بانویی که ثواب گریه بر او به اندازه ثواب گریه بر دو امام است ... / زیارت عاشورا ... / شهید محسن حججی
بسم الله الرحمن الرحیم



- ۲۲ مرداد ۰۲ ، ۱۸:۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهراء سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
تفسیر سوره مبارکه انعام ۹۸تا ۹۹
و هو الذى اءنشأکم من نفس واحدة فمستقر و مستودع قد فصلنا الایات لقوم یفقهون (۹۸)
و هو الذى انزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات کل شى ء فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنت من اعناب و الزیتون و الرمان مشتبها و غیر متشابه انظروا إلى ثمره إذا اثمر و ینعه إن فى ذلکم لایات لقوم یؤمنون (۹۹)
ترجمه :
۹۸ - او کسى است که شما را از یک نفس آفرید، در حالى که بعضى از انسانها پایدارند (از نظر ایمان یا خلقت کامل ) و بعضى ناپایدار، ما آیات خود را براى کسانى که مى فهمند بیان نمودیم .
۹۹ - او کسى است که از آسمان آبى نازل کرد و بوسیله آن گیاهان گوناگون رویانیدیم ، از آن ساقه ها و شاخه هاى سبز خارج ساختیم و از آنها دانه هاى متراکم ، و از شکوفه نخل خوشه ها با رشته هاى باریک بیرون فرستادیم و باغها از انواع انگور و زیتون و انار شبیه به یکدیگر و بى شباهت هنگامى که میوه مى کند به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن نشانه هائى براى افراد با ایمان.
تفسیر
در این آیات نیز دلائل توحید و خداشناسى تعقیب شده است ، زیرا قرآن براى این هدف گاهى انسان را در آفاق و جهانهاى دور دست سیر، و گاهى او را به سیر در درون وجود خویش دعوت مى نماید و آیات و نشانه هاى پروردگار را در جسم و جان خودش براى او شرح مى دهد، تا خدا را در همه جا و در همه چیز ببیند.
نخست مى گوید: او کسى است که شما را از یک انسان آفرید. (و هو الذى انشاکم من نفس واحدة ).
یعنى شما با این همه چهره هاى گوناگون ، ذوقها و افکار متفاوت ، و تنوع وسیع در تمام جنبه هاى وجودى ، همه از یک فرد آفریده شده اید، و این نهایت عظمت خالق و آفریدگار را مى رساند که چگونه از یک مبدء اینهمه چهره هاى متفاوت آفریده است ؟.
قابل توجه اینکه در این جمله از خلقت انسان تعبیر به انشاء شده است ، و این کلمه چنانکه از متون لغت استفاده مى شود به معنى ایجاد و ابداع آمیخته با تربیت و پرورش است ، یعنى نه تنها خداوند شما را بدون هیچ سابقه آفرید، بلکه تربیت و پرورش شما را نیز بر عهده گرفت ، و مسلم است که اگر آفریننده ، چیزى را بیافریند، سپس او را رها سازد زیاد قدرت نمائى نکرده ، اما اگر همواره او را تحت حمایت خویش قرار دهد و لحظه اى از پرورش و تربیت او غافل نگردد، عظمت و رحمت خود را کاملا نشان داده است .
ضمنا نباید از جمله فوق این توهم پیدا شود که حوا مادر نخستین ما از آدم آفریده شده است (آنچنانکه در تورات در فصل دوم از سفر تکوین آمده است )
بلکه چون آدم و حوا طبق روایات اسلامى هر دو از یک خاک آفریده شده اند و هر دو یک جنس و یک نوع مى باشند کلمه نفس واحده به آنها گفته شده است (در آغاز سوره نساء نیز در این باره بحث کردیم ).
سپس مى فرماید: (جمعى از افراد بشر مستقر هستند و جمعى مستودع ) (فمستقر و مستودع )
مستقر در اصل از ماده (قر) (بر وزن حر) به معنى سرما است و از آنجا که سرماى شدید هوا انسان و موجودات دیگر را خانه نشین مى کند، این کلمه به معنى سکون و توقف و قرار گرفتن آمده است ، و مستقر به معنى ثابت و پایدار مى آید.
مستودع از ماده (ودع ) (بر وزن منع ) به معنى ترک کردن است و از آنجا که امور ناپایدار محل خود را به زودى ترک مى گوید، این کلمه به معنى ناپایدار نیز به کار مى رود، و ودیعه را از این نظر ودیعه مى گویند که باید محل خود را ترک گوید و به دست صاحب اصلى باز گردد.
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه مى گیریم که آیه فوق مى گوید بعضى از انسانها پایدارند و بعضى ناپایدار، در اینکه منظور از این دو تعبیر در اینجا چیست در میان مفسران گفتگوى زیادى دیده مى شود، ولى از میان آنها چند تفسیر که در عین حال منافاتى با هم ندارند و مى توانند همه به عنوان تفسیر آیه پذیرفته شود نزدیکتر به نظر مى رسند،
نخست اینکه منظور از (مستقر) انسانهائى هستند که آفرینش آنها کامل شده و در قرارگاه رحم مادر یا در روى زمین گام نهاده اند، و مستودع اشاره به افرادى است که هنوز آفرینش آنها پایان نیافته و به صورت نطفه اى در صلب پدران هستند.
دیگر اینکه مستقر اشاره به روح انسان مى باشد که موضوعى پایدار و
برقرار است و مستودع اشاره به جسم انسان است که ناپایدار و فانى است .
در بعضى از روایات یک تفسیر معنوى براى این دو تعبیر نیز وارد شده که مستقر اشاره به انسانهائى است که داراى ایمان پایدارند و مستودع اشاره به آنها است که ایمانى ناپایدار دارند.
این احتمال نیز وجود دارد که دو تعبیر فوق اشاره به اجزاى اولیه تشکیل دهنده نطفه انسان بوده باشد، زیرا چنانکه میدانیم نطفه انسان از دو جزء یکى اوول (نطفه ماده ) و دیگرى اسپرم (نطفه نر) تشکیل شده است ، نطفه ماده در رحم تقریبا ثابت و مستقر است ، ولى نطفه هاى نر به صورت جانداران متحرک به سوى او با سرعت حرکت مى کنند و نخستین فرد (اسپر) که به (اوول ) میرسد با او مى آمیزد و بقیه را عقب میراند و تخمه اولى انسان را تشکیل مى دهد.
در پایان آیه بار دیگر مى گوید: (ما نشانه هاى خود را برشمردیم تا آنها که داراى فهم و درکند بیندیشند) (قد فصلنا الایات لقوم یفقهون ).
با مراجعه به لغت استفاده مى شود که فقه هر گونه علم و فهمى نیست بلکه از معلومات حاضر پى به معلومات غائب بردن است بنابراین توجه به آفرینش انسان با این همه چهره هاى متفاوت و قیافه هاى جسمى و روحى مختلف درخور این است که افراد نکته سنج در آن بیندیشند و خداى خود را از آن بشناسند.
آیه دوم آخرین آیه اى است که در این سلسله بحثها ما را به شگفتیهاى جهان آفرینش ، و شناسائى خداوند از طریق آن دعوت مى کند.
در آغاز به یکى از مهمترین و اساسى ترین نعمتهاى پروردگار که مى توان آن را ریشه و مادر سایر نعمتها دانست اشاره مى کند و آن پیدایش و رشد و نمو
گیاهان و درختان در پرتو آن است ، و مى گوید: (او کسى است که از آسمان آبى (براى شما) فرستاد) (و هو الذى انزل من السماء ماء)
اینکه مى گوید از طرف آسمان (یعنى طرف بالا، زیرا آسمان در لغت عرب به هر چیز گفته مى شود که در طرف بالا قرار گرفته باشد) به خاطر آن است که تمام منابع آب روى زمین اعم از چشمه ها و نهرها و قناتها و چاههاى عمیق به آب باران منتهى میگردد لذا کمبود باران در همه آنها اثر مى گذارد و اگر خشکسالى ادامه یابد همگى خشک مى شوند. سپس به اثر بارز نزول باران اشاره کرده ، مى گوید: بواسطه آن روئیدنیها را از همه نوع از زمین خارج ساختیم (فاخرجنا به نبات کل شى ء)
مفسران در تفسیر نبات کل شى ء (گیاهان هر چیز) دو احتمال ذکر کرده اند نخست اینکه منظور از آن انواع و اصناف گیاهانى است که همه با یک آب آبیارى و از یک زمین و یکنوع خاک پرورش مى یابند، و این از عجائب آفرینش است که چگونه اینهمه انواع گیاهان با آن خواص کاملا متفاوت و گاهى متضاد و اشکال گوناگون و مختلف همه در یک زمین و با یک آب پرورش مى یابند .
دیگر اینکه منظور، گیاهان مورد نیاز هر چیزى است ، یعنى هر یک از پرندگان و چهارپایان و حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره اى از این گیاهان دارند و جالب اینکه خداوند از یک زمین و یک آب ، غذاى مورد نیاز همه را تامین کرده است و این یک شاهکار بزرگ است که فى المثل از یک ماده معین در آشپزخانه هزاران نوع غذا براى انواع سلیقه ها و مزاجها تهیه کنند.
جالبتر اینکه نه تنها گیاهان صحرا و خشکیها از برکت آب باران پرورش مى یابند بلکه گیاهان بسیار کوچکى که در لابلاى امواج آب دریاها مى رویند و خوراک عمده ماهیان دریا است از پرتو نور آفتاب و دانه هاى باران رشد مى کنند، فراموش نمى کنم یکى از ساکنان جزائر خلیج فارس که از کمبود صید شکایت داشت در مورد بیان علت آن مى گفت : کمبود صید ماهى به خاطر خشکسالى بوده و او معتقد بود اثر حیاتبخش دانه هاى باران در دریا حتى بیش از خشکیها است !
سپس به شرح این جمله پرداخته و موارد مهمى را از گیاهان و درختان که بوسیله آب باران پرورش مى یابند خاطر نشان مى سازد، نخست مى گوید: (ما به وسیله آن ساقه هاى سبز گیاهان و نباتات را از زمین خارج ساختیم ، و از دانه کوچک و خشک ساقه اى با طراوت و سرسبز که لطافت و زیبائى آن چشم را خیره مى کند آفریدیم ) (فاخرجنا منه خضرا).
(و از آن ساقه سبز، دانه هاى روى هم چیده شده ، (همانند خوشه گندم و ذرت ) بیرون مى آوریم ) (نخرج منه حبا متراکبا،
(همچنین به وسیله آن از درختان نخل خوشه سربسته اى بیرون فرستادیم که پس از شکافته شدن رشته هاى باریک و زیبائى که دانه هاى خرما را بر دوش خود حمل مى کنند و از سنگینى به طرف پائین متمایل میشوند خارج مى گردد) (و من النخل من طلعها قنوان دانیة )
طلع به معنى خوشه سربسته خرما است که در غلاف سبز رنگ زیبائى پیچیده شده و پس از شکافته شدن از وسط آن رشته هاى باریکى بیرون مى آید و و همانها بعدا خوشه هاى خرما را تشکیل مى دهند، و قنوان جمع قنو (بر وزن صنف ) اشاره به همین رشته هاى باریک و لطیف است .
و دانیة به معنى نزدیک است ، و ممکن است اشاره به نزدیکى این رشته ها
به یکدیگر بوده باشد یا به متمایل شدن آنها به طرف پائین به خاطر سنگین بار شدن .
(همچنین باغهائى از انگور و زیتون و انار پرورش دادیم ) (و جنات من اعناب و الزیتون و الرمان )
سپس اشاره به یکى دیگر از شاهکارهاى آفرینش در این درختان کرده مى فرماید: (هم با یکدیگر شباهت دارند و هم ندارند) (مشتبها و غیر متشابه)
با توجه به آیه 141 همین سوره که وصف متشابه و غیر متشابه را براى زیتون و انار ذکر کرده استفاده مى شود که در آیه مورد بحث نیز وصف مزبور درباره همین دو درخت است .
این دو درخت از نظر شکل ظاهرى و ساختمان شاخه ها و برگها شباهت زیادى با هم دارند در حالى که از نظر میوه و طعم و خاصیت آن بسیار با هم متفاوتند، یکى داراى ماده چربى مؤثر و نیرومند، و دیگرى داراى ماده اسیدى و یا قندى است ، که با یکدیگر کاملا متفاوتند، به علاوه این دو درخت گاهى درست در یک زمین پرورش مى یابند و از یک آب مشروب مى شوند یعنى هم با یکدیگر تفاوت زیاد دارند و هم شباهت .
این احتمال در تفسیر آیه نیز وجود دارد که عبارت فوق اشاره به انواع و اصناف مختلف درختان و میوه ها است ، بعضى از میوه ها و درختان با یکدیگر شبیهند و بعضى دیگر با هم مختلفند. (یعنى هر کدام از این دو صفتى است براى یکدسته از درختان و میوه ها، اما طبق تفسیر اول هر دو، صفت براى یک چیز بودند).
سپس از میان تمام اعضاى پیکر درخت بحث را روى میوه برده مى گوید:
(نگاهى به ساختمان میوه آن به هنگامى که به ثمر مى نشیند و همچنین نگاهى به چگونگى رسیدن میوه ها کنید که در اینها نشانه هاى روشنى از قدرت و حکمت خدا براى افرادى که اهل یقین هستند است .
(انظروا الى ثمره اذا اثمر و ینعه ان فى ذلکم لایات لقوم یؤمنون )
با توجه به آنچه در گیاه شناسى از چگونگى پیدایش میوه ها و رسیدن آنها امروز مى خوانیم نکته این اهمیت خاص که قرآن براى میوه قائل شده است روشن مى شود، زیرا پیدایش میوه ها درست همانند تولد فرزند در جهان حیوانات است ، نطفه هاى نر با وسائل مخصوصى (وزش باد یا حشرات و مانند آنها) از کیسه هاى مخصوص جدا مى شوند، و روى قسمت مادگى گیاه قرار مى گیرند، پس از انجام عمل لقاح و ترکیب شدن با یکدیگر، نخستین تخم و بذر تشکیل مى گردد، و در اطرافش انواع مواد غذائى همانند گوشتى آن را در بر مى گیرند. این مواد غذائى از نظر ساختمان بسیار متنوع و همچنین از نظر طعم و خواص غذائى و طبى فوق العاده متفاوتند، گاهى یک میوه (مانند انار و انگور) داراى صدها دانه است که هر دانه اى از آنها خود جنین و بذر درختى محسوب و ساختمانى بسیار پیچیده و تو در تو دارد.
شرح ساختمان همه میوه ها و مواد غذائى و داروئى آنها از حوصله این بحث خارج است ، ولى بد نیست به عنوان نمونه اشاره اى به ساختمان میوه انار که قرآن در آیه فوق مخصوصا اشاره به آن کرده است ، بنمائیم .
اگر یک انار را بشکافیم و یک دانه کوچک آن را به دست گرفته و در مقابل آفتاب یا چراغ قرار دهیم و درست در آن دقت کنیم مى بینیم از قسمتهاى کوچکترى تشکیل شده که همانند بطریهاى بسیار کوچکى با محتواى مخصوص آب انار در کنار هم چیده شده اند، در یک دانه کوچک انار شاید صدها از این بطریهاى بسیار ریز قرار دارد، سپس اطراف آنها را با پوسته ظریف که همان پوسته شفاف یکدانه انار است گرفته ، بعد براى اینکه این بسته بندى کاملتر و محکمتر و دورتر از خطر باشد تعدادى از دانه هاى انار را روى یک پایه با نظام مخصوصى چیده و پرده سفید رنگ نسبتا ضخیمى اطراف آن پیچیده ، و بعد پوسته ضخیم و محکمى که از دو طرف داراى لعاب خاصى است به روى همه آنها کشیده ، تا هم از نفوذ هوا و میکربها جلوگیرى کند و هم در مقابل ضربات آنها را حفظ نماید، و هم تبخیر آب درون دانه ها را فوق العاده کم کند. این بسته بندى ظریف مخصوص دانه انار نیست بلکه در میوه هاى دیگر مانند پرتقال و لیمو نیز دیده مى شود، اما در انار و انگور بسیار ظریفتر و جالبتر است .
گویا بشر براى فرستادن مایعات از نقطه اى به نقطه دیگر از همین اصل استفاده کرده که نخست شیشه هاى کوچک را در یک کارتن کوچک چیده و میان آنها را از ماده نرمى پر مى کند، سپس کارتنهاى کوچکتر را در یک کارتن بزرگتر و مجموع آنها را بصورت یک بار بزرگ به مقصد حمل مى کند!
طرز قرار گرفتن دانه هاى انار روى پایه هاى داخلى ، و گرفتن سهم خود از آب و مواد غذائى از آنها از این هم عجیبتر و جالبتر است ، تازه اینها چیزهائى است که با چشم مى بینیم و اگر ذرات این میوه ها را زیر میکرسکوبها بگذاریم آنگاه جهانى پرغوغا با ساختمانهاى عجیب و شگفت انگیز و فوق العاده حساب شده در مقابل چشم ما مجسم مى شود، چگونه ممکن است کسى با چشم حقیقت بین به یک میوه نگاه کند و معتقد شود سازنده آن هیچگونه علم و دانشى نداشته است ؟! و اینکه مى بینیم قرآن با جمله انظروا (نگاه کنید) دستور به دقت کردن در این قسمت از گیاه داده براى توجه به همین حقایق است .
این از یک سو، از سوى دیگر مراحل مختلفى را که یک میوه از هنگامى که نارس است تا موقعى که کاملا رسیده مى شود، مى پیماید، بسیار قابل ملاحظه است : زیرا لابراتوارهاى درونى میوه دائما مشغول کارند، و مرتبا ترکیب شیمیائى آن را تغییر مى دهند، تا هنگامى که به آخرین مرحله برسد و وضع ساختمان شیمیائى آن تثبیت گردد، هر یک از این مراحل خود نشانه اى از عظمت و قدرت آفریننده است .
ولى باید توجه داشت که به تعبیر قرآن تنها افراد با ایمان یعنى افراد حق بین و جستجوگران حقیقت ، این مسائل را مى بینند و گر نه با چشم عناد و لجاج و یا با بى اعتنائى و سهل انگارى ممکن نیست هیچیک از این حقایق را ببینیم .
نتیجۀ محبّت به أمیرالمؤمنین علیه السلام
رسول خدا صلّی الله علیه وآله
▫️ما مِنْ عَبْدٍ وَ لَا أَمَةٍ یَمُوتُ وَ فِی قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ حُبِّ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّة
هیچ مرد و زنی از بندگان خدا نیست که در حالی بمیرد که در قلبش به اندازۀ سنگینی یک دانۀ خردل از محبّت علی علیه السلام باشد مگر آنکه خداوند او را وارد بهشت کند.
