مواظب باشید ...۱۳۶۹/۰۹/۱۴

 حضرت امام حسین(علیه السلام) / عاشورا/کربلا/عبرت‌های عاشورا/حسنین/کوفیان/یزید / سیدالشهدا/ثارالله/اباعبدالله الحسین

لحظه‌شناسی / بصیرت / موقع‌شناسی/درک حساسیت لحظه/عمل بهنگام/درک نیاز لحظه

لحظه‌شناسی | کوفه و توابین

حضرت آیت الله امام خامنه‌ای:

یک حرکت بجا، تاریخ را نجات میدهد؛ یک حرکت نابجا که ناشی از ترس و ضعف و دنیاطلبی و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطه‌ی گمراهی میغلتاند.
در تاریخ «ابن اثیر» آمده است که گویی سی هزار نفر اطراف مسلم گرد آمده بودند. از این عدّه فقط چهار هزار نفر دوْرادوْر محلّ اقامت او ایستاده بودند و شمشیر به دست، به نفع مسلم بن عقیل شعار میدادند.
این وقایع، مربوط به روز نهم ذی الحجّه است. کاری که ابن زیاد کرد این بود که عده‌ای از خواص را وارد دسته‌های مردم کرد تا آنها را بترسانند. خواص هم در بین مردم میگشتند و میگفتند با چه کسی سر جنگ دارید؟! چرا میجنگید؟! اگر میخواهید در امان باشید، به خانه‌هایتان برگردید. اینها بنیامیه‌اند. پول و شمشیر و تازیانه دارند. چنان مردم را ترساندند و از گرد مسلم پراکندند که آن حضرت به وقت نماز عشا هیچ کس را همراه نداشت؛ هیچ‌کس!
آن گاه ابن زیاد به مسجد کوفه رفت و اعلان عمومی کرد که همه باید به مسجد بیایند و نماز عشایشان را به امامت من بخوانند!
تاریخ مینویسد: مسجد کوفه مملو از جمعیتی شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشا ایستاده بودند. چرا چنین شد؟

وقتی که عبیدالله بن زیاد به رؤسای قبایل کوفه گفت بروید و مردم را از دور مسلم پراکنده کنید وگرنه پدرتان را در میآورم چرا امر او را اطاعت کردند؟! رؤسای قبایل که همه‌شان اموی نبودند و از شام نیامده بودند! بعضی از آنها جزو نویسندگان نامه به امام حسین علیه‌السّلام بودند. شَبَثْ بن ربْعی یکی از آنها بود که به امام حسین علیه‌السّلام نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد. همو، جزو کسانی است که وقتی عبیداللَّه گفت بروید مردم را از دور مسلم متفرّق کنید قدم پیش گذاشت و به تهدید و تطمیع و ترساندن اهالی کوفه پرداخت!
چرا چنین کاری کردند؟! اگر امثال شَبَثْ بن ربْعی در یک لحظه‌ی حسّاس، به جای این‌که از ابن زیاد بترسند، از خدا میترسیدند، تاریخ عوض میشد. گیرم که عوام متفرّق شدند؛ چرا خواصِ مؤمنی که دوْر مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افرادی خوب و حسابی بودند که بعضیشان بعداً در کربلا شهید شدند؛ اما این‌جا، اشتباه کردند.
البته آنهایی که در کربلا شهید شدند، کفّاره‌ی اشتباهشان داده شد. درباره‌ی آنها بحثی نیست و اسمشان را هم نمیآوریم. اما کسانی از خواص، به کربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفیق پیدا نکردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابین شوند. چه فایده؟! وقتی امام حسین علیه‌السّلام کشته شد؛ وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت؛ وقتی فاجعه اتّفاق افتاد؛ وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگرچه فایده؟! لذاست که در تاریخ، عدّه‌ی توّابین، چند برابر عدّه‌ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر این‌که در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.
۱۳۷۵/۰۳/۲۰