«الأمالی» شیخ طوسی ص ۳۳۰
امامان دوازده نفرند
امام حسن علیه السّلام:
«اَئِمَةُ بَعْدَ رَسُولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله اِثْنا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ أَخیالحُسَین، وَمِنهُم مَهْدِیُّ هذِهِ الاُمَّةِ.» ؛
«امامان و پیشوایان بعد از پیامبرخدا (صلى الله علیه و آله) دوازده نفر هستند که نُه نفر آنها از فرزندان برادرم حسین(علیه السّلام) مى باشند و از جمله آنها: مهدىِ این امّت است.»
[بحارالانوار، ج36، ص383، ب43، ح1.]
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه :
اهل آخرت هم در دنیا راحت اند و در آخرت نیز غرق در رحمت حق می باشند
برخلاف اهل دنیا که هم در دنیا و هم در آخرت مُعَذَّب هستند ...
علمدار حق
حضرت آیتالله امام خامنهای: «امام حسین باید تا ابد به عنوان پرچم حق باقی بماند؛ پرچم حق نمیتواند در صف باطل قرار گیرد و رنگ باطل بپذیرد. این بود که سید الشهدا فرمود: «هیهات منّا الذّلّة». افتخار متعلّق به آن انسان، ملت و جماعتی است که پای حرفشان بایستند و نگذارند پرچمی را که آنها بلند کردهاند، توفانها از بین ببرد و بخواباند. امام حسین این پرچم را محکم نگه داشت و تا پای شهادتِ عزیزان و اسارتِ حرم شریفش ایستاد.» ۱۳۸۱/۰۱/۰۹
ذکر خدا
اتکا به خدا
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
اسلام ناب محمدی
عزت امت اسلامی
بخشی از وصیت نامه شهید مدافع حرم شهید جمال رضی (ابوطاها):
خدا را شکر میکنم به خاطر اینکه اول مسلمانم، بعد شیعهام، بعد انقلابیام و بعد به خاطر امنیت این نظام، ندای رهبرم را لبیک گفتم تا برای خودم ثابت شود اگر در زمان امام حسین (ع) بودم به ندای امام زمانم لبیک میگفتم و از تمام تعلقات دنیایی که زن و بچههایم هستند خواهم گذشت ...
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره مبارکه انعام آیه ۹۳
و من اظلم ممن افترى على الله کذبا او قال اوحى إلى و لم یوح إلیه شى ء و من قال سأنزل مثل ما انزل الله و لو ترى إذ الظالمون فى غمرات الموت و الملائکة باسطوا اءیدیهم اخرجوا انفسکم الیوم تجزون عذاب الهون بما کنتم تقولون على الله غیر الحق و کنتم عن ایاته تستکبرون(۹۳)
ترجمه :
۹۳ - چه کسى ستمکارتر است از کسى که دروغى به خدا ببندد یا بگوید وحى بمن فرستاده شده در حالى که وحى به او نشده باشد، و کسى که بگوید من هم همانند آنچه خدا نازل کرده نازل میکنم ، و اگر ببینى هنگامى که (این ) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دستها را گشوده به آنان مى گویند جان خود را خارج سازید امروز مجازات خوار کننده اى در برابر دروغهائى که به خدا بستید و در برابر آیات او تکبر ورزیدید، خواهید دید، (در آن روز به حال آنها تاسف خواهى خورد
شان نزول :
در شان نزول این آیه روایات متعددى در منابع حدیث و کتب تفسیر نقل شده از جمله اینکه آیه در مورد شخصى به نام عبد الله بن سعد که از کاتبان وحى بود و سپس خیانت کرد و پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) او را طرد نمود و پس از آن ادعا کرد که من میتوانم همانند آیات قرآن بیاورم نازل گردیده ، جمعى از مفسران نیز گفته اند که آیه یا قسمتى از آن در باره مسیلمه کذاب که از مدعیان دروغین نبوت بود نازل گردیده است ، ولى با توجه به اینکه داستان مسیلمه در اواخر عمر پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بود، و این سوره از سوره هاى مکى است طرفداران این شان نزول معتقدند که این آیه همانند چند آیه دیگر از این سوره در مدینه نازل شده است و به دستور پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در لابلاى آیات این سوره قرار داده شده است .
و در هر حال آیه همانند سایر آیات قرآن که در شرائط خاصى نازل شده مضمون و محتواى آن کلى و عمومى است و همه مدعیان نبوت و مانند آنها را شامل مى شود.
تفسیر
به دنبال آیات گذشته که اشاره به گفتار یهود در باره نفى نزول کتاب آسمانى بر هیچکس نموده بود، در این آیه سخن از گناهکاران دیگرى است که در نقطه مقابل آنها قرار دارند و ادعاى نزول وحى آسمانى بر خود مى کنند، در حالى که دروغ میگویند.
و در حقیقت به سه دسته از اینگونه افراد در آیه مورد بحث اشاره شده است .
نخست مى گوید: چه کسى ستمکارتر است از کسانى که بر خدا دروغ مى بندند و آیه اى را تحریف و سخنى از سخنان خدا را تغییر میدهند (و من اظلم ممن افترى على الله کذبا).
دسته دوم آنها که ادعاى نبوت و وحى میکنند در حالى که نه پیامبرند و نه وحى بر آنها نازل شده است . (او قال اوحى الى و لم یوح الیه شى ء). دسته سوم آنها که به عنوان انکار نبوت پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) یا از روى استهزاء مى گویند ما هم مى توانیم همانند این آیات نازل کنیم در حالى که دروغ مى گویند و کمترین قدرتى بر این کار ندارند (و من قال سانزل مثل ما انزل الله ).
آرى همه اینها ستمگرند و کسى ستمکارتر از آنها نیست زیرا راه حق را به روى بندگان خدا مى بندند و آنها را در بیراهه سرگردان مى سازند و با رهبرى رهبران راستین مبارزه میکنند، هم خود گمراهند و هم دیگران را به گمراهى میکشانند، چه ظلمى از این بالاتر که افرادى که صلاحیت رهبرى ندارند ادعاى رهبرى کنند آن هم رهبرى الهى و آسمانى .
گرچه آیه مربوط به مدعیان نبوت و وحى است ولى روح آن همه کسانى را که به دروغ ادعاى مقامى را میکنند که شایسته آن نیستند شامل مى شود. سپس مجازات دردناک این گونه افراد را چنین بیان میکند: اگر تو اى پیامبر! این ستمکاران را به هنگامى که در شدائد مرگ و جان دادن فرو رفته اند مشاهده کنى ، در حالى که فرشتگان قبض ارواح دست گشوده اند به آنها مى گویند جان خود را خارج سازید، خواهى دید که وضع آنها بسیار دردناک و اسفبار است (و لو ترى اذ الظالمون فى غمرات الموت و الملائکة باسطوا ایدیهم اخرجوا انفسکم ).
در این حال فرشتگان عذاب به آنها میگویند: امروز گرفتار مجازات خوار کننده اى خواهید شد به خاطر دو کار: نخست اینکه بر خدا دروغ بستید و دیگر اینکه
در برابر آیات او سر تسلیم فرود نیاوردید (الیوم تجزون عذاب الهون بما کنتم تقولون على الله غیر الحق و کنتم عن آیاته تستکبرون ).
نکته ها
در اینجا به چند نکته باید توجه داشت .
۱- مدعیان دروغین نبوت و رهبران قلابى همانطور که مى بینیم به عنوان بد ظالمان در آیه معرفى شده اند و در حقیقت ظلمى بالاتر از این نیست که فکر کسى را بدزدند و عقیده او را تخریب کنند و راه سعادت را بر او ببندند و او را مستعمره فکرى خود سازند.
۲ - جمله باسطوا ایدیهم ممکن است به این معنى باشد که فرشتگان قبض ارواح با گشودن دستها آماده قبض روح آنها مى شوند و ممکن است به معنى دست گشودن براى شروع مجازات آنها بوده باشد .
۳ - اخرجوا انفسکم : جان و روح خود را خارج سازید در حقیقت یکنوع تحقیر از ناحیه فرشتگان قبض ارواح نسبت به اینگونه ظالمان است وگرنه دادن روح و جان کار خود ظالمان نیست بلکه کار آن فرشتگان است ، همانند اینکه هنگام اعدام یک قاتل جانى به او مى گویند اکنون بمیر! و در هر صورت این تحقیر گویا در برابر تحقیرى است که نسبت به آیات خدا و پیامبران و بندگان خدا کرده اند، ضمنا این آیه گواه دیگرى بر استقلال روح و جدائى آن از جسم است . ضمنا از این آیه استفاده میشود که مجازات اینگونه از گناهکاران از همان لحظه جان دادن و مرگ آغاز میگردد.
منبع (ادامه ...):
نیکوترین نیکو ، خُلق نیکو است .
مقدار بهره برداری از زبان
لایَومَ کَیَومِکَ یا أباعَبدِاللّه
امام خامنه ای:
صدا و سیما را دانشگاهی برای تدریس اصول اسلام انقلابی بدانید ...
جوان مومن انقلابی ...
اساتید دانشگاه ...
احساس مسئولیت ...
اقتدار فرهنگی ...
مقاومت ملت ایران ...
عزت اسلامی ...
استقامت ملی ...
امام خامنه ای:
شیعه باید به ولایت افتخار کند و غیر شیعه هم سعی کند آن را بشناسد. ۱۳۷۴/۰۲/۲۸
بخشی از وصیت نامه شهید حاج قاسم سلیمانی:
امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل به و منصوب شرعی و فقهی معصوم. خوب میدانید منزّهترین عالِم دین که جهان را تکان داد اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که بهعنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما بهعنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] بهدور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسولالله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است، دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.
بخشی از وصیت نامه شهید مدافع حرم شهید سید احسان میر سیار:
امروزخمپارههای جنگ بدون سر و صدا بانوارهای ویدیؤیی به سوی ما پرتاب و چنان حساب شده عمل میکنند که گاهی یکی از آنها چندین خانواده را مورد اثابت قرار میدهد. امروز این آنتنهای ماهوارهاند که کار هدایت توپخانه دشمن را بر عهده دارند.
ای مردم و ای کسانی که نام آزاده برخودگذاردهاید؛ به پاخیزید که جبهههای جنگ امروز به تمام گیتی ما سرایت کرده و در این جنگ مجروحان و کشته شدگان را باید ملبس به لباسهای بیگانه دید. ای مردم امروز فرهنگ ما مورد تهاجم قرارگرفته است و اگر در این جنگ خدای ناکرده شکست راقبول کنیم باید بگوییم که کارما راتمام شده باید بدانید.
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۴ - تفسیر نور:
تفسیر این آیه در ادامۀ آیه ۱۶۳ آمده است.
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۵ - تفسیر نور:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ» و بعضی از مردم کسانی هستند که معبودهایی غیر از خداوند برای خود برمیگزینند و آنها را همچون دوست داشتن خدا، دوست میدارند؛ امّا آنان که ایمان دارند، عشقشان به خدا (از عشق مشرکان به معبودهاشان) شدیدتر است و آنها که (با پرستش بت به خود) ستم کردند، هنگامیکه عذاب خدا را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمام نیروها، تنها به دست خداست و او دارای عذاب شدید است.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۵:
امام باقر علیهالسّلام میفرماید: مراد از «دوناللَّه» و «انداد» در این آیه، بتها نیستند؛ بلکه مراد پیشوایان ستمکار و گمراه هستند که مردم آنان را همچون خداوند دوست دارند. «کافی، ج ۱، ص ۳۷۴»
از جهت ادبی نیز کلمۀ «هم» در «یُحِبُّونَهُمْ»، برای انسان به کار می رود، نه اشیاء.
ریشۀ محبّت، کمالدوستی و جمالدوستی است. مؤمنان تمام کمالات و جمالها را در خداوند میبینند، لذا بیشترین عشق را به او ابراز میدارند.
عشق و محبّت مؤمنین، بر اساس شایستگی و لیاقت معشوق است و هرگز به سردی و خاموشی نمیگراید. امّا عشق مشرکان، بر اساس خیال و جهل و تقلید و هوسهای بیهوده است.
پیامهای سورۀ بقرۀ - آیۀ ۱۶۵:
۱. پرستش و محبّت غیر خدا، ممنوع است. «یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ»
۲. احساسات باید در رابطه با اعتقادات باشد. «الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»
۳. برخی از مردم تا وقتی پردهها کنار نرود و قیامت را مشاهده نکنند، به پوچی و بیهودگی راه و فکر خویش پی نمیبرند. «وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ»
۴. قدرت در جذب نیرو مؤثر است «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً»؛ پس جذب غیر او نشوید.
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۶ - تفسیر نور:
«إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ» در آن هنگام که عذاب را مشاهده کنند و پیوند میانشان بریده (و دستشان از همه چیز قطع) گردد، پیشوایان (کفر)، از پیروان خود بیزاری جویند.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۶:
به هوش باشیم که رهبرمان کیست و محبّت و عشق چه کسی را در دل داریم؟
بدانیم طاغوتها و غیر خدا، ما را برای خودشان میخواهند تا با قدرت و ارادت ما، به هوسها و آرزوهای خود در دنیا برسند، ولی در قیامت همه را رها و از ما اظهار تنفّر و انزجار خواهند نمود.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۶:
۱. هر عشق و علاقه، که مایهای از عقل و فطرت نداشته باشد، دیر یا زود به سردی گراییده و یا به دشمنی کشیده میشود. «یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ» «تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا»
۲. محبّت، زمینۀ تبعیّت است. «یُحِبُّونَهُمْ» «اتُّبِعُوا»
۳. آیندهنگری لازمۀ عقل است. به کسی عشق و محبّت بورزیم که قدرت داشته باشد و در روز خطر، ما را حمایت کند. «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا»
۴. معیار اصالت یا بی اصل بودن علاقهها و محبّتها، دیدن عذاب در روزهای خطرناک است. «رَأَوُا الْعَذابَ»
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۷ - تفسیر نور:
«وَ قالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النَّارِ» و (در آن موقع) پیروان گویند: ای کاش بار دیگری برای ما بود (که به دنیا برمیگشتیم) تا از این پیشوایان بیزاری جوییم، همانگونه که آنها (امروز) از ما بیزاری جستند. بدینسان خداوند اعمال آنها را که مایۀ حسرت آنهاست، به آنها نشان میدهد و هرگز از آتش دوزخ، بیرونآمدنی نیستند.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۷:
به فرمودۀ روایات، در قیامت صحنهها و مواقف متعدّدی است. در برخی از آنها مُهر سکوت بر لبها زده میشود و تنها با نگاههای پرحسرت به یکدیگر نگریسته و گریه میکنند.
در بعضی موارد، از همدیگر استمداد کرده و در صحنهای نسبت به هم ناله و نفرین میکنند. در این آیه میخوانیم که پیروان کفر نیز از حمایتها و عشقورزیهای خود نسبت به رهبرانشان به شدّت پشیمان میشوند.
ولی دیگر کار از کار گذشته و تنها حسرتی است که در دل دارند و با زبان میگویند: اگر ما بار دیگر برگردیم، هرگز دنبالهرو آنها نخواهیم بود. کسانیکه اینقدر بیوفا هستند که از ما در این روز تبرّی میجویند، ما هم اگر به دنیا برگردیم، از آنان تبرّی خواهیم جست. آنها حسرت میخورند، ولی مگر از حسرت، کاری ساخته است.
در آیات متعدّد، کلمۀ «خلود» در مورد عذاب به کار رفته است.
بعضی «خلود» را مدّت طولانی معنا میکنند، ولی از جملۀ «وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النَّارِ» در این آیه استفاده میشود که «خلود» بهمعنای ابدیّت است، نه مدّت طولانی.
در روایات، نمونههایی از حسرت گنهکاران در قیامت به چشم میخورد که از جمله: کسانی هستند که اموال زیادی را برای وارثان خود میگذارند و خود در زمان حیات، کار خیری نمیکنند.
آنان در آن روز مشاهده میکنند که اگر وارث از ارث او کار خوبی انجام داده، در نامۀ وارث ثبت شده و اگر کار بدی کرده، شریکِ جرم وارث قرار گرفته است. «تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۵۱»
نمونۀ دیگر اهل حسرت، آنانکه عبادات بسیار دارند، ولی رهبری و ولایت علیّ بن ابی طالب علیهماالسّلام را نپذیرفتهاند. «بحار، ج ۲۷، ص ۱۸۴»
انسان، دارای اختیار است. اگر چنین نبود، پشیمانی و حسرت و تصمیم مجدّد در او راه نداشت. پشیمانی و حسرت، نشانۀ آن است که میتوانستیم کار دیگری انجام دهیم. و تصمیم مجدّد، رمز آن است که انسان میتواند با اراده و اختیار، هر راهی را که صلاح بداند، انتخاب کند.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۷:
۱. طاغوتها را رها کنیم. تا آنان ما را در قیامت رها نکردهاند، آنها را در دنیا رها کنیم. «فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ»
۲. در قیامت، چشم انسان حقیقتبین شده و بر کارهای خود، حسرت میخورد. «یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ»
۳. آرزوی برگشت هست، ولی برگشتی نیست. «لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً» «وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ»
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۸ - تفسیر نور:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِین» ای مردم! از آنچه در زمین، حلال و پاکیزه است بخورید و از گام های (وسوسهانگیز) شیطان، پیروی نکنید. بهراستی که او دشمن آشکار شماست.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۸:
اسلام، همواره مردم را به بهره بردن از نعمتهای پاک و حلالِ خداوند، سفارش نموده و با هر گونه رهبانیّت و زهد بیجا مبارزه مینماید.
لذا هم خوردنیهای ناسالم را از شیطان میداند «إِنَّمَا الْخَمْرُ» «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ» «مائده، ۹۰»
و هم نخوردن نابهجا را گام شیطان میداند «کُلُوا» «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» زیرا در برخی از نقلهای تاریخی آمده است که بعضی از طوائف عرب، قسمتی از زراعت و حیوانات را بدون دلیل بر خود حرام کرده بودند و گاهی نیز این تحریمها را به خداوند نسبت میدادند. آیه نازل شد تا رفع ابهام شود.
اسلام، به زندگی مادّی انسان توجّه کامل دارد و در رأس آنها نیازهای غذایی است که در این مورد، دهها آیه و صدها حدیث آمده است.
یکی از وظایف انبیاء نیز بیان خوردنیها و آشامیدنیهای حلال و حرام برای مردم است.
معمولًا قرآن در کنار اجازۀ مصرف، شرطی را بیان کرده است.
مثلًا در اینجا می فرماید: «کُلُوا» «حَلالًا طَیِّباً» همچنین میفرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا» «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ» «بقره، ۶۰» بخورید و بیاشامید ولی در زمین فساد نکنید.
در آیۀ دیگر میفرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» «اعراف، ۳۱» بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید.
و در جای دیگر میفرماید: «فَکُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا» «حج، ۲۸» بخورید و اطعام کنید.