شهادت مظلومانه سالار شهیدان حضرت امام حسین(علیه السلام) و اصحاب مطهرشان تسلیت باد
اتاق فکریهود = شهادت امام حسین(علیه السلام)
حضرت محمد(ص):  من از مکر یهود نسبت به فرزندانم حسن و حسین بیمناکم.
بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۱۳

شهادت مظلومانه سالار شهیدان حضرت امام حسین(علیه السلام) و اصحاب مطهرشان تسلیت باد

اتاق فکر یهود = شهادت امام حسین(ع)

امام علی(علیه السلام):

در نامه ۱۷ نهج البلاغه خطاب به معاویه، مویدی دیگر بر این مطلب است که بنی‌امیه هیچ نسبت خونی بابنی هاشم نداشته اصالتا رومی و اسراییلی تبار هستند...

۴ شخصیت یهودی تبار در شهادت امام حسین(علیه السلام) نقش داشتند
1- اشعث بن قیس 2- ثبت بن ربعی 3- حجار بن ابجر 4- حکیم بن طفیل

#سوریه امروز را ببینید: سوریه‌ی امروز فرزند سوریه ۱۲ سال قبل است؛ زمانی که نوجوانان و جوانانش به تحریک #آمریکا شعار #آزادی سر می‌دادند. ابتدا #داعش را بر خود مسلط کردند؛ سپس زیر لگدهای #جولانی قرار گرفتند؛ در حال انتقال به زیر سلطه #اسرائیل و #دروزی‌ها هستند و خدا می‌داند عاقبتشان چه می‌شود و آیا روز خوش و آرامش را خواهند دید یا خیر...
مرگ بر آمریکا...
#ترامپ گفته من مایلم که #ایران هم مثل سوریه با ما رفتار کند.
عاقبت اعتماد به دشمن و #تسلیم در برابر زورگو چیزی جز #ذلت و خواری ابدی نیست.
سلام #خدا بر #امام_خمینی ؛ سلام خدا بر #امام_خامنه‌ای ، سلام خدا بر#شهیدان و سلام خدا بر همه آزادگان بصیری که عزت را برای این سرزمین به سرنوشت محتوم مبدل کردند. اکنون ما هستیم و این #امانت بسیار سنگین ...
تا آخرین قطره خونمان از پرچم سرخ شهدای عزیزمان و نظام مقدس مقدس جمهوری اسلامی ایران دفاع می‌کنیم ...

https://imamhussain.org/persian/31418

عمرو بن قُرظة انصارى

 عَمرو بن قَرَظَة بن کعب خزرجی انصاری کوفی از شهدای کربلا. پدر او از اصحاب پیامبر(ص) و امام علی(ع) بود. برادر عمرو، در روز عاشورا در سپاه عمر سعد بود.

در گزیده‌ای از وصیت نامه شهید مدافع حرم لبنانی، «خضر عصام فنیش» آمده است: «خواهر عزیز... سخن بسیار است و فحوای همه یکی؛ پوشش و حجاب. خونم را فدایت کردم، جانم را به خاطر حجاب فدایت کردم و قبل از من هم هزاران شهید به خاطر حجاب جانشان را فدا کردند...»

شهید مدافع حرم شهید میثم نجفی

https://harimeharam.ir/category/14/1

شهید مدافع حرم شهید محمد مهدی فریدونی

صدای هل من ناصر از جانب شام شنیده می‌شود و گویا تاریخ همچنان تکرار شدنی است اما این بار کور خوانده‌اند. آن تعرضی که در کربلا به مولایم و اهل بیتش کردند این بار تکرار نخواهد شد و شیر جوانانی از اقصا نقاط کشورهای اسلامی از جمله ایران، پاکستان، افغانستان و ... جواب این بی‌حرمتی را کوبنده دادند و ان شاءالله به زودی ریشه این همه مشکلات که قطعاً اسرائیل غاصب و آمریکای جنایتکار است به دست مسلمانان قطع خواهد شد.

 بخشی از وصیت نامه شهید سید روح الله کاظمی شیخ شبانی:
شهادت: بیست و سوم اسفند ۱۳۶۶، با سمت فرمانده دسته در شاخ شمیران توسط نیرو‌های بعثی
ای مردم! همیشه و هر لحظه خداوند تبارک و تعالی را فراموش نکنید که اگر انسان همیشه و هر لحظه خدا را به یاد داشته باشد هیچ وقت گناه نمی کند و به قول امام امت که فرمودند: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید، هر کجا باشید خداوند با شما است، خداوند از رگ گردن به انسان نزدیک تر است. به واجبات اهمیت دهید، جبهه و جنگ را فراموش نکنید...

بخشی از وصیت نامه شهید «حمیدرضا محمودی»:
شهادت: شانزدهم مرداد ۱۳۶۲، در مهران توسط نیرو‌های بعثی
ای خواهران و برادران! از خط امام خارج نشوید، در سایه ولایت‌فقیه باشید و پیرو راه امام باشید. تمام کارهایتان را برای خدا و اسلام انجام دهید؛ مبادا برای چشم‌ و هم‌ چشمی کاری کنید که اجر آن از بین برود. در همه کارها، خدا را در نظر بگیرید...

بخشی از وصیت نامه شهید «اسحاق اسطحی»:
شهادت: دهم تیر ماه ۱۳۶۵، در قلاویزان توسط نیرو‌های بعثی
راه ولایت فقیه در این دوران، همان ادامه راه ولایت علی (ع) در غدیر خم است؛ و جریان‌های انحرافی امروز، دنباله همان انحراف‌هایی هستند که در صدر اسلام بودند ... گروه‌های منحرف هدفشان نابودی خط اسلام است؛ همان خطی که امروز در قالب ولایت فقیه ادامه دارد. شما اجازه ندهید ضربه‌ای به اسلام وارد شود. پیش از آنکه آن‌ها کاری کنند، شما آن‌ها را از صحنه روزگار محو کنید ...

بخشی از وصیت نامه شهید «پیرک جعفری»:
شهادت: یازدهم تیر ماه ۱۳۶۵، در قلاویزان توسط نیرو‌های بعثی
انگیزه‌ای که باعث شد من به جبهه بروم این بود که در راه دین، قرآن و ناموس برای دفاع از کربلای ایران با ضد اسلامیان بجنگم تا اسلام ما و انقلاب ما پیروزمند باشد. راه امام حسین (ع) را که راه اسلام است ادامه دهید. امام را تنها نگذارید و جبهه‌ها را پر کنید ...