در تفسیر برهان از امام صادق علیهالسّلام نقل شده است که شخصی به نام طارق، تصمیم گرفته بود تا از همسرش جدا شده و زندگی راهبانهای داشته باشد. حضرت فرمود: «ان هذا من خطوات الشیطان» این از گامهای شیطان است.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۸:
۱. شرط اساسی در مصرف، دو چیز است: حلال بودن، پاکیزه و دل پسندبودن. «کُلُوا»، «حَلالًا طَیِّباً»
۲. اسلام با بعضی ریاضتها مخالف است. «کُلُوا»
۳. بهرهگیری از محرّمات و چیزهای پلید و ناپاک، پیروی کردن از شیطان است. «کُلُوا» «حَلالًا طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ»
۴. نیازهای طبیعی بشر، زمینهای برای انحراف و تسلّط شیطان است. باید ضمن تأمین نیاز، به لغزشهای آن توجّه داشت. «کُلُوا» «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ»
۵. شیطان، انسان را قدمبهقدم منحرف میکند. باید از همان قدم اوّل مواظبت کرد. «خُطُواتِ الشَّیْطانِ»
۶. شیطان برای انحراف مردم، از راههای گوناگونی وارد میشود. «خُطُواتِ»
۷. وادار نمودن مردم به استفاده از حرامها و بازداشتن آنان از نعمتهای حلال، نمودی از دشمنی آشکار شیطان است. «کُلُوا» «حَلالًا طَیِّباً» «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»
تفسیر صفحۀ ۲۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۹ - تفسیر نور:
«إِنَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» همانا (شیطان)، شما را فقط به بدی و زشتی فرمان میدهد و اینکه بر خداوند چیزهایی بگویید که به آن آگاه نیستید.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۹:
مراحل وسوسۀ شیطان:
در تفسیر روحالبیان آمده است که شیطان در وسوسۀ خود، مراحلی را طی میکند:
ابتدا به کفر دعوت مینماید. اگر موفق نشد، به بدعت، اگر موفق نشد، به گناهان کبیره، اگر موفق نشد به گناهان صغیره، اگر موفق نشد، به کارهای مباح به جای عبادات و اگر باز هم موفق نشد، به عباداتی دعوت می کند که پایینتر است؛ تا شخص از مرحلۀ بالاتر باز بماند.
فرمان شیطان، همان وسوسههای اوست. نه آنکه از انسان سلب اختیار کند تا انسان مجبور به گناه شود.
تأثیر فرمان شیطان، نشان ضعف ماست. هر گاه انسان ضعیف شد، وسوسههای شیطان را همچون فرمان مولا میپذیرد «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» «نحل، ۱۰۰» وگرنه اولیای خدا، در مرحلهای هستند که شیطان به آنان نفوذ ندارد. «إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ» «حجر، ۴۲»
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۶۹:
۱. نشانۀ دشمنی شیطان، وسوسه برای انجام فحشا و افترا به خداوند است. «عَدُوٌّ مُبِینٌ إِنَّما یَأْمُرُکُمْ»
۲. شیطان، هم دستور به گناه میدهد، هم راه توجیه آن را نشان میدهد. فرمان به سوء و فحشا، همان دستور به گناه و فرمان افترا بستن به خدا، دستور به توجیه گناه است. «یَأْمُرُکُمْ» «وَ أَنْ تَقُولُوا»
۳. اظهار نظر درباره احکام دین و فتوا دادن بدون علم، حرام است. «أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»
۴. حتّی در مقام تردید و شک، نباید چیزی را به خداوند نسبت داد، تا چه رسد به مواردی که بدانیم آن حرف و سخن از خدا نیست. بنابراین باید در تفسیر قرآن و بیان احکام دقّت کرد. «وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»
منبع: تفسیر نور ، محسن قرائتی ، ج ۱ ، ص ۲۵۱ - ۲۵۸.
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۸۸تا۹۰
ذلک هدى الله یهدى به من یشاء من عباده و لو اءشرکوا لحبط عنهم ما کانوا یعملون (۸۸)
اءولئک الذین ءاتیناهم الکتب و الحکم و النبوة فإن یکفر بها هؤلاء فقد وکلنا بها قوما لیسوا بها بکافرین (۸۹)
اءولئک الذین هدى الله فبهدئهم اقتده قل لا اءسلکم علیه اءجرا إن هو إلا ذکرى للعالمین(۹۰)
ترجمه :
۸۸ - این هدایت خدا است که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمائى میکند، و اگر آنها مشرک شوند آنچه را عمل مى کردند نابود میگردد.
۸۹ - آنها کسانى هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم و اگر نسبت به آن کفر ورزند (مهم نیست زیرا) کسانى را نگاهبان آن ساخته ایم که نسبت به آن کافر نیستند.
۹۰- آنها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن (و) بگو در برابر این (رسالت و تبلیغ ) پاداشى از شما نمى طلبم . این رسالت چیزى جز یک یادآورى براى جهانیان نیست (و آگاه ساختن و بیدار کردن وظیفه من است و در برابر انجام وظیفه مزد معنى ندارد).
تفسیر
سه امتیاز مهم
به دنبال ذکر نام گروههاى مختلفى از پیامبران الهى در آیات گذشته ، در اینجا اشاره به خطوط کلى و اصلى زندگانى آنها شده ، نخست میفرماید: این هدایت خدا است که بوسیله آن هر کس از بندگانش را بخواهد هدایت و رهبرى میکند
(ذلک هدى الله یهدى به من یشاء من عباده ).
یعنى گرچه آنها مردان صالحى بودند و با نیروى عقل و اندیشه و با تمام وجود خود در طریق هدایت گام بر مى داشتند، ولى باز اگر توفیق الهى شامل حال آنها نمى شد و دست پر مهر او، زیر بازوى آنها را نمى گرفت ، امکان لغزش درباره همه آنها و هر کس ، وجود داشته و دارد.
سپس براى اینکه کسى تصور نکند آنها به اجبار در این راه گام گذاشتند و همچنین کسى تصور نکند که خداوند نظر خاص و استثنائى و بى دلیل در مورد آنها داشته است ، مى فرماید: اگر فرضا این پیامبران با آنهمه مقام و موقعیتى که داشتند مشرک میشدند، تمام اعمالشان بر باد میرفت (و لو اشرکوا لحبط عنهم ما کانوا یعملون ).
یعنى آنها نیز مشمول همان قوانین الهى هستند که درباره دیگران اجرا میگردد و تبعیضى در کار نیست .
در آیه بعد به سه امتیاز مهم که پایه همه امتیازات انبیاء بوده اشاره کرده اینها کسانى بودند که کتاب آسمانى به آنان داده ایم و هم مقام حکم و هم نبوت (اولئک الذین آتینا هم الکتاب و الحکم و النبوة ).
البته منظور این نیست که همه آنها داراى کتاب آسمانى بودند بلکه چون سخن از مجموع آنها در میان است کتاب به مجموع نسبت داده شده ، درست مثل این است که میگوئیم : در فلان کتاب دانشمندان و کتب آنها معرفى شده است ، یعنى کتب آنهائیکه کتابى تالیف کرده اند.
ضمنا در اینکه منظور از حکم چیست ، سه احتمال وجود دارد:
۱- حکم به معنى عقل و فهم و درک یعنى علاوه بر اینکه کتاب آسمانى در اختیار آنها گذاشتیم قدرت درک و فهم آن را به آنها بخشیدیم زیرا وجود کتاب بدون وجود درک و فهم قوى و کامل ، اثرى نخواهد داشت . ۲ - مقام داورى ، یعنى آنها در پرتو قوانین آسمانى که از کتاب الهى استفاده مى کردند میتوانستند در میان مردم قضاوت کنند و شرائط یک قاضى و دادرس عادل همگى در آنها بطور کامل جمع بود.
۳- حکومت و زمامدارى ، زیرا آنها علاوه بر مقام نبوت و رسالت ، داراى مقام حکومت نیز بودند. شاهد بر معانى فوق علاوه بر اینکه معنى لغوى حکم با تمام این معانى تطبیق مى کند این است که در آیات مختلف قرآن نیز حکم در این معانى بکار رفته است . و هیچ مانعى ندارد که حکم در آیه فوق در یک معنى جامع که همه مفاهیم سه گانه فوق را شامل شود، استعمال شده باشد، زیرا حکم در اصل - آنچنان که راغب در کتاب مفردات میگوید به معنى منع و جلوگیرى است ، و از آنجا که عقل جلو اشتباهات و خلافکاریها را میگیرد، همچنین قضاوت صحیح مانع از ظلم و ستم است ، و حکومت عادل جلو حکومتهاى نارواى دیگران را میگیرد، در هر یک از این سه معنى استعمال مى شود.
البته همان گونه که اشاره کردیم که همه انبیاء داراى این همه مقامات نبودند ولى هنگامى که احکامى به جمعى اسناد داده میشود، لزومى ندارد که همه افراد آن جمع داراى تمام آن احکام باشند، بلکه ممکن است بعضى از آنها فقط داراى بعضى از آن احکام باشند و لذا موضوع کتاب آسمانى که تنها براى عده اى از انبیاى نامبرده وجود داشته مشکلى براى ما در فهم آیه فوق ایجاد نمیکند.
سپس مى فرماید: اگر این جمعیت ، یعنى مشرکان و اهل مکه و مانند آنها، این حقایق را نپذیرند، دعوت تو بدون پاسـخ نمى ماند، زیرا ما جمعیتى را ماموریت داده ایم که نه تنها آن را بپذیرند بلکه آن را محافظت و نگهبانى کنند جمعیتى که در راه کفر گام بر نمیدارند و در برابر حق تسلیمند (فان یکفر بها هؤلاء فقد وکلنا بها قوما لیسوا بها بکافرین ).
در تفسیر المنار و تفسیر روح المعانى از بعضى از مفسران نقل شده که منظور از این جمعیت ، ایرانیان هستند، (که به زودى اسلام را پذیرفتند و در پیشرفت آن با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامى کتابهاى فراوان تالیف کردند).
در آخرین آیه ، برنامه این پیامبران بزرگ را یک سرمشق عالى هدایت به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) معرفى کرده ، و مى گوید: اینها کسانى هستند که مشمول هدایت الهى شده اند و به هدایت آنها اقتدا کن (اولئک الذین هدى الله فبهداهم اقتده ).
این آیه بار دیگر تاکید مى کند که اصول دعوت همه پیامبران الهى یکى است ، اگر چه از نظر ویژگیها و خصوصیات ، به تناسب نیازمندیهاى مختلف هر زمان تفاوتهاى قابل ملاحظه اى داشته اند، و آئین هاى بعدى کاملتر از آئین هاى قبلى بوده اند کلاسهاى علمى و تربیتى ، تا به آخرین آنها که برنامه نهائى است ، یعنى اسلام ، رسیده است .
در اینکه منظور از این هدایت که باید سرمشق پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) قرار گیرد چیست ؟ بعضى از مفسران احتمال داده اند که همان صبر و پایدارى در مقابل مشکلات ، و بعضى گفته اند مقصود توحید و تبلیغ رسالت است ، ولى ظاهرا هدایت مفهوم وسیعى دارد که هم توحید و سایر اصول اعتقادى را شامل مى شود و هم صبر و استقامت ، و هم سایر اصول اخلاق و تعلیم و تربیت .
از آنچه گفتیم روشن مى شود که آیه فوق هیچ منافاتى با این ندارد که اسلام ناسخ ادیان و شرایع پیشین باشد، زیرا نسخ تنها شامل قسمتى از احکام میشود،
نه اصول کلى دعوت آنها.
سپس به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داده مى شود که به مردم بگوید: من هیچگونه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از شما تقاضا نمى کنم ، همانطور که پیامبران پیشین چنین درخواستى نکردند، من هم از این سنت همیشگى پیامبران پیروى کرده و به آنها اقتدا میکنم (قل لا اسئلکم علیه اجرا).
نه تنها اقتداء به پیامبران و سنت جاویدان آنها ایجاب مى کند که پاداشى مطالبه نکنم بلکه از آنجا که این آئین پاک که براى شما آورده ام یک ودیعه الهى است که در اختیار شما قرار میدهم ، در برابر رساندن ودیعه الهى به شما اجر و پاداش ، مفهومى ندارد.
به علاوه این قرآن و رسالت و هدایت یک بیدار باش و یادآورى به همه جهانیان است (ان هو الا ذکرى للعالمین ).
و چنین نعمت عمومى و همگانى ، همانند نور آفتاب و امواج هوا و بارش باران است که جنبه عمومى و جهانى دارد، و هیچگاه خرید و فروش نمى شود و کسى در برابر آن اجر و پاداشى نمى گیرد، این هدایت و رسالت نیز جنبه خصوصى و اختصاصى ندارد که بتوان براى آن پاداش قائل شد، (با توجه به آنچه در تفسیر این جمله گفته شد پیوند آنها با یکدیگر و با آیات قبل کاملا روشن میگردد).
ضمنا از جمله اخیر به خوبى استفاده مى شود که آئین اسلام جنبه قومى و و منطقهاى ندارد و یک آئین جهانى و همگانى است .
منبع (ادامه ...):
بسم الله الرحمن الرحیم
ضرورت وجود امام حتّی در زمان غیبت
علّامه آیةالله حاج سیّدمحمّدحسین طباطبائی قدّس سرّه
وظیفۀ امام تنها بیان صورى معارف و راهنمایى ظاهرى مردم نیست؛
و امام چنان که وظیفه راهنمایى صورى مردم را به عهده دارد همچنان ولایت و رهبرى باطنى اعمال را به عهده دارد و اوست که حیات معنوى مردم را تنظیم مىکند و حقایق اعمال را به سوى خدا سوق مىدهد.
بدیهى است که حضور وغیبت جسمانى امام دراین باب تأثیرى ندارد وامام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد.
«شیعه در اسلام» ص ۱۹۸
https://old.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx
امام رضا علیه السلام :
اِنَّ یَومَ الغَدیرِ فِی السَماءِ اَشهَرُ مِنهُ فِی الاَرضِ؛
روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج6، ص 24 ، ح 52
بسماللهالرحمنالرحیم
سلام و رحمت خداوند بر آن شهیدان والا مقام
بزرگداشت شهدای عزیز و احیاء یاد و نام آنان وظیفهئی مقدس است که خداوند توفیق آن را به شما عنایت فرموده است. سعی کنید سیرهی این بندگان شایستهی خدا را فرهنگ عمومی و شخصیت آنان را الگوی جوانان خود قرار دهید.
والسلام علیکم و رحمة الله
سیدعلی خامنهای
۱۴۰۲/۰۳/۰۱
حضرت آیتالله امام خامنهای در دیدار دستاندرکاران کنگره شهیدان سبزوار و نیشابور:
باید با شیوههای خلاقانه و جذاب، یاد، سلوک و مجاهدت شهدا به نسل جوان منتقل شود
۱۰ /خرداد/ ۱۴۰۲
روایت کربلا
https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=48478
شبیب برده حارث بن سریع همدانى جابرى
شبیب قهرمانى دلیر بود و همراه سیف و مالک پسران سریع آمد و پیش از ظهر عاشورا به شهادت رسید.
https://harimeharam.ir/shohada/22/2
شهید مدافع حرم شهید محمد اتابه
تاریخ شهادت : 1395/08/09 | محل شهادت : حلب - سوریه
بخشی از وصیت نامه:
خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم والله اگر تو کمک نمیکردی و تو یاریم نمیکردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستار العیوبی را بر میداشتی میدانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند. هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم. خدایا به کرمت و به مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود. الهی العفو … اللهم ارزقنی توفیق شهادت فی سبیلک – آمین
شهید مدافع حرم شهید احمد محمد مشلب (غریب طوس)
شهادت : 10/12/1394 ... محل شهادت : سوریه - ادلب
بخشی از وصیت نامه:
«السلام علیک یا اباعبدالله، یا مظلوم کربلا رحمة الله و برکاتُه. سلام بر حضرت زینب سلامالله علیها و برادرش ابوالفضل العباس علیهالسلام، سلام بر امام مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با آرزوی تعجیل در فرجش و درود بر نائب بر حق او، امام خامنهای (مدظلهالعالی) و درود بر روح امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی، درود بر مرد مقاومت و استقامت سید حسن نصرالله (حفظه الله)، درود و رحمت و برکات خدا بر شما باد ...
قطعاً شهادت گل رُز زیبایی است که هنگامیکه فکرمان به آن نزدیک میشود آرزوی مشاهدهی آن را داریم و زمانیکه شهادت را مشاهده میکنیم آرزو داریم رایحهی خداوند را استشمام کنیم و هنگامیکه آن رایحهی الهی را استشمام کردیم صفحات روحمان به جهان جاودانگی کشیده میشود و این میتواند یک آغاز باشد. بسیاری از ما از آنها (شهدا) درس شهادت را فراگرفتهایم و سعی کردند شهادت را برای ما مجسم کنند؛ بسیاری آرزوی شهادت دارند و منتظر آن هستند ...
ای برادرانم، ای مجاهدان راه خدا، باید هرکدام از شما عنصر فعالی باشید تا پایان زندگیتان با شهادت خاتمه یابد و به خدا قسم که پایان زندگی نمیشود، بهجز شهادت باشد. دنیا را همه میتوانند تصاحب کنند، اما آخرت را فقط با اعمال نیک میتوان تصاحب کرد. میگویم من نیز این مسیر را طی کردم که بسیاری فکر میکنند سخت است، اما اگر از دید خدایی به آن بنگریم چیزی بهجز آسانی در آن نمیبینی و من این مسیر را برای رسیدن به خدا و نزدیکی به او طی کردم. این راه امتداد مسیر کربلاست و ادامهدهندهی این راه هستم و در این مسیر گام خواهم برداشت ...
به مادرم که خون رگهایم از اوست؛ مادرم! به تو دعایی همراه با لبخند برای دیدار پروردگارم هدیه میکنم. مادرم! ای نور چشمانم، ای مهربان، آیا میتوان لحظهای بهتر و شیرینتر از شهادت به دست آورد؟
ای اولین کلمهای که از زبانم خارج شد؛ ای اولین آموزگار مکتب شهادت، که با شیر خود جهاد درراه خدا را به من یاد دادی، ای کسی که با دستانش مرا تکان داد، ای کسی که مرا بزرگ کرد تا مردی از مردان صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشم، سلام! گرمترین سلامها بر تو زن صبور باد. ای کسی که درراه شهادت، بیشتر از من پرسیدی و در این راهِ کربلایی تأکید کردی به قرآن و اهلبیت علیهمالسلام تمسک بجوی؛ مرا در دعایت فراموش نکن، که دعای تو مستجاب میشود و امیدوارم که تو را در جوار سرور زنان، حضرت فاطمه سلامالله علیها روسفید کنم ...
ای مادرم! صحبت با تو خیلی خوب است ولی وقت تنگ است. مرا ببخش و از تقصیراتم بگذر. مادرم! دوستت دارم و تو خسته شدی و زحمت کشیدی تا مرا بزرگ کردی. میخواهم به تو بگویم که مثل حضرت زینب سلامالله علیها صبر کنی. مثل امالبنین سلامالله علیها که چهار پسر تقدیم کرد و صبور ماند و برای پسرانش ناراحت نشد و برای امام حسین علیهالسلام ناراحت شد. تو یک پسر تقدیم کردهای و باید پسران بیشتر و جوانان بیشتری تقدیم کنی و صبور باشی. قطعاً باید صبور و مؤمن باشی، چون تو مرا در این خط بزرگ کردی و برای تو عجیب نیست که پسرت شهید شود. تو بودی که برای شهادتم دعا کردی و مرا برای آن تربیت کردی. پس صبور و مؤمن باش و مرا ببخش و برایم دعا کن. میخواهم به تو بگویم؛ دوری سخت است ولی دوباره همدیگر را در بهشت ملاقات میکنیم. از من راضی باش و مرا ببخش ...
پدر عزیزم؛ سلام بر تو ای مرد راستگو و ای رفیق، ای کسی که عشق به اهلبیت علیهمالسلام و شهادت را به من یاد دادی، از تو ممنونم ای پدرم، زیرا تو بودی که این راه را به من نشان دادی ...
خواهرم! ... در خط اهلبیت علیهمالسلام باش، مواظب دین و نماز و حجاب ... خود باش ...
سلام بر شما ای برادران! مرا ببخشید و دعا کنید و صبر کنید و بدانید که دنیا فانی است و من در کنار پروردگار هستم. به جوانان توصیه میکنم که نماز خود را در اول وقت بخوانید، قرآن بخوانید زیرا که بسیار مهم است. مواظب نماز و دین خود باشید. محرم و عاشورا را زنده نگهدارید و زیارت عاشورا را بخوانید که بسیار مهم است، حتی شده روزی یکبار، زیرا بسیار مهم است. مواظب خود باشید و برای ما دعا کنید و مرا ببخشید ...
و به دختران مسلمان! اینکه مواظب حجاب خود باشید که این مهمترین چیز است. در اجتماع ما کسی به فکر رعایت حجاب و اخلاق نیست، ولی شما به فکر باشید و زینبی برخورد کنید. سهچهارم دختران حال حاضر حجابشان حجاب نیست و چیزهایی که میپوشند واقعاً حجاب نیست. ممکن است عبا بپوشند ولی عبایشان دارای مُد و زرقوبرق است که من برای اولین بار است که میبینم و حجابشان حجاب نیست. (چرا) ما داریم به سراغ بدعتها میرویم. برخی حجاب دارند ولی بدننما و یا حجاب دارند ولی به مردان نگاه میکنند. باید چشمان خود را به زمین بدوزند و احترام عبایی را که بر سردارند را نگهدارند. ما باید از فاطمه زهرا سلامالله علیها الگو بگیریم. حضرت زینب سلامالله علیها بهگونهای بود که غیر از حضرت علی علیهالسلام کسی او را نمیدید. عدهای حجاب بر سردارند ولی همراه با مدلهای جدید،یا صورتها را آرایش میکنند! ...
الآن همهی رابطهها در موبایل است و روابط بین دختر و پسر بسیار زیاد شده است، عجیب است که اینها از کجا میآیند؟ همه میدانند که من از موبایل و فیسبوک استفاده میکنم و همهی مردم مرا میشناسند که در فیسبوک از نکتههای طنز و عکس استفاده میکنم؛ ولی هیچگاه اموری که در حال وقوع است برای من رخ نمیدهد. من هم مثل جوانهای دیگر هستم و من هم جوان هستم و فیسبوک و همهی چیزهای دیگر را دارم و از اغلب برنامههای اجتماعی و دنیای مجازی استفاده میکنم ولی ...
حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خدا به شما صبر دهد، زیرا او منتظر ماست نه اینکه ما منتظر او باشیم. هنگامی میشود گفت منتظریم که خود را اصلاح کنیم ولی اگر خود را اصلاح نکنیم هیچگاه ظهور نخواهد کرد. اما صادق علیهالسلام میفرماید: از تقصیرهای بر گردنم گریه میکنم و به سؤالی که در قبر قرار است از من پرسیده شود. اگر از من در قبر بپرسند که تو برای جبهه و این راه چه کردهای چه خواهی جواب بدهی، میگویی که میتوانستم در این راه گام بردارم؟ میتوانستی؟ چرا نرفتی؟ باید بیدار شد... میتوانی و نمیآیی؟ من خواب بودم بیدار شدم...!
اکنون جهاد کردم و به جبهه آمدم،زیرا از تو سؤال میشود که چه میکنی و چه کردهای برای این راه؟ این راهی است که امام حسین علیهالسلام و اهلبیت علیهمالسلام ویارانش برای آن شهید شدند و ما الآن داریم آن را ادامه میدهیم ولی مردمی را میبینی که به این راه ایمان ندارند، واقعاً چرا اینطور میشود؟ میگویند چگونه اینها میروند؟ این راه امام حسین علیهالسلام است و او به خاطر ما و دین و ناموسمان شهید شد و الآن جوانان به جبهه میآیند و میجنگند و برای دین و ناموسشان شهید میشوند ... میخواهم با عناصر حزبالله سخن بگویم ... پیرو ولی و بزرگان باشید ... این راه و افراد و عناصرش زمینهساز ظهور صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و راهی که در پیش داریم راهی است در مسیر خدا و با شهادت به خدا خواهیم رسید ...
خدا به شما عافیت بدهد و از تمامی مخاطبان این وصیتنامه تشکر میکنم و آخرین دعا این است؛ خدا را شکر میگویم. خداوند من و شما را از مجاهدین در راهش و از عملکنندگان به وعده (الهی) و ازجمله شهیدان قرار دهد و بدنهایمان غرق در خون بهسوی دنیای دیگر و اباعبدالله علیهالسلام برود ...
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهراء سلام الله علیها
https://portal.anhar.ir/node/1021#gsc.tab=0
فضیلت و خواص سوره مطففین
هشتاد و سومین سوره قرآن کریم است که مکی و 36 آیه دارد.
در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: هر کس که سوره مطففین را قرائت نماید خداوند به او شرابی از باده سر به مهر، می نوشاند.(1)
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس در نمازهای واجب خود سوره مطففین را قرائت نماید خداوند امنیت از اتش را به او عطا می کند به گونه ای که نه تو آتش را می بیند و نه آتش او را. در روز قیامت بر روی پل جهنم عبور نمی کند و از او محاسبه نمی شود.(2)
آثار وبرکات سوره
1) برای حفظ موجودی انبارها
از رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم نقل شده است: اگر این سوره را بر مخزن و انباری بخوانند از هر گونه خطر و افتی حفظ می شود. (3)
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: سوره مطففین را بر هر چیزی بخوانند از شر و آفت حشرات روی زمین نگاه داشته می شود.(4)
_________________
پی نوشت:
(1) مجمع البیان، ج10، ص289
(2) ثواب الاعمال ص122
(3) تفسیرالبرهان، ج10، ص289
(4) همان
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»
برخی از احادیث امام حسن عسکری علیه السلام ...
https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=52091
پرتوی از عظمت حسینبنعلی
https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=50743
از تبیین تا قیام حسینی علیهالسلام
شهید علی محمودوند
تاریخ ولادت: ۱۳۴۳/۰۴/۰۶
تاریخ شهادت: ۱۳۷۹/۱۱/۲۲
نحوه شهادت : انفجار مین
سید اسماعیل سیرت نیا اصالتا اهل شهر رشت و ساکن تهران بود. وی از دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن بود که در مقطع کارشناسی پیوسته مشغول به تحصیل بود. این شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) از نیروهای سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ در عملیات مستشاری در سوریه در جریان عملیات محرم سال ۹۴ و در نزدیکی حلب به وسیله اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پهلو و پشت سرش همچون مادرش حضرت زهرا س به شهادت رسید. پیکر این شهید در ستاد تیپ عملیاتی سپاه محمد رسول الله تشییع و سپس در زادگاهش شهر رشت تشییع و تدفین شد ...
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۶۶تا ۶۷
و کذب به قومک و هو الحق قل لست علیکم بوکیل (۶۶)
لکل نبإ مستقر و سوف تعلمون(۶۷)
ترجمه :
۶۶- قوم و جمعیت تو آن را تکذیب و انکار کردند در حالى که حق است ، (به آنها) بگو من مسئول (قبول و ایمان آوردن ) شما نیستم (وظیفه من تنها ابلاغ رسالت است نه اجبار شما بر ایمان ).
۶۷ - هر خبرى (که خداوند به شما داده سرانجام ) قرار گاهى دارد (و در موعد خود انجام مى گیرد) و به زودى خواهید دانست .
تفسیر
این دو آیه در حقیقت تکمیل بحثى است که در پیرامون دعوت به سوى خدا و معاد و حقایق اسلام و ترس از مجازات الهى در آیات پیشین گذشت . نخست مى گوید: قوم و جمعیت تو یعنى قریش و مردم مکه تعلیمات تو را تکذیب کردند در حالى که همه حق است ، و دلائل گوناگونى از طریق عقل و فطرت و حس آنها را تایید مى کند (و کذب به قومک و هو الحق ).
بنابراین تکذیب و انکار آنان از اهمیت این حقایق نمى کاهد، هر چند مخالفان و منکران زیاد باشند.
سپس دستور مى دهد که به آنها بگو وظیفه من تنها ابلاغ رسالت است ، و من ضامن قبول شما نیستم (قل لست علیکم بوکیل ).
از آیات متعددى که این تعبیر و مانند آن در آنها آمده است (مانند 107 - انعام و 108 - یونس و 41 - زمر و 6 - شورى ) استفاده مى شود که منظور از وکیل در این موارد کسى است که مسؤول هدایت عملى و ضامن دیگران بوده باشد، به این ترتیب پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به آنها اعلام مى کند که این شما هستید که باید تصمیم نهائى را در مورد قبول و یا رد حقیقت بگیرید، و هدایت را بپذیرید من تنها مامور ابلاغ رسالت و دعوت الهى هستم .
در آیه بعد با یک جمله کوتاه و پر معنى آنها را هشدار مى دهد، و به دقت کردن در انتخاب راه صحیح دعوت میکند، و مى گوید: هر خبرى که خدا و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به شما داده سرانجام در این جهان یا جهان دیگر قرار گاهى دارد، و بالاخره در موعد مقرر انجام خواهد یافت ، و به زودى با خبر خواهید شد (لکل نبا مستقر و سوف تعلمون ).
منبع (ادامه ...):
https://t.me/fazylatha
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
سه نقطه کلیدی در یک فقره کوتاه مناجات شریف شعبانیه:
إِلَهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شَوقُهُ و لِساناً یُرفَعُ إِلَیکَ صِدقُهُ و نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّهُ
[خدای من] به من عطـا کن دلی که شـوق، او را به تـو نزدیک کند. آلودگی ما به مادیات وگناه این شـوق را در دل میمیراند، اُنس ما با قـرآن، دعـا، نوافـل و درست بهجا آوردن فرائـض این شـوق را در دل برمیانگیزد. زبانِ صادق، سخن باصداقت حرفی که در آن شائبهای از مادّیت و خودخواهی و هواپرستی نباشد، این سخنی است که به سمت خدا بالا میرود. نگاهِ حقیقتآمیز؛ نگاهِ حقانی به مسائل، نه نگاهِ جانبدارانه، هوسگرانه و کاسبکارانه. مسائل را با نگاه طرفداری از حق، دنبالهی حق بودن، با این نظر نگاه کنیم. آنوقت این نگاه به خدا نزدیک میشود. رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۰۳/۰۶
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
ای مهدی موعود! محتاج دعایت هستیم
«اى امام زمان، اى مهدى موعودِ محبوب این امّت، اى سلالهى پاک پیامبران و اى میراثبر همهى انقلابهاى توحیدى و جهانى! ملّت ما با یاد تو و با نام تو از آغاز خو گرفته است و لطف تو را در زندگى خود و در وجود خود آزموده است. اى بندهى شایستهى صالح خدا!
ما امروز محتاج دعایى هستیم که تو از آن دل پاک الهى و ربّانى و از آن روح قدسى براى پیروزى این ملّت و پیروزى این انقلاب بکنى و به دست قدرتى که خدا در آستین تو قرار داده است، به این ملّت و راه این امّت کمک بفرمایى.
عَزیزٌ عَلَینا اَن نَرى الخَلقَ وَ لاتُرى؛ اى امام زمان! براى ما خیلى سخت است که در این جهان، در این طبیعت بىپایان که متعلّق به صالحان است، متعلّق به بندگان خدا است، دشمنان خدا را ببینیم، آثار وجود دشمنان خدا را لمس بکنیم امّا تو را نبینیم و از نزدیک فیض حضور تو را زیارت نکنیم.» ۱۳۵۹/۰۴/۰۶
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
«نام این بزرگوار و یاد این بزرگوار، دائماً به ما یادآوری میکند که طلوع خورشیدِ حق و عدل در پایان این شب ظلمانی، قطعی است. انسانها گاهی که امواج متراکم ظلمت و ظلم را مشاهده میکنند، مأیوس میشوند. یاد امام زمان نشاندهندهی این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد؛ بله، ظلمات هست، ظالمان و تاریکیآفرینان هستند در دنیا، و قرنهای متمادی بودهاند امّا پایان این شب سیاه و ظلمانی، قطعاً طلوع خورشید است؛ این آن چیزی است که اعتقاد به امام زمان به ما میآموزد؛ این وعدهی تضمینشدهی پروردگار است: اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنصوبُ وَ العِلمُ المَصبوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ وَعداً غَیرَ مَکذوب؛ وعدهی تخلّفناپذیر الهی است. در اوّل زیارت هم دارد: اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه؛ وعدهای که تضمینشده است از طرف پروردگار، ظهور این بزرگوار است. بنابراین این هم نکتهی دوّم است. معتقدین به ظهور ولیّعصر و وجود ولیّعصر (ارواحنا فداه) هیچگاه دچار ناامیدی و یأس نمیشوند، و میدانند که قطعاً این خورشید طلوع خواهد کرد و این تاریکیها و این سیاهیها را برطرف خواهد کرد.» ۱۳۹۶/۰۲/۲۰
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
محیط دانشگاه، باید محیط دینی باشد. باید این را تأمین کنیم ... از کلمهی تعصب نترسید. تعصب جاهلی بد است. عصبیتی که از روی جهالت نباشد، خیلی هم خوب است. عصبیت، معنایش جهالت نیست ... همیشه اعتقادم این بوده و هست. آن استادی که بناست بیاید علمی را بیاموزاند و اعتقادی را که روح آن علم است، بگیرد و از بین ببرد، نباید بیاید. این، دزد و مضر است ... آن استاد یا آن مسؤولی که در رابطهی خودش با دانشجو، میخواهد پایههای ایمان دینی آنها را - که همان ایمان انقلابی است - سست بکند، چه مسؤول و چه دلسوزی است؟ چه ارزشی برای پیشرفت علم کشور دارد؟ او چه کمکی به استقلال این ملت میتواند بکند؟ این، همان دانشگاه گذشته میشود که حقیقتاً برای این مملکت سودمند نبود؛ شما نباید بگذارید ...۱۳۶۹/۰۵/۲۳
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
تدین، جزو وجود و ذهن انسان است، با انسان رشد میکند، شکوفایی پیدا میکند و در تمام حرکات انسان اثر میگذارد. دین که بیگانهی از زندگی نیست. دین، در یک کلمه حرف زدن، در یک اشاره، در یک موضعگیری، تأثیر میگذارد. انسانی که معتقد به دین است، مگر میتواند مدتی بیدین زندگی کند؟ ... محیط دانشگاه، باید محیط دینی باشد. باید این را تأمین کنیم ... از کلمهی تعصب نترسید. تعصب جاهلی بد است. عصبیتی که از روی جهالت نباشد، خیلی هم خوب است. عصبیت، معنایش جهالت نیست ... ۱۳۶۹/۰۵/۲۳
شهدای والامقام واقعه کربلا
یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً
شبیب برده حارث بن سریع همدانى جابرى
شبیب قهرمانى دلیر بود و همراه سیف و مالک پسران سریع آمد و پیش از ظهر عاشورا به شهادت رسید.
شهید محمدحسین مؤمنی هامانه
این شهید والامقام در عملیات خیبر اسیر شد و در 3 اسفندماه 1363 به فیض شهادت نائل آمد
رهبر را مانند نگین انگشتری در میان بگیرید
بخشی از وصیت نامه:
«ای امت مسلمان! شما باید همچنان که تا به حال صبور بودید و رهبر خود را حمایت کردید، از حالا به بعد هم رهبر خود را مانند نگین انگشتری در میان خود بگیرید.»
شهید «محمد مهان»
فرزند «مقصود»، 30 فروردین 1346 در شهر مراغه استان آذربایجان شرقی دیده به جهان گشود. این شهید والامقام 6 اسفندماه 1362 در عملیات خیبر منطقه عملیاتی جزیره مجنون به فیض شهادت نائل آمد.
بخشی از وصیت نامه:
من کوچکتر از آن هستم که به مردم شهید پرور پیام دهم ولی یک تذکر دارم و آن هم این است که خواهش دارم به فرامین و اوامر امام گوش فرا دهید و به آنها عمل کنید.
به خانوادههای شهدا حتما سر بزنید چون خون شهدای آنان بود که ما را به پیروزی رساند.
شهید مسعود صیاداربابی
شهادت: هجدهم مرداد 1362، در مهران
بخشی از وصیت نامه:
مسجدها را خالی نگذارید و نمازهای یومیه و نماز شب را همیشه سروقت برپا دارید، چون که هر که راه اسلام را نرود، همیشه مورد تهاجم دیگران قرار می گیرد و حقش گرفته می شود.
https://harimeharam.ir/shahid/475
شهید مدافع حرم شهید محمد اتابه تاریخ شهادت : 1395/08/09 | محل شهادت : حلب - سوریه
بخشی از وصیت نامه:
وصیت میکنم قبل از اینکه مرا در قبر بگذارید بر روی قبرم مصیبت مادر غریبم حضرت فاطمه (س) و اربابم اباعبدالله الحسین (ع) را بخوانید و زمانی که تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه می برید تا میتوانید ذکر مهدی (عج) و حضرت زینب (س) را صدا بزنید. در آخر به یاد شهید بزرگوار سید احمد پلارک که با خدای خود می گفت : خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما، خدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شهدا شناختند به ما عطا فرما و شهدا را از ما راضی بفرما و مارا به آنها ملحق کن.