 بخشی از وصیت نامه پاسدار شهید نقی خیرآبادی:
شهادت: نهم تیر ۱۳۶۵، در قلاویزان بر اثر اصابت ترکش خمپاره توسط نیروهای بعثی
تمام کسانی که مرا می‌شناسید پشتیبان امام خود باشید و پیرو راه او و گوش بفرمان او، چون ما هر چه داریم از انبیاء و امامان و نایب آنها امام خمینی است برادرها مسئولیت‌مان بسیارسنگین است، مسئولیتی که در قبال اسلام وقرآن داریم، مسئولیتی که در قبال خانواده شهدا، شهدای عزیز، شهدائی که از جان و مالشان گذشتند تا اسلام بماند . برخیزید برادرها، والله این دنیا مزرعه آخرت است و الله در آن دنیا از شما سؤال می‌کنند آن موقع که اسلام به خون نیاز داشت چرا رفتی توی خانه ات نشستی برادرها برخیزید که اسلام به خون نیاز دارد و بسیار خوشحالم که بعد از بیست سال عمر توفیق این را یافتم که در صف سربازان امام زمان قرار بگیرم و بسیار خوشحالم که دریک چنین زمانی هستم که خداوند بهشت را خیلی ارزان به فروش گذاشته است ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «احمدرضا آهنگ»:
شهادت: بیست و چهارم تیر 1361، در کوشک
از پدر و مادر، امت مسلمان و قهرمان ایران می‌خواهم که تا آنجا که می‌توانند، این «حسین زمان»، این نایب امام زمان (عج) را یاری کنند...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی ابوالحسنی»:
شهادت: ۲۱ تیر ۱۳۶۷ در عملیات زبیدات، مفقودالاثر شد و تا امروز پیکرش بازنگشته است
از همه شما می‌خواهم که راهم را ادامه دهید و نگذارید خون شهدا پایمال شود. به یاد داشته باشید که ما برای حفظ اسلام و انقلاب جنگیدیم، پس این امانت را پاس بدارید...مرگ بر آمریکا ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی خرمی»:
شهادت: هشتم مرداد ۱۳۶۲، در قلاویزان توسط نیرو‌های بعثی
ان‌شاءالله با یاری خداوند و حضرت مهدی (عج)، پوزه همه ابرقدرت‌ها را به خاک خواهیم مالید ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «محمد خرمی»:
شهادت: بیستم آبان ۱۳۶۲، در مریوان توسط نیرو‌های بعثی
من به این دلیل راهی جبهه می‌شوم که اسلام از ما خواسته و امامی چون امام حسین (ع) ندا سر داده: «هل من ناصرٍ ینصرنی؟»
و ما فرزندان ایران، پاسخ می‌دهیم: لبیک یا خمینی؛
لبیک تا نابودی کفار و مشرکین
لبیک تا نابودی جهان‌ خواران و استعمارگران
و لبیک تا پیروزی نهایی اسلام ...
ما تا جایی خون خواهیم داد که درخت اسلام آبیاری شود ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی امیریان جغین»:
شهادت: بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۶۴، در اروند کنار
سلام بر پدر عزیزم، که مرا چنین انسانی در جامعه پرورش داد و بیشتر با معارف اسلامی آشنا کرد ...
پدر جان، اگر شهادت روزی‌ام شد، اصلاً ناراحت نباش و برایم گریه نکن؛ چرا که این گریه برای من سودی ندارد و حتی موجب ناراحتی‌ام می‌شود.
اگر به یاد من افتادی، به یاد علی‌اصغرِ شش‌ ماهه بیفت و برای او گریه کن، که ارزشش بسیار بیشتر از من است ...

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید «علیرضا آرمات»:
شهادت: سوم مهر ماه ۱۳۶۴، در هورالعظیم
ای خواهران و برادران! ... بزرگ‌ترین مسئولیت شما، پاسداری از خون شهیدان باشد. اگر می‌خواهید نگهبان خون شهیدان باشید، پشتیبان ولایت فقیه باشید، در مسیر امام حرکت کنید و وابسته به هیچ حزب و گروهی نباشید، جز حزب‌الله...

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید «اصغر اسکندری»:
شهادت: دهم تیرماه ۱۳۶۵ در جبهه‌های جنگ تحمیلی
در خط امام باشید و او را دعا کنید و برای پیروزی اسلام و مسلمین دعا کنید ... و از منافق بپرهیزید ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید نادر سرمدی:
شهادت: در ۳۰ تیر ۱۳۶۶ در درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب در منطقه کردستان
پشتیبان امام باشید که برای اسلام و ایران زحمات بسیاری کشیده‌اند.
ما جان‌های خود را نثار امام می‌کنیم تا انقلاب مهدی(عج) پایدار بماند ...

 بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی ابوالحسنی»:
شهادت: در 21 تیر ۱۳۶۷ در عملیات زبیدات، مفقودالاثر شد و تا امروز پیکرش بازنگشته است.
از همه شما میخواهم که راهم را ادامه دهید و نگذارید خون شهدا پایمال شود به یاد داشته باشید که ما برای حفظ اسلام و انقلاب جنگیدیم، پس این امانت را پاس بدارید ...
... و بدانید که شهادت پایان راه نیست بلکه آغاز یک زندگی جاویدان است. اگر من نرفته بودم دیگری باید میرفت امروز نوبت من بود و فردا ممکن است نوبت شما باشد! خدایا مرا با شهدای کربلا محشور کن ...