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
فضیلت و خواص سوره انفطار
هشتادو دومین سوره قرآن کریم است که مکی و 19 آیه دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: کسی که سوره انفطار را قرائت کند خداوند به تداد همه قبرها به او حسنه می دهد و ده برابر قطرات برف و باران که از آسمان فرود می آید به او حسنه داده می شود.(1)
امام جعفر صادق علیه السلام فرموده اند: هر کس که سوره انفطار را در نمازهای واجب یا مستحب خود قرائت نماید خداوند حاجت ها و خواسته هایش را روا می داردو بین او و خداوند حجابی نخواهد بود و همواره خداوند با نظر عنایت به او می نگرد تا از حسابرسی مردم فارغ گردد.(2)
دیدار با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در روز قیامت از ارزش های معنوی این سوره مبارکه می باشد . رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: هر کس خوش دارد که روز قیامت به من بنگرد چنانکه با چشم سر می بیند سوره های«تکویر »؛ «انفطار»؛ «انشقاق» را قرائت نماید. (3)
آثار و برکات سوره
1) جهت خلاصی از زندان
قرائت این سوره موجب خلاصی از زندان و رهایی از بند اسارت و ایمنی بیم دار و رفع ترس می گرددد. (4)
از وجود نورانی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر زندانی یا انسان در بندی آن را بخواند یا نوشته آن را با خود همراه داشته باشد خداوند خروجش را آسان می کند و او را از بند و زندان و خوف و ترس نجات می دهد و حالش به زودی بهبود می یابد.(5)
از امام صادق علیه السلام نیز منقولست: هر کس این سوره را در هر کاری که در ماند 70 مرتبه بخواند خلاصی یابد و اگر زندانی نیز این سوره را 70 بار بخواند خلاصی یابد.(6)
2) جهت ایمنی از رسوایی روز قیامت
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: هر کس بر قرائت سوره مبارکه انفطار مداومت ورزد خداوند او را از رسوایی روز قیامت در امان می دارد و عیب هایش را می پوشاند.(7)
3) قوی شدن دید چشم
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: ... و قرائت سوره انفطار برای چشم، دید آن را قوی می کند و دردهای چشمی را برطرف می کند.(8)
________________
پی نوشت:
(1) مجمع البیان,ج10،ص283
(2) ثواب الاعمال،ص121
(3) کنزالعمال، ج6، ص3834
(4) مصباح کفعمی، ص459
(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص599
(6) درمان با قرآن، ص139
(7) تفسیرالبرهان، همان
(8) همان
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی
العسکری (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ فَضَّلَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ (علیهم السلام) مَا أَعْطَاهَا أَحَدٌ قَبْلَهُ إِلَّا مَا أَعْطَی سُلَیْمَانَبْنَدَاوُدَ (علیه السلام) مِنْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَرَآهَا أَشْرَفَ مِنْ جَمِیعِ مَمَالِکِهِ الَّتِی أَعْطَاهَا. فَقَالَ: یَا رَبِّ مَا أَشْرَفَهَا مِنْ کَلِمَاتٍ إِنَّهَا لَآثَرُ عِنْدِی مِنْ جَمِیعِ مَمَالِکِیَ الَّتِی وَهَبْتَهَا لِی. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یَا سُلَیْمَانُ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ کَذَلِکَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ وَ لَا أَمَهًٍْ سَمَّانِی بِهَا إِلَّا أَوْجَبْتُ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ أَلْفَ ضِعْفِ مَا أُوْجِبُ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِأَلْفِ ضِعْفِ مَمَالِکِکَ یَا سُلَیْمَانُ هَذَا سَبْعٌ مَا أَهَبُهُ إِلَّا لِمُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ تَمَامَ فَاتِحَهًِْ الْکِتَابِ.
امام عسکری (علیه السلام) خداوند با عنایتکردن سورهی حمد به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)؛ فضیلتی به آن جناب بخشید که به هیچیک از پیامبران (علیهم السلام) پیشین نداده، مگر سلیمانبنداود (علیه السلام)؛ که فقط بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را از این سوره دارد. [و سلیمان (علیه السلام)] این آیه را از تمام سلطنت و قدرتی که خدا به او عنایت کرده بود برتر میشمرد [و] میگفت: «خدایا! چه کلمات عالی و باارزشی است، من این کلمات را از تمام مملکتی که [به من] عنایت کردهای باارزشتر میدانم». خداوند به او خطاب کرد: ای سلیمان! چگونه با ارزشتر نباشد و حال اینکه هر بندهی من چه زن و چه مرد مرا با این کلمات بخواند ثوابی هزار برابر مملکت تو را صدقه بدهد به او عنایت میکنم. این یکهفتم از تمام آن سورهایست که به محمّد (صلی الله علیه و آله) سرور انبیاء (علیهم السلام) دادهام (سورهی فاتحة الکتاب).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۱۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۷/ الإمام العسکری، ص۵۸۹؛ فیه: «یا سلیمان هذا سبع ... الی آخر» محذوفٌ
تفسیر صفحۀ ۱۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۲ - تفسیر نور:
«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْعَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» و (یهود) آنچه (از افسون و سحر که) شیاطین (از جنّ و انس) در عصر سلیمان میخواندند، پیروی میکردند و سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد و لکن شیاطین، کفر ورزیدند که به مردم سحر و جادو میآموختند و (نیز) از آنچه بر دو فرشته، هاروت و ماروت، در شهر بابل نازل شده بود (پیروی نمودند. آنها سحر را برای آشنایی به طرز ابطال آن به مردم میآموختند.) و به هیچکس چیزی نمیآموختند، مگر اینکه قبلًا به او میگفتند ما وسیلۀ آزمایش شما هستیم، (با بهکاربستن سحر) کافر نشوید (و از این تعلیمات سوءاستفاده نکنید،) ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را میآموختند که بتوانند به وسیلۀ آن، میانِ مرد و همسرش جدایی بیفکنند (نهاینکه از آن برای ابطال سحر استفاده کنند).
ولی هیچگاه بدون خواست خدا، نمیتوانند به کسی ضرر برسانند. آنها قسمتهایی را فرا میگرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت، و مسلّماً میدانستند هر کس خریدار اینگونه متاع باشد، بهرهای در آخرت نخواهد داشت و بهراستی خود را به بد چیزی فروختند، اگر میفهمیدند.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۲:
آنچه از روایات استفاده میشود آن است که حضرت سلیمان علیهالسّلام برای جلوگیری از انحراف یا سوءاستفاده، دستور داد اوراق ساحران را جمعآوری و نگهداری کنند.
ولی بعد از وفات او گروهی به آن نوشتهها دست یافته و مشغول تعلیم و اشاعۀ سحر در میان مردم شدند؛ آنان حتّی معجزات حضرت سلیمان را سحر معرّفی کرده و پیامبری او را منکر شدند.
سحر، به فنّ ظریف و دقیقی گفته میشود که امور را از مسیر عادّی خود منحرف میسازد و گاهی سحر به معنی خدعه و باطل را در شکل و قالب حق آوردن، آمده است.
و برخی از بنیاسرائیل نیز به جای پیروی از تورات به سراغ سحر و جادو رفتند. این کار چنان شهرت و گسترش یافت که یهود زمان پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله نیز سلیمان را ساحری زبردست میدانستند و او را به عنوان پیامبر نمیشناختند!
این آیه، گناه و انحراف رهاکردن تورات و پیروی از شیاطین سحرآموز را بیان میکند که یهود بهجای تورات از آنچه شیاطین در زمان سلیمان بر مردم میخواندند، پیروی میکردند.
آنان برای توجیه کار خویش، نسبت سحر به سلیمان نیز میدادند؛ درحالیکه سلیمان مرد خدا بود و کارش معجزه و شیاطین در جهت مخالف او و کارشان سحر بود.
علاوهبر آنچه گذشت، یهود از منبع دیگری نیز به سحر دست یافتند. بدین طریق که خداوند دو فرشته را به نام «هاروت» و «ماروت» به صورت انسان در شهر «بابل» «بابل: نام منطقهای حدود نجف و کربلای فعلی بوده است.» در میان مردم قرار داد که روش ابطال و خنثیسازی سحر و جادو را به آنان بیاموزند.
امّا برای اینکار لازم بود ابتدا آنان را با سحر آشنا سازند؛ چون انسان تا فرمول ترکیبی چیزی را نداند، نمیتواند آن را خنثی نماید.
لذا فرشتهها، ابتدا طریق سحر و سپس طریقۀ ابطال آن را میآموختند و قبل از آموزش با شاگردان خود شرط میکردند که از آن سوءاستفاده نکنند و میگفتند: این کار مایۀ فتنه و آزمایش است، مبادا در مسیر مبارزه و خنثیسازی، خودتان گرفتار شوید.
امّا یهود از آن آموزش سوءاستفاده نموده و از آن برای مقاصد ناشایست بهره بردند و حتّی برای جدایی میان مرد و همسرش به کار گرفتند.
قرآن در اینجا نکتهای را یادآور میشود که جای دقّت و تأمل است. میفرماید: ساحر با داشتن علمِ سحر، از دایرۀ قدرت الهی خارج نیست و بدون ارادۀ خدا قادر به انجام کاری نیست و به کسی نمی تواند ضرری برساند، ولی از آنجایی که خداوند برای هر چیز اثری قرار داده است، سحر و جادو نیز میتواند اثرات سویی داشته باشد که از آن جمله تأثیر آن بر روابط زناشویی و خانوادگی است.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۲:
۱. در حکومت حق و زمامداری حاکم الهی نیز همۀ مردم اصلاح نمیشوند، گروهی کجروی میکنند. «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ»
۲. شیاطین، در حکومت سلیمان نیز بیکار نمینشینند و پیدرپی القای سوء میکنند. «ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ»
۳. حکومت، با نبوّت منافات ندارد؛ برخی انبیاء حکومت داشتهاند. «مُلْکِ سُلَیْمانَ»
۴. ساحران برای مقدّس جلوهدادن و توجیه کار خود، سلیمان را نیز ساحر معرّفی میکردند. «وَ ما کَفَرَسُلَیْمانُ»
۵. خداوند، از مقام انبیاء در برابر تهمت دیگران دفاع میکند. «وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ»
۶. تعلیم و تعلّم و اعمال سحر، در ردیف کفر است. «در روایات نیز وارد شده که ساحر، کافر و مجازاتش قتل است.» «کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ»
۷. برای مقابله با علوم مضر و عقاید انحرافی، آگاهی صالحان از آنها لازم است. «ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ»
۸. در مقام تعلیم، معلّم باید نسبت به کاربردهای منفی علوم هشدار دهد. «وَ ما یُعَلِّمانِ» «حَتَّی یَقُولا»«فَلا تَکْفُرْ»
۹. انسان در بین دو آموزش قرار داد: هم وساوس شیطانی «یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» و هم الهامات الهی «وَ ما یُعَلِّمانِ»
۱۰. فرشتگان نیز میتوانند معلّم انسانها شوند. «ما یُعَلِّمانِ» «حَتَّی یَقُولا»
۱۱. گاهی علم و دانش، وسیلۀ آزمایش است. «إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ»
۱۲. تفرقه انداختن میان زن و شوهر، کاری شیاطینی و در حدّ کفر است. «فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ»
۱۳. دانش و آموزش همیشه مفید نیست، گاهی مضرّ و زیانآور نیز میباشد. «یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»
۱۴. سحر و جادو واقعیّت دارد و در زندگی انسان مؤثّر است. «یُفَرِّقُونَ بِهِ»
۱۵. ساحر دست به کارهایی میزند، ولی تمام تأثیر و تأثرات زیر نظر خداست. میتوان از طریق پناه بردن به خداوند و استعاذه و توکّل و دعا و صدقه از توطئهها نجات یافت. «وَ ما هُمْ بِضارِّینَ»
۱۶. ساحران شاید به پول و شهرتی برسند، ولی در قیامت بهرهای ندارند. «ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»
۱۷. کسیکه به سراغ تفرقهاندازی و سحر میرود، انسانیّت خود را از دست میدهد. «لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ»
تفسیر صفحۀ ۱۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۳ - تفسیر نور:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» و اگر آنها ایمان آورده و پرهیزکار شده بودند، قطعاً پاداشی که نزد خداست برای آنان بهتر بود، اگر آگاهی داشتند.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۳:
«تقوی» تنها بهمعنای پرهیز از بدیها نیست، بلکه بهمعنای مراقبت و تحفّظ دربارۀ خوبیها نیز هست.
مثلًا در جملۀ «اتَّقُوا النَّارَ» بهمعنی حفاظت و خودنگهداری از آتش، و در جملۀ «اتَّقُوا اللَّهَ» بهمعنی مراقبت دربارۀ اوامر و نواهی الهی است. چنانکه در آیۀ «اتَّقُوا اللَّهَ الْأَرْحامَ» یعنی نسبت به فامیل و خویشان تحفّظ داشته باش امام صادق علیهالسّلام در جواب سؤال از تقوی فرمودند: تقوی همچون مراقبت هنگام عبور از منطقۀ تیغزار و پُرخار و خاشاک است.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۳:
۱. ایمان بهتنهایی کافی نیست، تقوی و مراقبت لازم است. «آمَنُوا وَ اتَّقَوْا»
۲. پاداشهای الهی، محدودیّت ندارد. «لَمَثُوبَةٌ» نکره و نشانۀ بینهایت است.
۳. پاداشهای الهی، قطعی است. حرف «ل» در «لَمَثُوبَةٌ»
۴. پاداشهای الهی، از هر چیز بهتر است. بهدنبال کلمۀ «خَیْرٌ» چیزی نیامده که این نشانۀ برتری مطلق است، نه نسبی.
تفسیر صفحۀ ۱۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۴ - تفسیر نور:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ» ای کسانیکه ایمان آوردهاید! (به پیامبر) نگویید: «راعِنا» مراعاتمان کن؛ بلکه بگویید: «انظرنا» ما را در نظر بگیر، و (این توصیه را) بشنوید و برای کافران عذاب دردناکی است.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۴:
برخی از مسلمانان برای اینکه سخنان پیامبر را خوب درک کنند، درخواست میکردند که آن حضرت با تأنّی و رعایت حال آنان سخن بگوید.
این تقاضا را با کلمۀ «راعِنا» میگفتند؛ یعنی مراعاتمان کن.
ولی چون این تعبیر در عرف یهود، نوعی دشنام تلقی میشد، آیه نازل شد که بهجای «راعِنا» بگویید: «انْظُرْنا» تا دشمن سوءاستفاده نکند.
«راعِنا» از مادۀ «رعی» بهمعنی مهلت دادن است. ولی یهود کلمۀ «راعِنا» را از مادۀ «الرعونة» که بهمعنی کودنی و حماقت است، میگرفتند.
اوّلین آیه از آغاز قرآن که با خطاب: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» شروع میشود:
سورۀ بقره ، آیۀ ۱۰۴:
و ازاینبهبعد بیش از هشتاد مورد وجود دارد که با همین خطاب آمده است.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۴:
۱. توجّه به انعکاس حرفها داشته باشید. «لا تَقُولُوا راعِنا» ممکن است افرادی با حسن نیّت سخن بگویند، ولی باید بازتاب آن را نیز در نظر داشته باشند.
۲. دشمن، تمام حرکات و حتّی کلمات ما را زیر نظر دارد و از هر فرصتی که بتواند میخواهد بهره برده و ضربه بزند. «لا تَقُولُوا راعِنا»
۳. اسلام، به انتخاب واژههای مناسب، بیان سنجیده و نحوۀ طرح و ارائۀ مطلب توجّه دارد. «وَ قُولُواانْظُرْنا»
۴. باید در سخنگفتن با بزرگان و معلّم، ادب در گفتار رعایت شود. «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا»
۵. اگر دیگران را سفارش به مراعات ادب میکنیم، باید ابتدا خودمان در سخن با مردم، رعایت ادب را بکنیم. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» خطاب محترمانه است.
۶. اگر از چیزی نهی میشود، باید جایگزین مناسب آن معرّفی شود. «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا»
تفسیر صفحۀ ۱۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۵ - تفسیر نور:
«ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لا الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم» کافران از اهل کتاب و مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیر و نیکی از طرف پروردگارتان بر شما نازل شود؛ درحالیکه خداوند، رحمت خود را به هر که بخواهد اختصاص میدهد، و خداوند صاحب فضل بزرگ است.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۵:
این آیه، پرده از کینهتوزی و عداوت مشرکان و کفّار از یهود و نصاری، نسبت به مؤمنان برمیدارد.
آنان حاضر نیستند، ببینند که مسلمانان صاحب پیامبری بزرگ و کتابی آسمانی هستند و میخواهند ندای توحید را به تمام جهان رسانده و با تمام تبعیضات نژادی و اقلیمی و با تمام خرافاتِ مشرکان و تحریفاتِ اهل کتاب مبارزه کنند و مانع عوامفریبی بزرگان آنان شوند.
خداوند در این آیه میفرماید:
لطف و رحمت خداوند طبق ارادۀ او به هر کسی که بخواهد اختصاص مییابد و کاری به میل این و آن ندارد که آنها دوست داشته باشند یا نه!
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۵:
۱. ارادۀ قلبی و روحیّۀ باطنی دشمن را بشناسید و هرگز به آنان تمایل پیدا نکنید. «ما یَوَدُّ»
آنان هرگز دوست ندارند به مسلمانان کمترین خیری برسد؛ ولی در مقابل از بازگشت آنان به کفر و ارتجاع و از سازشکاری و سکوت و سستی با کفّار و از بهسختیافتادن آنان، لذّت میبرند.
«ودّوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء» کفّار دوست دارند همانند آنها کافر شوید. «نساء، ۸۹»
«ودّوا لو تدهن فیدهنون» کفّار دوست دارند که تو ای پیامبر نیز با آنها سازش کنی. «قلم، ۹»
«ودّوا ما عنتّم» کفّار دوست دارند که شما مسلمین در زحمت قرار گیرید. «آل عمران، ۱۱۸»
«ودّت طائفة من اهل الکتاب لو یضلّونکم» گروهی از اهل کتاب دوست دارند شما را منحرف نمایند. «آل عمران، ۶۹»
۲. خیررسانی، از شئون ربوبیّت است. «خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ»
۳. توکّل به خدا کنید و از کینه و حسادت دشمن نهراسید. «وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ»
۴. حسادت حسود، هیچ اثری در ارادۀ لطف خداوند ندارد. «مَنْ یَشاءُ»
۵. فضل و رحمت و هدایت خداوند، شامل همۀ اقوام و ملل میشود و اختصاصی به بنیاسرائیل و گروه خاصّی ندارد. «مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ»
منبع: محسن قرائتی ، تفسیر نور، ج ۱، ص ۱۷۰-۱۷۵.
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره مبارکه انعام آیه ۶۵
قل هو القادر على ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم بأس بعض انظر کیف نصرف الایات لعلهم یفقهون(۶۵)
ترجمه :
۶۵ - بگو او قادر است که عذابى از طرف فوق یا از زیر پاى شما بر شما بفرستد یا به صورت دسته هاى پراکنده شما را با هم بیامیزد، و طعم جنگ (و ناراحتى ) را به هر یک از شما به وسیله دیگرى بچشاند، ببین چگونه آیات گوناگون را براى آنها بازگو مى کنیم شاید بفهمند (و باز گردند).
تفسیر
عذابهاى رنگارنگ
در آیات قبل ضمن بیان توحید فطرى در حقیقت یکنوع تشویق و اظهار محبت به بندگان شده بود که چگونه خداوند بهنگام شدائد و مشکلات آنها را در پناه خود مى پذیرد، و به خواسته هاى آنها ترتیب اثر میدهد.
در این آیه براى تکمیل طرق مختلف تربیتى ، تکیه روى مسئله تهدید به عذاب و مجازات الهى شده ، یعنى همانطور که خداوند ارحم الراحمین و پناه دهنده بى پناهان است همچنین در برابر طغیانگران و سرکشان ، قهار و منتقم نیز مى باشد. در این آیه به پیامبر دستور داده شده است که مجرمان را به سه نوع مجازات تهدید کند: عذابهائى از طرف بالا و عذابهائى از طرف پائین و مجازات اختلاف کلمه و بروز جنگ و خونریزى ، لذا مى گوید:
بگو خداوند قادر است که مجازاتى از طرف بالا یا از طرف پائین برشما
بفرستد (قل هو القادر على ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم ).
و یا اینکه شما را به صورت دسته هاى پراکنده به یکدیگر مخلوط کند و طعم جنگ و خونریزى را به بعضى به وسیله بعضى دیگر بچشاند (او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم باس بعض ).
و در پایان آیه اضافه مى کند: بنگر که چگونه نشانه ها و دلائل مختلف را براى آنها بازگو مى کنیم شاید درک کنند و بسوى حق بازگردند (انظر کیف نصرف الایات لعلهم یفقهون ).
نکته ها
در اینجا باید به چند نکته توجه کرد
۱ - در اینکه منظور از عذاب از طرف بالا و پائین چیست در میان مفسران گفتگو است ، ولى ظاهر این است که این دو کلمه (فوق و تحت ) معنى بسیار وسیعى دارند هم طرف بالا و پائین حسى را شامل مى شوند، یعنى مجازاتهائى مانند صاعقه ها و رگبارهاى خطرناک و طوفانها از طرف بالا، و زلزله ها و شکافهاى ویرانگر زمینى و طغیان رودها و دریاها از طرف پائین را در بر مى گیرد.
و نیز عذابهاى دردناکى را که از طرف طبقه حکام و قشرهاى بالاى اجتماع بر سر بعضى از ملتها فرومى ریزد، و ناراحتیها و شکنجه هائى که از طرف بعضى از کارگران وظیفه نشناس دامنگیر مردم مى شود که گاهى کمتر از عذابهاى دسته اول نیست ، شامل مى گردد.
همچنین ممکن است سلاحهاى جنگى مخوف عصر ما که از هوا و زمین زندگانى بشر را به صورت وحشتناکى در هم مى کوبد و در مدت کوتاهى آبادترین شهرها را از طریق بمبارانهاى هوائى و حمله هاى زمینى و مین گذاریها و زیر دریائى ها تبدیل به تل خاکسترى مى کند در مفهوم وسیع آیه داخل باشد.
۲ - یلبسکم از ماده لبس (بر وزن حبس ) به معنى اختلاط و بهم آمیختن است نه از ماده لبس بر وزن قرص به معنى لباس پوشیدن ، بنابراین معنى جمله چنین میشود: او مى تواند شما را به صورت گروهها و دسته هاى مختلف به هم بیامیزد.
و این تعبیر نشان مى دهد که مسئله اختلاف کلمه و پراکندگى در میان جمعیت به قدرى خطرناک است که در ردیف عذابهاى آسمانى و صاعقه ها و زلزله ها قرار گرفته است ، و راستى چنین است ، بلکه گاهى ویرانیهاى ناشى از اختلاف و پراکندگى به درجات بیشتر از ویرانیهاى ناشى از صاعقه ها و زلزله ها است ، کرارا دیده شده است کشورهاى آباد در سایه شوم نفاق و تفرقه بنابودى مطلق کشیده شده است و این جمله هشدارى است به همه مسلمانان جهان !.
این احتمال نیز در تفسیر این جمله وجود دارد که : خداوند در برابر عذابهاى آسمانى و زمینى دو عذاب دیگر را بیان کرده یکى اختلاف عقیده و فکر (که در حقیقت همانند مجازاتهاى از طرف بالا است ) و دیگر اختلافهاى در ناحیه عمل و روشهاى اجتماعى که منجر به جنگ و خونریزى مى شود (که شبیه مجازاتهاى از طرف پائین است ) بنابراین به چهار نوع مجازات طبیعى و دو نوع مجازات اجتماعى در آیه اشاره شده است .
۳ - اشتباه نشود اینکه آیه مورد بحث مى گوید: خداوند تفرقه در میان شما بیفکند نه به این معنى است که خداوند بى جهت مردم را گرفتار نفاق و اختلاف مى کند بلکه این نتیجه اعمال سوء مردم و خودخواهیها و خود پرستیها و سود جوئیهاى شخصى است که نتیجه آن به صورت نفاق و تفرقه بروز مى کند، و نسبت دادن آن به خدا به خاطر آن است که او چنین اثرى را در این اعمال زشت قرار داده است .
۴ - با توجه به اینکه روى سخن در این آیات به مشرکان و بت پرستان است چنین نتیجه مى گیریم : یک جامعه مشرک که از مسیر توحید و یکتا پرستى منحرف شده است هم گرفتار ظلم و ستم طبقات بالا، و هم وظیفه نشناسى طبقات پائین ، هم اختلاف عقیده و هم کشمکشهاى خونین اجتماعى مى شود، همانطور که جوامع مادى دنیاى امروز که تنها در برابر بت صنعت و ثروت سجده مى کنند گرفتار تمام این بلاهاى بزرگ هستند و در میان آن دست و پا مى زنند.
ملتهائى نیز سراغ داریم که دم از توحید و خدا پرستى مى زنند ولى عملا مشرک و بت پرست مى باشند، چنین ملتهائى نیز به همان سرنوشت مشرکان گرفتار خواهند شد و اینکه در بعضى از اخبار مى خوانیم که امام باقر (علیه السلام ) فرمود: کل هذا فى اهل القبلة : همه این کیفرها در مسلمانان واقع مى شود ممکن است اشاره به همین باشد، یعنى هر گاه مسلمانان از مسیر توحید انحراف یابند، خود خواهى و خودپرستى جاى اخوت اسلامى را گرفت ، منافع شخصى بر منافع عمومى مقدم داشته شد و هر کس به فکر خویشتن بود و دستورات خداوند به دست فراموشى سپرده شد، آنها نیز گرفتار چنین سرنوشتى خواهند شد !.
منبع (ادامه ...):
بیماری مؤمن
«و کَانَ إِذَا رَأَى الْمَرِیضَ قَدْ بَرِئَ قَالَ لِیَهْنِئْکَ الطُّهْرُ مِنَ الذُّنُوبِ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ»
هرگاه حضرت امام سجّاد علیه السلام شخصی را می دیدند که سلامت خود را بعد از بیماری بازیافته است، به او می فرمودند:
«پاک شدن از گناهان گوارایت باشد؛ اینک اعمال خود را از نو شروع کن»
«أمالی» شیخ مفید ص ۳۵
فقراتی از دعای حضرت امام سجّاد علیه السلام
و لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکَسَلِ عَنْ عِبَادَتِکَ، وَ لَا الْعَمَى عَنْ سَبِیلِکَ، وَ لَا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلَافِ مَحَبَّتِکَ، وَ لَا مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْکَ، وَ لَا مُفَارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ إِلَیْک
خداوندا!...
مرا به بی نشاطی نسبت به عبادتت،
و نابینایی نسبت به راهت،
و پرداختن به امور ناسازگار با محبّتت،
و پیوستن به آنانکه از تو جدا شده اند،
و جدا شدن از آنانکه به تو پیوسته اند،
مبتلا مکن.
«صحیفۀ کاملۀ سجّادیّه» دعای ۲۰
امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
زبان آدمیزاد،
هر روز به اعضاى او نزدیک مى شود
و مى گوید : چگونه اید؟
آنها مى گویند:
اگر تو ما را به خودمان واگذارى، خوب هستیم!
و مى گویند: از خدا بترس و کارى به ما نداشته باش.
و او را سوگند مى دهند و مى گویند :
ما فقط به واسطه تو پاداش مى یابیم
و به واسطه تو، مجازات مى شویم.
خصال، ص 6، ح 15
حضرت علی اکبر علیهالسلام
حضرت آیتالله امام خامنهای :«هر وقت که دل امام حسین علیهالسلام براى پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم تنگ مىشد به حضرت علی اکبر علیهالسلام نگاه مىکرد.» ۷۷/۰۲/۱۸
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
اینها را پخش نکنید؛ حتّی تولید نکنید
چند سال قبل از این، من یک برنامهی مذهبی را از رادیو گوش میکردم. الفاظ علیالظاهر مذهبی و باطناً پوک، سجعها بیخودی، و عبارتها قدیمی بودند. یک نثر زیبای قدیمی نبود؛ بلکه عبارت مندرآوردیِ ساختنیِ چرندی را به شکل عبارات مذهبی درآورده بودند و گوینده هم همینطور پشت سرهم میگفت. من که آخوند و اهل دین و اهل این فنّم، هرچه گوش کردم که ببینم در این بحث نیم ساعتی که مرتب هم حرف میزد، چه میخواهد بگوید - میخواهد توحید را ثابت کند؟ میخواهد نبوت یا قیامت را ثابت و یا رد کند؟ - دیدم که اصلاً هیچ مفهومی ندارد. این، یک بحث خنثی است.
من میگویم اگر شما این برنامه را برای این آوردید که اینجا خالی است، از شنوندگان عذرخواهی کنید و بگویید: شنوندگان! متأسفانه به قدر این یک ساعت، برنامهی مناسب شما پیدا نکردهایم؛ این یک ساعت تعطیل. این، خیلی بهتر و پُرجاذبهتر و منصفانهتر است.
بعضی از فیلمها ساخته و نشان داده میشود که بیمحتواست. البته من چون اهل فن نیستم، متأسفانه نمیتوانم در باب ساخت و پرداخت و کارهای هنری آن نظری بدهم - ای کاش میتوانستم در آن زمینهها هم نظر بدهم - اما به عنوان بینندهیی که پای تلویزیون مینشیند و خیلی هم از معارف زمان بیگانه نیست، میتوانم نظر بدهم: انصافاً بیجاذبه و بیمحتوا بود. میترسم به آن فیلمی که مورد نظر است، اشاره کنم و کارگردان و هنرمندش بیخود مورد طعن قرار بگیرند؛ اما واقعاً الان مواردی که بتوانم اشاره کنم و اسم فیلمها را بگویم جلوی چشم من است. اینها را پخش نکنید؛ حتّی تولید نکنید.
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
شما باید در مقابل این حرکت موذیانهی رسانهها، واقعا سینه سپر کنید. هرجا رسانهها روی نقطهیی تکیه میکنند، شما اگر قبلا پادزهرش را ندادهاید، بعدا بدهید. تبلیغات دروغی که آنها الان میکنند، رسانههای ما باید در مقابلش خیلی قوی بایستند. شما بایستی ابتکار هم بکنید. این ابتکار برنامهی «بررسی رادیوهای بیگانه» که صبحهای جمعه پخش میشود، یک زمان خیلی خوب حرکت میکرد؛ اما حالا قدری یکنواخت و دور از انتظار شده است و به آن شکل سابق نیست؛ که باید در آن باز هم ابتکار انجام بگیرد. یعنی باید بهطور همه جانبه، آن سخن درست و آن نکتهی بجا را ببینند و مطالعه کنند و در مقابل، آنچه را که دشمن میگوید، بیرون بیاورند و نقاط زیبای نظام را به چشم مردم بکشانند ...
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
اسلام ناب محمدی
صدا و سیما را دانشگاهی برای تدریس اصول اسلام انقلابی بدانید. برداشت ما از صدا و سیما این است. امام که فرمودند «دانشگاه»، در دانشگاه چیزی تدریس میشود؛ در این دانشگاه چه چیزی میخواهد تدریس بشود؟ آنچه که در این دانشگاه تدریس میشود، عبارت از پیامها، پایهها، مفاهیم و درسهای اسلام ناب و اسلام انقلابی و اسلام واقعی است. این، آن چیزی است که در صدا و سیما ایدهآل است. ما میخواهیم به این نقطه برسیم؛ ولی فاصله داریم. شما بیش از من هم این را میدانید. من عیوب صدا و سیما را خیلی میدانم؛ اما مطمئناً هرکدام از شما در بخش خودتان، بیش از من معایب را میدانید. البته بیش از من هم تلاشها و اخلاصهایی را که در آنجا خرج شده و میشود، میدانید؛ در این هم بحثی نیست ...
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
هنر انقلابی
آن دستگاهی که در دستان هنرمند و باقدرت شماست و زیر نظر مسؤول و صاحبتان قرار دارد - یعنی دستگاه صدا و سیما - دستگاه بسیار حساسی است؛ شوخی نیست. این چیزی نیست که اگر مثلاً آدم مشاهده کرد که فلان گوشهی آن هم اشکالی دارد، بگوید این اشکال به خوبیهایش دَر. نه، فقط خوبیها باید گسترش پیدا کنند و زیاد بشوند. اعتقادم این است که شما مسؤولان مؤمن و علاقهمند و کارآمد میتوانید؛ ما ابزارش را داریم. به اندازهیی که بتوانیم همین حرفها را بهقدر کافی با مایههای هنر بیامیزیم و هنرمندانه ارایه بدهیم، ابزار خوب داریم. هنرمند زیاد داریم؛ منتها باید به حیطهبندیهای نظام توجه کنید و هیچگونه تخطی و تخلفی را از اصول اساسی نظام و انقلاب اسلامی تحمل و اغماض نکنید. وقتی اغماض نکردید، وقتی رسیدگی کردید، همه چیز درست خواهد شد ...
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
شایستهسالاری ... | کرامت انسان ...
در نظام جمهوری اسلامی، تکریم شأن انسان - که یکی از ویژگیهای اسلام است - ارزش دادن به انسان، رشد دادن انسان، انسان را در کار شایستهی خودش به کار گرفتن و نیروهای او را در خدمت اهداف متعالی جوشاندن، یکی دیگر از گرایشهای اصولی است ...
مراقبت ...
مراقبت، چیز خیلی مهمی است. مدیران بخشهای مختلف، باید به مراقبت نسبت به محوطهی کار خودشان و تشویق و تنبیه، خیلی اهمیت بدهند. منظورمان از تنبیه، تنبیه قضائی و نوع کار قضائی نیست؛ بالاخره ترتیب اثر داده بشود. اگر کسی خوب و صحیح و مطابق برنامه کار میکند، باید تشویق شود. کسی هم که تخطی میکند، کار بد انجام میدهد، رعایت مصلحت نظام و مفاهیم مطلوب برای نظام را نمیکند و برخلاف اسلام و مفاهیم انقلاب چیزی را میگنجاند، باید با او برخورد شود ...
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
حضرت آیت الله امام خامنه ای:
پرهیز از سطحینگری وانعکاس حقیقی معارف اسلامی در فیلم ها و نماهای تلویزیونی
اینطور نباشد که به نام اسلام چیزى را بگوییم که سست باشد، یا چیزى را ببافیم که فقط شکل، شکل اسلامى باشد؛ مثل این نماهاى تلویزیونى - عکس گنبد و بارگاه و مانند آن - که شماها براى فیلمها درست مىکنید و چیزى را از دور نشان مىدهید. ارایهى چنین چیزهایى از اسلام، یک چیز پوکِ پوچِ کممایه است که فقط یک زر و زیور دروغى، آن هم ظاهرى و سطحى را نشان مىدهد.
حقیقتاً بایستى مفاهیم و معارف اسلامى پخش و منعکس بشود. علاوهى بر این، صدا و سیما کوشش کند که مردم متدین بشوند. یکى از وظایفى که واقعاً باید آقایان به آن توجه کنند، متدینسازى است. کارى کنید که مستمعتان بر اثر صحبت شما، حقیقتاً به صورت عمیق متدین بشود ...
بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 7/5/69
علامه شیخ جعفر شوشتری(ره) :
تنها ماهی که شهادت ندارد شعبان المعظم است
تنها ماهی که میلاد ندارد محرم الحرام است
و این یعنی
سیدنا و مولانا الحسین (علیه السلام)
محور شادی و غم است.
دمع العین ص ۲۵
https://imamhussain.org/persian/31216
شهدای والامقام واقعه کربلا
یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً
سیف بن حارث بن سریع بن جابر همدانى جابرى و پسر عمویش مالک بن عبداللّه
سیف و مالک (الجابریّان) پسر عمو و برادر امّى بود. (بنو جابر نسلى از همدان است.) و همراه برده شان شبیب به خدمت حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) آمد و به یاران او ملحق شدند. روز عاشورا در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) جنگیدند تا شهید شدند.
شهید مدافع حرم شهید محمد اتابه
شهادت : 1395/08/09 ... حلب - سوریه
بخشی از وصیت نامه:
بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولایت فقیه می باشد، باشند. چون دشمنان اسلام کمر همت بستند تا ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند و مگذارید که یک بار دیگر هم شیعه و شیعیان تنها بمانند همچون تنهایی مولایمان حضرت علی (ع) و درد دلهایش با چاه و مادرمان حضرت زهرا (س) در بین در و دیوار و اربابم اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا و …
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهراء سلام الله علیها
شهدا مصداق آیهی «اَنعَمتَ عَلَیهِم» هستند ... | فرشتگان ... | دختر تمدنساز ... | اهمیت حجاب ... | شهید سلیمانی باید زنده بماند ... | شهید مدافع حرم محمد اتابه: انسان بی ولایت پوچ است و ...
لطفا جهت مشاهده مطلب بر روی تصویر بالا کلیک نمایید
انسان ۲۵۰ ساله | امام سجاد علیهالسلام و کادرسازی
حضرت آیتالله امام خامنهای: «در کلمات امام سجاد (علیهالسلام) توجه به کادرسازى است... ایشان سىوپنج سال زحمت کشید و کار را به اینجا رساند که وقتى در سال ۹۵ هجرى آن حضرت وفات کردند، امام باقر در میان جمع کثیرى از شیعیان و محبان اهلبیت قرار گرفت، و این از برکات امامت و جهاد و تلاش آن بزرگوار بود. حضرت یک مجموعهى مؤمن صالحى که بتوانند قاعدهاى بشوند براى کارهاى آینده به وجود آورد. این، زندگى امام سجاد (علیهالسلام) است.» ۱۳۶۷/۶/۴ و ۱۳۶۵/۴/۲۸
بصیرت و وفا
حضرت آیتالله امام خامنهای: «در کلمات ائمه، روی دو جمله راجع به حضرت اباالفضل العباس علیهالسلام تأکید شده است: یکی بصیرت، یکی وفا.» ۷۹/۰۱/۲۶
یا زهراء سلام الله علیها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ
و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
فضیلت و خواص سوره عبس
سوره عبس یا «السفر»، « اعمی» (1) هشتادمین سوره قرآن کریم است که مکی و 42 آیه دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم فرموده اند: هر کس سوره عبس را قرائت نماید روز قیامت در حالی خواهد آمد که شادمان و خندان است. (2)
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره عبس را قرائت نماید در بهشت زیر پرچم و سایه خداوند و مشمول کرامت خداوند خواهد بود و این کار کوچکی نزد خداوند است.(3)
همچنین از ایشان نقل شده است: هر کس هنگام بارش باران این سوره را قرائت نماید خداوند به تعداد قطرات باران گناهانش را می آمرزد. (4)
آثار و برکات سوره
1) مصون ماندن از خطرات
امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر مسافر در راهش سوره عبس را قرائت نماید از خطرات پیش رویش در سفر باز داشته می شود.