بخشی از وصیت نامه شهید مدافع حرم شهید محسن فرامرزی:
خدا را سپاس که به ما ولایت امیرالمومنین علی (علیه السلام) و ائمه اطهار (صلوات الله علیهم) را روزی نمود و ما را از شیعیان قرار داد و در عصر غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) پس از انقلاب حضرت روح الله رهبری وارسته و فرزانه همچون سید علی حسینی الخامنه‌ای (دام البقائه و عزه) را جهت زعامت این امت اعطاء نمود ...



بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم
شهید محمدرضا فخیمی:
اینجانب بنده گناهکار درگاه خداوند از شما امت شهید پرور تقاضا دارم که مطیع محض ولایت حضرت امام خامنه‌ای نه در حرف بلکه در عمل [باشید]، اینگونه نباشید که به خاطر حرف این و آن و عده‌ای منحرف، حرف ولی در روی زمین بماند یا اگر حرف ولی را مخالف با میل شخصی دیدیم به آن عمل نکنیم ...
 

شهید مدافع حرم  شهید عبدالحسین یوسفیان

شهید مدافع حرم شهید محمدرضا یعقوبی کیاسه

شهید مدافع حرم شهید صادق یاری گلدره

شهید مدافع حرم شهید امیر علی هویدی

شهید مدافع حرم شهید حسین همتی حلمسلوئی

شهید مدافع حرم شهید روزبه هلیسایی

شهید علی مراد جهانشاهلو

شهید مراد حسین کیانی

شهید مرتضی قنبری

شهید موسی کوشباغی

شهید مصطفی مظفری

شهید مظفر نجفعلی

شهید مسعود عباسچی

شهید ناصر مزینانی



 

شهید مدافع حرم شهید حسین محرابی:

هر خانمی که چادر به سر کند و عفت ورزد، و هر جوانی که نماز اول وقت را در حد توان شروع کند، اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امام حسین (ع) خواهم کرد و او را دعا می کنم؛ باشد تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار گیرد ...

شهید مدافع حرم شهید امیر سیاوشی:

برای تشیع جنازه ام خواهش می‌کنم همه با چادر باشند ...

شهید مدافع حرم شهید سجاد طاهرنیا:

از خط ولایت جدا نشوید و چادر، این هدیه حضرت زهرا (ص) را که امانتی دست شما هست را پاسداری کنید...

شهید مدافع حرم شهید داوود نریمیسا

شهید مدافع حرم شهید حمیدرضا اسداللهی:

امروز مربی جامعه مسلمین، ولی‌فقیه است. ما اجازه نداریم هرکس و هر فکری را در جریان تربیتی خود قرار دهیم. باید تربیت ما در نظام ولایی قرار بگیرد تا نتیجه آن سربازی امام زمان (عج) باشد. امروز میزان و فصل‌­الخطاب، بعد از قرآن و عترت ولی‌فقیه است...

رهبر عزیزم! لبیک به فرمان شما همان تکبیر حج است و همان لبیک به رسول خدا (ص) و همان لبیک «یا حسین (ع)» است و این را امام بزرگوار به ما یاد داد؛ چون ولایت‌فقیه همان ولایت رسول‌الله است ...

شهید مدافع حرم شهید علی جمشیدی:

در اوضاع سیاسی کنونی که نائب برحق حضرت ولیعصر(عج) رهبرمان امام خامنه‌ای(مدظله العالی) به تنهایی علم را بردوش گرفته و رجال سیاسی چندان همسو با فرمایشات ایشان عمل نمی‌کنند بایستی بچه‌های مذهبی (هیئتی و مسجدی) خود را فدا کنند...

شهید مدافع حرم شهید محمد آژند:

مدافع حرم اهل بیت علیهم السلام و حریم ولایت فقیه امام خامنه ای (مد ظله) باشید و هرگز از این راه خارج نشوید که سعادت دنیا و آخرت شما در این راه است ...

شهید مدافع حرم شهید مرتضی عطایی
(ابوعلی)

برای فرج امام زمان(عج) بسیار دعا کنید که فرجمان در فرج آقا و مولایمان صاحب الزمان(عج) است...

شهید مدافع حرم شهید حجت الاسلام صالح حسن زاده

شهید مدافع حرم شهید مرتضی کریمی (ابوحنانه):

از تمامی دوستان و آشنایان و خانواده خودم تقاضا دارم به فرامین مقام معظم رهبری گوش فرا دهند تا گمراه نشوند زیرا ایشان بهترین دوست شناس و دشمن شناس است ...

شهید مدافع حرم شهید محمد تاجبخش

از قرآن و نماز فاصله نگیرید. وصیت من به فرزندانم این است که حجاب زینبی را سرلوحه زندگی خود قرار دهید ...

شهید مدافع حرم شهید محمد پورهنگ

همسر شهید مدافع حرم شهید حجت الاسلام جابر حسین پور (زهیری):

وی در پایان با اشاره به ادامه دادن راه شهید گفت: راه شهدا را می‌توان با حفظ حجاب تن و حفظ حجاب چشم و پیروی از رهبر و حفظ اسلام ادامه داد و اینکه نگذاریم دشمن در بینمان فتنه کند.

وصیت نامه شهید مدافع حرم شهید مهدی محمدی مفرد:

«مسیر انتخاب شده شاید کمی ناهموار باشد برای بعضی از انسان‌های عافیت‌طلب غیرقابل توجیه باشد اما گاهی انسان‌ها باید بروند تا مسیر حق طلبی زنده بماند و اگر نباشد تداوم این مسیر شاید صدای حق دیر گاهی بود که خاموش شده بود و این ندا که از ابتدای خلقت در جهان توسط پیامبران و امامان همیشه به شیوه‌های مختلف و با یک هدف بلند بوده است امروز توسط نایب برحق امام زمان(عج) برای ما اعلام و وظیفه ماست که به هرصورت ممکن این ندا را لبیک و فراتر نموده تا گوش جهانخواران و عافیت طلب‌های بی‌درد که ان‌شاءالله وصل به قیام حضرت مهدی(عج) خواهد شد. بی‌شک ما نه جنگ طلب هستیم و نه به دور ازجامعه ولی گوش به فرمان ولی تا پای جان ایستادگی خواهیم کرد و باشد تا آرزوی شهادت ما محقق گردد...»

شهید مدافع حرم شهید حسین بادپا

شهید مدافع حرم شهید حسین معز غلامی:

(سید مجتبی فاطمی)

در بدترین شرایط اجتماعی, اقتصادی و .... پیرو ولی فقیه باشید و هیچگاه این سید مظلوم حضرت آقا سید علی آقا را تنها نگذارید.

امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید و نگذارید خون شهدا پایمال شود...

شهید مدافع حرم شهید حبیب جنت مکان
(ابوالمکارم)

و مِن المؤمنین رجالً الصدَقوا ما عاهدَ الله ُ علیه و مِنهمُ مَن قضی نحبه و منهم من ینتظر

و اشهدانَّ لا اله الا الله و اشهد انَّ محمد رسول الله صل الله و علیه و سلم و اشهدُانَّ امیرالمؤمنین علی ولی الله

و اما بعد در زمانی که دنیا پر از آشوب شده و به چشم خودمان می بینیم که این از خدا بی خبران به نام اسلام چه جنایت هایی که نمی کنند و بر خود واجب دیدم که به دفاع از دین اسلام و دفاع از حقانیت شیعه بلند شوم و به دفاع از اسلام بپردازم وصیت می کنم به تمام دوستان که از این راه سرپیچی نکنند که این راه حقی است و دفاع از شیعه و اسلام واجب است...