همچنین فرموده اند: هر کس سوره عبس را بر کاغذ یا پوست سفیدی بنویسد هر جا که می رود همراه خود داشته باشد در راهش جز خیر و خوبی نمی بیند و از خطرات به اذن خداوند در امان است.(5)
2) پیدا شدن گمشده
مرحوم کفعمی در کتاب خود آورده است که قرائت این سوره موجب پیدا کردن گم شده و بازگشت غایب می شود.(6)
_____________________
پی نوشت:
(1) درمان با قرآن، ص136
(2) مجمع البیان، ج10، ص263
(3) ثواب الاعمال، ص121
(4) مستدرک الوسائل، ج6، ص210
(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص580
(6) المصباح کفعمی، ص182
منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»
منبع (ادامه ...):
https://quran.anhar.ir/fazilat-311.htm
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ مَنَّ عَلَیَّ بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ مِنْ کَنْزِ الْجَنَّهًِْ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) خداوند با [نازلکردن] سورهی حمد، از گنج بهشت بر من منّت نهاد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۳۸/ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۶۶/ نورالثقلین
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن جَابِرٍ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ حَاکِیاً عَنِ اللهِ تَعَالَی وَ أَعْطَیْتُکَ وَ لِأُمَّتِکَ کَنْزاً مِنْ کُنُوزِ عَرْشِی فَاتِحَهًَْ الْکِتَاب.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) جابر (رحمة الله علیه) در حدیثی طولانی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل میکند که حضرت از قول خداوند متعال فرمود: «به امّتت گنجی از گنجهای عرشم را عطا کردم که آن فاتحة الکتاب (سورهی مبارکهی حمد) است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۹۳
منبع (ادامه ...):
تفسیر صفحۀ ۱۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۸۹ - تفسیر نور:
«وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرِینَ» و چون از طرف خداوند، آنان را کتابی (قرآن) آمد که مؤیّد آن نشانههایی است که نزد آنهاست و پیش از این به خود نوید میدادند (که با کمک کتاب و پیامبر جدید) بر دشمنان پیروز گردند، اما چون آنچه (از کتاب و پیامبر که از قبل) شناخته بودند، نزد آنان آمد به او کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۸۹:
این آیه، صحنۀ دیگری از لجاجتها و هواپرستیهای یهود را مطرح میکند که آنها بر اساس بشارتهای تورات، منتظر ظهور پیامبر بودند و حتّی به همدیگر نوید پیروزی میدادند
و به فرمودۀ امام صادق علیهالسّلام یکی از دلایل اقامت آنها در مدینه این بود که آنها میدانستند آن شهر، محلّ هجرت پیامبر است و بههمینسبب از پیش در آنجا سکنی گزیده بودند؛ ولی بعد از ظهور پیامبر اسلام، با آن که نشانههای وی را موافق با آنچه در تورات بود یافتند، کفر ورزیدند. «تفسیر نورالثقلین»
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۸۹:
۱. ادیان الهی، یکدیگر را تصدیق میکنند؛ نهآنکه در برابر هم باشند. «مُصَدِّقٌ»
۲. به هر استقبالی نباید تکیه کرد. باآنکه یهودیان در انتظار پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله سالیانی در مدینه سکنی گزیدند، ولی در عمل کفر ورزیدند. به عشق و انتظار خود مغرور نباشید. ممکن است در مرحلۀ عمل، حالات انسان عوض شود؛ خدای ناکرده امروز دعای ندبه بخواند، ولی فردا... . «کانُوا مِنْ قَبْلُ» «کَفَرُوا بِهِ»
۳. شناخت حقّ و علم به آن کافی نیست؛ چه بسا افرادی که حق را فهمیدند، ولی به خاطر لجاجت کافر شدند. «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا»
تفسیر صفحۀ ۱۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۹۰ - تفسیر نور:
«بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلی غَضَبٍ وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ مُهِینٌ» چه بد است آنچهکه خویشتن را به آن فروختند، که از روی حسد، به آیاتی که خدا فرستاده بود کافر شدند (و گفتند:) که چرا خداوند از فضل خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد، (آیاتش را) نازل میکند؛ پس به قهرِ پیدرپیِ الهی گرفتار شدند و برای کافران، مجازاتی خوارکننده است.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۹۰:
در این آیه، علّت کفر یهودیان به پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله بیان شده است. آنها حسادت میورزیدند که چرا بر یکی از افراد بنیاسرائیل، وحی نازل نشده است و این حسادت و کفرورزی، بهای بدی بود که خود را به آن فروختند.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۹۰:
۱. معیار ارزش دین مردم، به انگیزههای آنان است. «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا» «بَغْیاً»
۲. حسد مایۀ کفر است. بنیاسرائیل آرزو داشتند پیامبر موعود از نژاد آنان باشد و چون به آرزوی خود نرسیدند، حسادت ورزیده و کافر شدند. «بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ»
۳. پیامبری، فضل الهی است. «مِنْ فَضْلِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ»
۴. نارضایتیِ انسان، تأثیری در الطاف حکیمانه خداوند ندارد. خدا بهتر میداند که رسالت خود را به عهدۀ چهکسی بگذارد. «مَنْ یَشاءُ»
۵. بدترین معاملات آن است که انسان هستی خود را بدهد و غضب الهی را بخرد. «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا»، «غَضَبٍ»، «عَذابٌ مُهِینٌ»
تفسیر صفحۀ ۱۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۹۱ - تفسیر نور:
«وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَکْفُرُونَ بِما وَراءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» و هنگامیکه به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل کرده ایمان آورید، گویند: ما تنها به چیزی ایمان میآوریم که بر (پیامبر) خودمان نازل شده باشد و به غیر آن کافر میشوند
درحالیکه آن (قرآن) حق است و آنچه را (از تورات) با ایشان است، تصدیق میکند. بگو: اگر (به آیاتی که بر خودتان نازل شده) مؤمن بودید پس چرا پیامبران خدا را پیش از این به قتل میرساندید؟!
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۹۱:
۱. پیامبر اسلام، مأمور دعوت همۀ امّتها به اسلام بوده است. «قِیلَ لَهُمْ»
۲. یکی از دلایل کفر کفّار، نژادپرستی و تعصّبات قومی است. «نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَکْفُرُونَ بِما وَراءَهُ»
۳. ملاک ایمان، حقّانیّت آیین است نه نژاد. «وَ هُوَ الْحَقُّ»
۴. قرآن، سراسر حق است. «أَنْزَلَ اللَّهُ» «وَ هُوَ الْحَقُّ»
۵. چون یهودیان زمان پیامبر به رفتار نیاکان خود راضی بودند، خداوند نسبت قتل انبیاء را به آنان داده است. «فَلِمَ تَقْتُلُونَ»
۶. دروغگو، رسواست. «فَلِمَ تَقْتُلُونَ» «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (اگر به انبیایی که از بنیاسرائیل است ایمان آوردهاید، پس آن همه پیامبران همانند حضرت یحیی و زکریا را که از بنیاسرائیل بودند، چرا شهید کردید؟! آری، رفتار شما، نشانۀ ایمان نداشتن شماست.)
تفسیر صفحۀ ۱۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۹۲ - تفسیر نور:
«وَ لَقَدْ جاءَکُمْ مُوسی بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ» و همانا موسی (آن همه) معجزات برای شما آورد، ولی شما پس از (غیاب) او گوساله را (به خدایی) گرفتید، درحالیکه ستمکار بودید.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۹۲:
شاهد زندۀ دیگر بر این که شما عرب بودن محمّد صلّی اللَّه علیه و آله را فقط بهانه قرار دادهاید تا به او ایمان نیاورید، این است که با آن که حضرت موسی علیهالسّلام برجستهترین پیامبر از نژاد شما بود و آن همه دلایل روشن و معجزات برای شما آورد، ولی همین که چند شبی برای مناجات و گرفتن تورات به کوه طور رفت، به سراغ گوسالهپرستی رفتید و تمام زحمات موسی علیهالسّلام را بر باد داده و بر خویشتن ستم کردید.
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۹۲:
۱. ذکر سوابق، زمینه را برای قضاوت درست فراهم میکند. «اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ»
۲. بازگشت به شرک و جاهلیّت، ظلمی به خود و نسلهای بعد است. «أَنْتُمْ ظالِمُونَ»
تفسیر صفحۀ ۱۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۹۳ - تفسیر نور:
«وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَیْناکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَما یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» و (یاد کنید) آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما بالا بردیم (و گفتیم:) دستوراتی که به شما دادهایم، محکم بگیرید و گوش دهید (و عمل کنید. امّا آنان) گفتند: شنیدیم و نافرمانی کردیم، و به سبب کفرشان به (پرستش) گوساله دل باختند. بگو اگر ادّعای ایمان دارید، (بدانید که) ایمانتان شما را به بد چیزی فرمان میدهد.
نکتههای سورۀ بقره - آیۀ ۹۳:
آخرین حرف یهودیان این بود که اگر پیامبری از بنیاسرائیل نباشد، به او ایمان نمیآوریم و تنها کتابی را که بر خودمان نازل شده باشد، قبول داریم.
نمونهای از دروغهای یهودیان از دیدگاه قرآن:
قرآن چند نمونه از دروغهای آنها را بیان میکند:
نمونۀ اوّل در آیۀ قبل بود که فرمود: شما اگر در این ادّعا راستگو هستید، پس چرا به موسی پشت کرده و به سراغ گوسالهپرستی رفتید؟!
نمونۀ دوّم همین آیه است که میفرماید: از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم و گفتیم: با کمال قدرت قوانین آسمانی تورات را بگیرید و گوش داده و عمل کنید؛ امّا شما گفتید: ما قوانین را میشنویم، ولی عمل نمیکنیم.
حال اگر به قرآن و پیامبر اسلام ایمان نمیآورید به این بهانه که محمد صلّی اللَّه علیه و آله از ما نیست و قرآن بر بنیاسرائیل نازل نشده است، پس چرا با موسی و تورات او آنچنان برخورد کردید؟!
قرآن راز این عدم اعتقاد را چنین بیان میکند: آنها به خاطر کفرشان، دلهایشان از علاقه به گوساله سیراب شده و جایی برای تفکّر و ایمان نمانده بود.
اگر بنیاسرائیل در ادّعایشان صادق هستند که هر چه بر ما نازل شود به آن ایمان میآوریم، پس این جنایت را که در پروندۀ آنان هست، چگونه توجیه میکنند؟
آیا گوسالهپرستی، پیامبرکشی و پیمانشکنی، جزو ایمان است؟!
پیامهای سورۀ بقره - آیۀ ۹۳:
۱. میثاق گرفتن، یکی از عوامل و انگیزههای عمل است. «أَخَذْنا مِیثاقَکُمْ»
۲. حفظ دستآوردهای انقلاب الهی، هر چند به قیمت تهدید باشد، لازم است. «رَفَعْنا فَوْقَکُمُ»
۳. انجام احکام و دستورات الهی، نیازمند قدرت، جدّیّت، عشق و تصمیم است و با شوخی و تشریفات، سازگاری ندارد. دینداری، با ضعف و مسامحه و سازشکاری سازگار نیست. «خُذُوا ما آتَیْناکُمْ بِقُوَّةٍ»
۴. عشق و علاقۀ مُفرِط، خطرناک است. اگر دل انسان از علاقه به چیزی پر شود، حاضر نمیشود حقایق را بپذیرد. «أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ»
چنانکه گفتهاند: «حبّ الشیء یعمی و یصمّ» دوستداری چیزی، انسان را کوروکر میکند. یعنی انسان دیگر حاضر نیست عیبهای آن را ببیند و یا بشنود.
۵. رفتار، بهترین بیانگر افکار و عقاید انسان است. «بِئْسَما یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمانُکُمْ»
منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۱۵۷-۱۶۱.
منبع (ادامه ...):
https://olgoirani.com/content/14
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۵۹تا۶۲
و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها إلا هو و یعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة إلا یعلمها و لا حبة فى ظلمات الا رض و لا رطب و لا یابس إلا فى کتاب مبین (۵۹)
و هو الذى یتوفاکم بالیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضى اءجل مسمى ثم إلیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون (۶۰)
و هو القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظة حتى إذا جاء اءحدکم الموت توفته رسلنا و هم لا یفرطون (۶۱)
ثم ردوا إلى الله مولاهم الحق الا له الحکم و هو اءسرع الحاسبین (۶۲)
ترجمه :
۵۹ - کلیدهاى غیب تنها نزد او است و جز او کسى آنرا نمى داند، آنچه در خشکى و دریاست میداند، هیچ برگى (از درختى ) نمى افتد مگر اینکه از آن آگاه است ، و نه هیچ دانه اى در مخفیگاه زمین ، و نه هیچ تر و خشکى وجود دارد جز اینکه در کتاب آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است .
۶۰ - او کسى است که (روح ) شما را در شب (به هنگام خواب ) مى گیرد، و از آنچه در روز کسب کرده اید (و انجام داده اید) با خبر است سپس شما را در روز (از خواب ) برمى انگیزد (و این وضع همچنان ادامه مى یابد ) تا مدت و سر آمد معینى فرا رسد سپس بازگشت شما به سوى او است ، و شما را به آنچه عمل میکردید آگاه میسازد.
۶۱- او تسلط کامل بر بندگان خود دارد و مراقبانى بر شما مى فرستد، تا زمانى که یکى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را مى گیرند و آنها (در نگاهدارى حساب اعمال بندگان ) کوتاهى نمى کنند.
۶۲ - سپس (تمام بندگان ) به سوى خدا که مولاى حقیقى آنها است باز میگردند، بدانید داورى مخصوص او است و او سریعترین حسابگران است .
تفسیر
اسرار غیب !
در آیات گذشته سخن از علم و قدرت خدا و وسعت دایره حکم و فرمان او در میان بود، در این آیات آنچه در آیات قبل اجمالا بیان شده ، مشروحا توضیح داده مى شود.
نخست به موضوع علم خدا پرداخته ، مى گوید:
(خزانه هاى غیب (یا کلیدهاى غیب ) همه در نزد خدا است ، و جز او کسى آنها را نمیداند (و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو)
مفاتح جمع مفتح (بر وزن بهتر) به معنى کلید است ، و نیز ممکن است جمع مفتح (بر وزن دفتر) به معنى خزینه و مرکز نگاهدارى چیزى بوده باشد.
در صورت اول معنى آیه چنین مى شود که تمام کلیدهاى غیب به دست او است ، و در صورت دوم تمام خزانه هاى غیب .
این احتمال نیز وجود دارد که هر دو معنى در یک عبارت مراد باشد، و همانطور که در علم اصول اثبات کرده ایم مانعى از استعمال یک لفظ در چند معنى وجود ندارد، و در هر صورت این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، زیرا هر کجا خزانه اى است ، کلیدى وجود دارد.
ولى بیشتر به نظر میرسد که مفاتح به معنى کلیدها باشد، نه خزائن ، زیرا هدف در اینجا بیان علم خدا است و آن با مساله کلید که وسیله آگاهى از ذخایر مختلف است ، متناسبتر مى باشد، در دو مورد دیگر که کلمه مفاتح در قرآن بکار رفته ، نیز منظور از آن کلید است .
سپس براى توضیح و تاکید بیشتر مى گوید: آنچه در بر و بحر است خدا میداند (و یعلم ما فى البر و البحر).
بر به معنى مکان وسیع است ، و معمولا به خشکیها گفته میشود، و بحر در اصل نیز به معنى محل وسیعى است که آب زیاد در آن مجتمع باشد، و معمولا به دریاها و گاهى به نهرهاى عظیم نیز گفته مى شود.
در هر حال آگاهى خدا از آنچه در خشکیها و دریاها است ، به معنى احاطه علم او بر همه چیز است . و توجه به وسعت معنى جمله بالا (آنچه در خشکیها و دریاها است خدا میداند) در حقیقت روشنگر گوشه اى از علم وسیع او است .
یعنى او از جنبش میلیاردها موجود زنده ، کوچک و بزرگ ، در اعماق دریاها.
از لرزش برگهاى درختان در تمام جنگلها و کوهها.
از تاریخچه قطعى شگفتن هر غنچه و باز شدن گلبرگها.
از جریان امواج نسیم در بیابانها و خمیدگى درهها.
از شماره واقعى سلولهاى بدن هر انسان و گلبولهاى خونها.
از حرکات مرموز تمام الکترونها در دل اتمها.
و بالاخره از تمام اندیشه هائى که از لابلاى پرده هاى مغز ما میگذرد، و تا
اعماق روح ما نفوذ مى کند... آرى از همه اینها به طور یکسان با خبر است .
باز در جمله بعد براى تاکید احاطه علمى خداوند، اشاره به خصوص در این مورد کرده و مى فرماید: هیچ برگى از درختى جدا نمیشود، مگر اینکه آنرا میداند (و ما تسقط من ورقة الا یعلمها).
یعنى تعداد این برگها و لحظه جداشدنشان از شاخه ها و گردش آنها در وسط هوا و لحظه قرار گرفتنشان روى زمین ، همه اینها در پیشگاه علم او روشن است . هم چنین هیچ دانه اى در مخفیگاه زمین قرار نمیگیرد، مگر اینکه تمام خصوصیات آن را میداند (و لا حبة فى ظلمات الارض ).
در حقیقت دست روى دو نقطه حساس گذارده شده است ، که براى هیچ انسانى هر چند میلیونها سال از عمر او بگذرد، و دستگاههاى صنعتى و تکامل حیرت انگیز پیدا کند، احاطه بر آن ممکن نیست .
چه کسى میداند بادها در هر شبانه روز در سرتاسر کره زمین چه بذرهائى را از گیاهان جدا کرده و به چه نقطه اى مى پاشد، بذرهائى که ممکن است گاهى سالیان دراز در اعماق زمین مخفى بمانند، تا آب کافى براى رشد و نمو به دست آورند؟. چه کسى مى داند که در هر ساعت به وسیله حشرات و یا به وسیله انسانها چند دانه از چه نوع بذر و در کدام نقطه زمین افشانده مى شوند؟.
کدام مغز الکترونیکى میتواند، تعداد برگهائى که در یک روز از شاخه درختان جنگلها جدا مى شوند حساب کند؟.
نگاه به منظره یک جنگل مخصوصا در فصل پائیز، و به ویژه به دنبال یک رگبار یا یک تند باد، و منظره بدیعى که سقوط پى در پى برگها پیدا مى کند، بخوبى این حقیقت را ثابت مى کند، که اینگونه علوم هیچ گاه ممکن نیست در دسترس انسان قرار گیرد.