شهید مدافع حرم شهید حسینعلی پور ابراهیمی
 

شهید مدافع حرم شهید شهید سجاد زبرجدی:
(سردار غریب)

سلام علیکم و رحمه الله

خداوند منان، تمام مخلوقات خود را در اختیار اشرف مخلوقات قرار داد تا اشرف مخلوقات حق را از باطل تشخیص دهد و سپس حق را انتخاب نموده و دائم به یاد و رضای خداوند مشغول باشد تا از حق منحرف نشود. اگر این بنده اشتباه کند تمام محیط اطراف به او تذکر می دهند، اگر گوش و چشم او نمرده باشد اثبات این جمله بسیار ساده است!

شما چهل روز دایم الوضو باشید خواهید دید که درهای رحمت خداوند چگونه یک به یک در مقابل شما باز خواهد شد. نمازهای واجب خود را دقیق و اول وقت بخوانید، خواهید دید که چگونه درهای خداوند در مقابل شما باز خواهد شد. سوره واقعه را هر شب یک مرتبه بخوانید، خواهید دید که چگونه فقر از شما روی برمی گرداند.انسان اگر می خواهد به جایی برسد، با نماز شب می رسد.

برادران و خواهران من، اگر ما در راه امام زمان (عج) نباشیم بهتر است هلاک شویم و اگر در راه امام زمانمان استوار بمانیم بهتر است آرزوی شهادت کنیم، زیرا شهادت زندگی ابدی است.

برادران و خواهران من، امام زمان (عج) غریب است. نباید آقا را فراموش کنیم، زیرا آقا هیچ وقت ما را فراموش نمی کند و مدام در رحمت دعای خیرش هستیم.

از شما بزرگواران خواهشی دارم، بعد از نمازهای یومیه دعای فرج فراموش نشود و تا قرائت نکردید از جای خود بلند نشوید زیرا امام منتظر دعای خیر شما است. هر گناه ما، مانند سیلی است برای حجت ابن الحسن (ارواحنا فداه)

سه چیز را هر روز تلاوت کنید
1- زیارت عاشورا
2- نافله
3- زیارت جامعه کبیره

اگر درد دل داشتید و یا خواستید مشورت بگیرید بیایید سر مزارم، به لطف خداوند حاضر هستم. من منتظر همه شما هستم. دعا می کنم تا هرکسی لیاقت داشته باشد شهید شود.

خداوند سریع الاجابه است، پس اگر می خواهید این دعا را برای شما انجام دهم شما هم من را با خوشی یاد کنید. همه ما همدیگر را در آخرت زیارت می کنیم. یکی با روی ماه و یکی با روی سیاه، انشالله همه با روی ماه باشیم. و سلام را به امام زمان (عج) بفرستید تا رستگار شوید.

خواندن فاتحه و یاد شما بسیار موثر است برای من، پس فراموش نکنید و از من راضی باشید. همه شما را به جان حضرت زهرا (س) قسم می دهم که من را فراموش نکنید و یادم کنید من هم حتما شما را یاد می کنم. نگذارید شیطان باعث جدایی ما بشود.
السلام علیکم

شهید مدافع حرم شهید سجاد عفتی (ابراهیم)

فرزند عزیزم را به درس خواندن، تقوای الهی، نماز و حجاب توصیه می‌کنم ...

رهبر عزیزم را که راه امام عصر(عج) را ادامه می‌دهد، فراموش نکنید و یاریش نمایید.

شهید مدافع حرم مجید قربانخانی:

بعد از مرگم خوشحال باشید و گریه بر مصیبت اباعبدالله کنید نه بر پیکر بی‌جان من، خوشحال باشید که در راه اسلام و شیعیان به شهادت رسیدم. صحبتم با حضرت امام خامنه‌ای، آقاجان گر صدبار دگر متولد شوم برای اسلام و مسلمین جان می‌دهم ...

شهید مدافع حرم شهید رضا رستمی‌ مقدم (مدهنی)

با عرض پوزش تقاضایی که از رزمندگان، جانبازان و خانواده‌های معظم شهیدان در طول انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و هم اکنون در حال ایثارگری و جانبازی برای اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی متحمل می‌شوید حتی اگر برایتان مشکل بوجود آمده یا می‌آید از عملکرد خوب و خالصانه خود پیشمان نگردید.

انقلابی بودن خوب است اما انقلابی ماندن مهم‌تر و موجب عاقبت بخیری می‌شود.

با تقدیم احترام سرباز کوچک آقای خامنه‌ای، رضا رستمی مقدم

شهید مدافع حرم شهید سعید سیاح طاهری

شهید مدافع حرم شهید سید محمدجواد حسن‌زاده

 

التماس دعا

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ مرداد ۰۴ ، ۱۷:۵۶
  • بنده خدا بنده خدا
۲۵
تیر
۰۴

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)
*****************
* مصائب ام کلثوم سلام الله علیها
* زمانی که امام حسین (ع) به شهادت رسید اسب امام به سوی خیمه گاه آمد ‌#ام_کلثوم دختر حضرت علی و حضرت فاطمه (علیهم السلام) از خیام بیرون آمد و در حالی که دست بر سر اسب می‌کشید با گریه می‌گفت: «ای محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ‌ای جد بزرگوار، ‌ای ابوالقاسم، ‌ای علی (ع)، ‌ای جعفر، ‌ای حمزه، ‌ای حسن (ع)، این حسین (ع) است که عریان به خاک افتاده است سر از پشت جدا و عمامه و ردایش از تن خارج کرده‌اند سپس با اسب بر او تاخته‌اند.
* در کوفه نیز در حالی که گریه راه گلویش را بسته بود و به سختی می‌گریست به سخن ایستاد و گفت: ‌ای مردم کوفه، بد به حالتان چه کردید؟ به حسین (ع) خیانت کردید و او را تنها گذاشتید و آنگاه او را کشتید و اموالش را به غارت بردید و زنانش را به اسیری گرفتید؟ مرگ بر شما، آیا می‌دانید چه کردید و چه گناه بزرگی را مرتکب شده‌اید؟ هیچ می‌دانید که چه خونهایی را ریختید و چه زنان شریفی را داغدار و چه اموالی را به یغما بردید و لباس چه دختران و زنانی را به تاراج بردید؟ مهر و محبت از دلهایتان برداشته شده است؟ شما بهترین مردان بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را کشتید؛ با این حال حزب خدا پیروز است و حزب شیطان شکست خورده و زیان کار. آن گاه این اشعار را بر زبان جاری کرد:
* برادرم را کشتید پس وای بر مادرانتان که به زودی دچار آتشی خواهید شد که گرمایی سوزان دارد. خونهایی را ریختید که خدا، قرآن و محمد (ص) آن را محترم شمرده و حرام کرده بودند. شما را به آتش دوزخ مژده باد که فردا به یقین در آن جاویدان خواهید ماند. من همه عمرم در سوگ جانسوز برادرم و ستمی که بر او رفته است می‌گریم بر آن انسان والایی که پس از پیامبر(ص) از بهترین مردان روزگار بود. من بر او اشک خواهم ریخت و همواره بر او خواهم گریست و دانه‌های درشت و بی شمار اشکم از گونه هایم خشک نخواهد شد.
* چون کاروان اسرا نزدیک شام رسیدند ‌ام کلثوم به شمر فرمود: ما را از دروازه‌ای وارد کن که مردمان کمتری در آن اجتماع کرده باشند و بگو سرهای شهدا را از میان محمل‌ها دور کنند تا مردم به نظاره سرها مشغول شده و به حرم رسول خدا (ص) ننگرند. اما شمر بر خلاف فرموده ایشان عمل کرد و فرمان داد تا سرهای شهدا را در میان محمل‌ها جای دهند و ایشان را از دروازه ساعات که مردم بیشتری در آن جمع شده بودند وارد نمودند.

 

اللهوف فی قتلی الطفوف-ص۸۲ و۹۱و۱۰۱

 

منبع این مطلب...:

 

 

هرگونه تبلیغات در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد.
استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است...
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

 

  • بنده خدا بنده خدا