در واقع سقوط برگها لحظه مرگ آنها است ، و سقوط دانه ها در مخفیگاه
زمین گامهاى نخستین حیات و زندگى آنها است ، او است که از نظام این مرگ و زندگى با خبر است ، حتى گامهاى مختلفى را که یک دانه به سوى زندگى کامل و شکوفان شدن برمى دارد در هر لحظه و هر ساعت در پیشگاه علم او آشکار است .
بیان این موضوع یک اثر فلسفى دارد و یک اثر تربیتى .
اما اثر فلسفى آن این است که پندار کسانى را که علم خدا را منحصر به کلیات مى دانند، و معتقدند که خدا از جزئیات این جهان آگاهى ندارد، نفى مى کند، و صریحا مى گوید که خدا از همه کلیات و جزئیات آگاهى کامل دارد.
و اما اثر تربیتى آن روشن است ، زیرا ایمان به این علم وسیع پهناور به انسان مى گوید تمام اسرار وجود تو، اعمال و گفتار تو، نیات و افکار تو، همگى براى ذات پاک او آشکار است با چنین ایمانى چگونه ممکن است انسان مراقب حال خویش نباشد و اعمال و گفتار و نیات خود را کنترل نکند.
و در پایان آیه مى فرماید هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتاب مبین ثبت است (و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین ).
این جمله با عبارتى کوتاه وسعت بی انتهاى علم خدا را به همه موجودات بیان میکند. و هیچ چیز از آن مستثنى نخواهد بود، زیرا منظور از تر و خشک معنى لغوى آن نیست بلکه این تعبیر معمولا کنایه از عمومیت مى باشد.
در مورد کتاب مبین احتمالات مختلفى از ناحیه مفسران داده شده است ولى بیشتر به نظر مى رسد که منظور از کتاب مبین همان مقام علم پروردگار است یعنى همه موجودات در علم بى پایان او ثبت مى باشند، و تفسیر آن به لوح محفوظ نیز قابل تطبیق بر همین معنى است ، چه اینکه بعید نیست که لوح محفوظ نیز همان صفحه علم خدا باشد.
این احتمال نیز در معنى کتاب مبین وجود دارد که منظور از آن عالم آفرینش و خلقت و سلسله علت و معلولها است ، که همه چیز در آن نوشته شده است .
در روایات متعددى که از طرق اهل بیت رسیده است ، ورقة به معنى جنین سقط شده و حبة به معنى فرزند و ظلمات الارض به معنى رحم مادران و رطب به معنى آنچه از نطفه ها زنده میمانند، و یابس به معنى آنچه از بین مى رود، تفسیر شده است.
شک نیست که این تفسیر با جمود روى معانى لغوى این کلمات تطبیق نمى کند، زیرا ورقه به معنى برگ و حبه به معنى دانه ، و ظلمات الارض به معنى تاریکهاى زمین و رطب به معنى تر و یابس به معنى خشکى است ولى ائمه اهل بیت در حقیقت با این تفسیر خواسته اند، مسلمانان را متوجه کنند، که باید با یک دید وسیع و گسترده به آیات قرآن بنگرند، و در فهم معنى آنها تنها روى لفظ جمود نکنند، بلکه به هنگامى که قرائن دلیل بر توسعه معنى هستند، به وسعت معنى بنگرند.
روایت فوق در حقیقت اشاره به این است که مفهوم آیه بالا منحصر به دانه هاى گیاهان نیست ، بلکه حتى بذرهاى نطفه هاى انسانى را نیز شامل مى شود.
در آیه بعد بحث را به احاطه علم خداوند به اعمال انسان که هدف اصلى است ، کشانیده و قدرت قاهره خدا را نیز مشخص مى سازد، تا مردم از مجموع این بحث نتایج تربیتى لازم را بگیرند.
نخست مى گوید او کسى است که روح شما را در شب قبض مى کند، و از آنچه در روز انجام مى دهید و به دست مى آورید آگاه است (و هو الذى یتوفیکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار)
توفى در لغت به معنى باز گرفتن است ، و اینکه خواب را یک نوع باز گرفتن روح معرفى کرده ، بخاطر آن است که خواب - همانطور که معروف است - برادر مرگ است ، مرگ تعطیل کامل دستگاه مغز آدمى و قطع مطلق پیوند روح و جسم است ، در حالیکه خواب تنها تعطیل بخشى از دستگاه مغز و ضعیف شدن این پیوند است ، بنابراین خواب مرحله کوچکى از مرگ حساب مى شود.
جرحتم از ماده جرح و در اینجا به معنى اکتساب و به دست آوردن چیزى است . یعنى شما شب و روز در زیر چتر قدرت و علم خداوند قرار دارید ، آن کس که از پرورش دانه هاى نباتات در دل خاک ، و از سقوط و مرگ برگها در هر مکان و هر زمان آگاه است ، از اعمال شما نیز آگاهى دارد. سپس مى گوید: این نظام خواب و بیدارى تکرار میشود، شب میخوابید و روز شما را بیدار مى کند و این وضع هم چنان ادامه دارد تا پایان زندگى شما فرا رسد (ثم یبعثکم فیه لیقضى اجل مسمى ).
سرانجام نتیجه نهائى بحث را چنین بیان مى کند سپس بازگشت همه به سوى خدا است و شما را از آنچه انجام داده اید آگاه میسازد (ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون ).
در آیه بعد باز براى توضیح بیشتر روى احاطه علمى خداوند نسبت به اعمال بندگان ، و نگاهدارى دقیق حساب آنها براى روز رستاخیز چنین مى گوید: او تسلط کامل بر بندگان خود دارد و همواست که حافظان و مراقبانى بر شما
مى فرستد که حساب اعمالتان را دقیقا نگاهدارى کنند (و هو القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظة ).
همانطور که سابقا نیز اشاره کردیم قاهریت به معنى غلبه و تسلط کامل بر چیزى است به طورى که هیچگونه توانائى مقاومت در طرف مقابل نباشد، و به عقیده بعضى این کلمه معمولا در جائى بکار برده مى شود که طرف مقابل داراى عقل باشد، در حالیکه لفظ غلبه هیچ یک از این دو خصوصیت را ندارد، بلکه معنى آن کاملا وسیع است .
حفظة جمع حافظ و در اینجا به معنى فرشتگانى است که مامور نگاهدارى حساب اعمال انسانها هستند، همانطور که در سوره انفطار آیه 10 تا 13 مى خوانیم (ان علیکم لحافظین . کراما کاتبین . یعلمون ما تفعلون ): مراقبان و حافظانى بر شما گمارده شده ، آنها نویسندگان بزرگوارى هستند که از هر کار شما آگاهند.
بعضى از مفسران معتقدند که آنها حافظ اعمال انسان نیستند، بلکه ماموریت آنها حفظ خود انسان از حوادث و بلاها تا رسیدن اجل معین مى باشد، و جمله (حتى اذا جاء احدکم الموت ) را که بعد از حفظة ذکر شده ، قرینه آن میدانند، و آیه 11 سوره رعد را نیز ممکن است ، گواه بر این سخن گرفت .
ولى دقت در مجموع آیه مورد بحث نشان مى دهد که منظور از حفظ در اینجا همان حفظ اعمال است و در مورد فرشتگانى که مامور حفظ انسانها هستند، به خواست خدا در تفسیر سوره رعد بحث خواهیم کرد. سپس مى فرماید: نگاهدارى این حساب تا لحظه پایان زندگى و فرا رسیدن مرگ ادامه دارد (حتى اذا جاء احدکم الموت ).
و در این هنگام فرستادگان ما که مامور قبض ارواحند روح او را مى گیرند
(توفته رسلنا).
و در پایان اضافه مى کند که این فرشتگان به هیچ وجه در انجام ماموریت خود کوتاهى و قصور و تفریط ندارند، نه لحظه اى گرفتن روح را مقدم میدارند، و نه لحظه اى مؤ خر (و هم لا یفرطون ).
این احتمال نیز وجود دارد که این صفت مربوط به فرشتگان حافظان حساب اعمال انسانها بوده باشند، که آنها در حفظ و نگاهدارى حساب اعمال کمترین کوتاهى و قصور ندارند و تکیه سخن در آیه مورد بحث نیز روى همین قسمت است
در آیه بعد اشاره به آخرین مرحله کار انسان کرده ، مى گوید: افراد بشر پس از طى دوران خود با این پرونده هاى تنظیم شده که همه چیز در آنها ثبت است ، در روز رستاخیز به سوى پروردگارى که مولاى حقیقى آنها است باز مى گردند (ثم ردوا الى الله مولاهم الحق ).
و در آن دادگاه ، دادرسى و حکم و قضاوت مخصوص ذات پاک خدا است (الا له الحکم ).
و با آنهمه اعمال و پرونده هائى که افراد بشر در طول تاریخ پرغوغاى خود داشته اند به سرعت به تمام حسابهاى آنها رسیدگى میکند، (و هو اسرع الحاسبین ).
تا آنجا که در بعضى از روایات وارد شده ، انه سبحانه یحاسب جمیع عباده على مقدار حلب شاة !: خداوند حساب تمام بندگان را در زمان کوتاهى به اندازه دوشیدن یک گوسفند رسیدگى مى کند !.
همانطور که در تفسیر سوره بقره آیه 202 گفتیم ، سرعت حساب بندگان به قدرى است که حتى در یک لحظه همه حساب آنها را میتواند مشخص کند، حتى ذکر زمان دوشیدن یک گوسفند و روایت بالا براى نشان دادن کوتاهى زمان است ، و لذا در روایت دیگرى مى خوانیم : ان الله تعالى یحاسب الخلائق کلهم فى مقدار لمح البصر: خداوند حساب همه بندگان را در یک لحظه میرسد! و دلیل آن همان است که در تفسیر آیه فوق گذشت ، و آن اینکه اعمال آدمى در وجود او و در موجودات اطراف او اثر میگذارد، یعنى درست همانند ماشین هائى است که مقدار حرکت و کارکرد خود را روى دستگاههائى با نمره نشان مى دهند!
و به تعبیر روشنتر اگر دستگاههائى دقیقى باشد، مى تواند در چشم انسان تعداد نگاه هاى خیانت آمیزى که کرده است ، بخواند، و روى زبان انسان تعداد دروغها و تهمتها و زخم زبانها و سخنان نادرست را مطالعه کند، خلاصه هر یک از اعضاء بدن انسان علاوه بر روح او دستگاه حساب و شمارشى در درون خود دارد و با یک لحظه بررسى حساب آن روشن مى گردد.
و اگر در پاره اى از روایات مى خوانیم که افراد پرمسؤلیت و پر ثروت محاسباتشان در آن روز طولانى مى شود، در حقیقت نه بخاطر آن است که معطل رسیدگى به اصل حساب شوند بلکه آنها باید در برابر سؤالاتى که نسبت به اعمال آنها مى شود، جوابگوئى کنند، یعنى سنگینى بار مسؤلیت و لزوم جواب گوئى و اتمام حجت زمان دادگاه آنها را طولانى مى کند.
مجموع این آیات یک درس کامل تربیتى براى بندگان خدا است ، آگاهى خداوند از کوچکترین ذرات این جهان ، احاطه علمى او بر همه چیز، قدرت و قهاریت او نسبت به بندگان ، اطلاع او از تمام اعمال بشر، نگاهدارى حساب اعمال به وسیله کاتبان دقیق ، گرفتن جان او در لحظه معین ، برانگیخته شدن او در رستاخیز و سپس رسیدگى دقیق و سریع به تمام کارهاى این انسان .
کیست که ایمان به مجموع این مسائل داشته باشد، و مراقب اعمال خویش نگردد؟ بیحساب ظلم و ستم کند، بیدلیل دروغ بگوید، و بى جهت به دیگران تجاوز کند، آیا این اعمال با ایمان و اعتقاد و توجه به اصول فوق هرگز جمع مى شود؟!
منبع (ادامه ...):
یک نکته درباره ﺍﻟﻘﺎﺏ مبارک ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ)
مهم:
ﻧﺎﻡ ﻣﺒﺎﺭک ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﺷﺒﻴﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﻃﺎﺏ ﺍﺳﺖ.
لکن
[ در کتاب وصایای رییس بزرگترین معبد هندو ها با سابقه نگارش ۳۰۰۰ سالهِ کتاب، که وصیت اولین رئیس واستاد آن معبد ،خطاب به خصصیصن خو بوده ،نام امام حسین علیه السلام دربین نام ذوات مقدسدخمسه آل عبا(علیهم السلام) را بنده حوسین دیدم که اسامی ذوات مقدس ۵ تن آل عبا در آن کتاب بصورت زیر نوشته شده بود،
احمد
عالی
بتول
حاسین
حوسین
ودر واقع رئیس آن معبد در آخربن لحظات عمر خود به شاگردانش وصیتی مهم کرده بود ،
که هرگاه در زندگی به مشکل خیلی بزرگ و لاینحلی مواجه شدید به این اسامی نورانی متوسل بشوید ،مشکلتان حل می شود.
(س.م.ر)
و این کتاب ۳۰۰۰ ساله در آن معبد بزرگ وقدیمی در هند موجوداست
منبع (ادامه ...):
نام :عباس
نام خانوادگى :مشهدىالکوبهفراهانى
نام پدر :محمود
تاریختولد :1341/12/01
ش.ش :12409
محلصدورشناسنامه :تهران
تاریخ شهادت :1365/04/17
نوع حادثه :حوادثمربوطبهجنگتحمیلى
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمندرجبهه
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم الرزقنغا توفیق الشهاده فى سبیلک
خداوندا توفیق شهادت در راهت را روزیم گردان
از خداوند مىخواهم و آرزو دارم که مردن و کشته شدنم را شهادت در راه خودش قرار دهد سالیان دراز بود که شیعیان با شنیدن روضه حضرت حسین (ع) از ته دل با ناله فریاد مىزدند که اى خدا اى کاش من هم در کربلا بودم و به یارى حسین مىرفتم و در راه حسین به شهادت مىرسیدم و امام را یارى میکردم بارها دعا کردند و آرزو کردند آنقدر عابدان شب شیران روز دعا کردند و آنقدر این شیران به درگاه خداوند مویه کردند تا که خداوند سبحان منت گذاشت بر آنها حجت را تمام کرد بر انسانها تا مشخص شود راستگویان از دروغگویان و نایب بر حق مهدى (عج) امام خمینى را به یارى امت فرستاد فرزند حسین را فرزندى که از شنیدن نامش شرق و غرب به لرزه در مىآیند طلب اینجاست که اى شیعهاى مسلم بیاد بیاور پیمانت را که گفتى اى کاش من هم در صحنه کربلا مىبودم و در راه حسین و براى حسین شهید مىشدم اکنون چشم باز کن و ببین حسین را در میان نامردمان و ببین که حسین زمان چکونه چون حسین و چگونه چون شیر مىخروشد پس بیاریش بشتاب که در غمش نمائى به شکر خدا دیگر اکنون بهاران حسین ببارند لکن بیائید از یاران خاص حسین (ع) باشید بیایید بسیجى باشید بیایید سرباز امام زمان باشید.
عاجزانه آرزو دارد همه جا که همیشه از این بسیجىها غافل نضشوید همیشه سعى کنید کمکشام کنید خودتان هم سعى کنید بسیجى بضشوید باور کنید به نظر من ارزش یک بسیجى از یک پاسدار خیلى بیشتر است از ارتشى خیلى بیشتر است این بسیجىها نشان از حضرت على اکبر دارند باور کنید همین پشت جبهه شبها وقتى ساعت 2 یا سه بعد از نصف شب وسط زمستان با ماشین به بچههاى بسیج سر مىزدم باور کنیم انسان وقتى که با آنها دست مىدهد احساس مىکنم که تمامى وجودش یخ زده به والله انسان شرمنده مىشود من که حقوق مىگیرم اصلا نمىتوانم به اندازه نصف او هم کار کنم تازه او حقوق هم نمىگیرد و این را بدانید که انشاءالله اجر و مزد اینها نزد آقا امام زمان است و ما هیچوقت نخواهیم توانست ذرهاى از خدمات بسیج و بسیجى را جبران کنیم ولى حداقل کارى که مىتوانیم بکنیم این است که خودمان را به آنها نزدیک کنیم تا بلکه در آن دنیا هم شاید که بتوانیم از شفاعت آنها بهرهمند شویم.
وقتى که انسان با این برادران بسیج برخورد مىکند جدا شرمنده میشود و مىماند که به آنها چه بگوید و با آنها چه کند وقتى که خوب فکر کنى مىبینى هیچ معلوم نیست که فردا کدام اینها زنده هستند و کدام یک شهید مىشوند انسان در برخورد با اینها خیلى باید مواظب خودش باشد نکند که باید فردا روزى شرمنده باشد و نتواند جوابگو باشد باید ما بدینجا مدام به فکر باشیم و دلى بدست آوریم و نکند خداى نکرده با این بار سنگین نارضایتى شهیدى را هم به همراه خودمان بکشیم این بسیجىها سربازان امام زمان هستند بزرگوار و بخشنده لکن ما چرا هر روز آنها را به هر طرف که مىخواهیم بکشیم آنقدر روى اینها کار کنیم تا بعد از مدتها با تجربه شویم بعد از آن هم بسیج را بگذاریم و به جاى دیگرى رویم کار در واحد بسیج را فقط بسیجى مىتواند انجام بدهد یعنى اینکه خودش بسیجى باشد و هواى کربلا در سر داشته باشد من فکر مىکنم که واحد بسیج بهترین قسمت و بهترین واحد سپاه باشد .
و تو اى برادر بسیجى با تو چه بگویم که بهترینها را تو دارى و بهترینها را تو مىدانى عشق به لقاءالله ایمان به خدا علاقه به امام را تو دارى و شهادت و خط امام را هم تو مىدانى ،امام و خط امام را نگهبان هستى کربلا و عاشورا را طالبى از خدا کمک بگیر و توکل بر او کن که انشاءالله پیروز هستیم و برنامههاى دراز مدت و آینده جمهورى اسلامى را در نظر داشته باشید.
خداوندا انشاءالله به تمامى خانوادههاى شهدا صبر و اجر جزیل عنایت بفرماید و همچنین از خداوند سبحان خواهانم که انشاءالله به پدر و مادرم صبر عنایت بفرماید از پدرم که تمامى عمرش را از تولدم و تا لحظه آخر مدام براى من زجر کشید و چه زحماتى را متحمل شد تا من بزرگ شدم و تا به آخر تشکر مىکنم و اگر چه عمرى باقى نبود که بتوانم شاید گوشهاى از آن زحمات را جبران کنم لکن از خدا مىخواهم که به ایشان اجر عنایت بفرمایند و امیدوارم که از سر تقصیرات من بگذرد و مرا حلال کند.
همچنین مادر مهربان و بزرگوارم چهها که به خاطر من نکشیدى چقدر تو را اذیت کردم و چقدر موجب ناراحتى شما شدم و آنچه را که مىخواهم بگویم اینکه خداوند عنایتى کرد و در پرتو انقلاب اسلامى مرا هدایت کرد و امیدوارم که مرا به بزرگوارى و مهربانى خودت ببخشى و مرا حلالم کنى زیرا که اگر شما مرا نبخشید شهادت هم دردى از من دوا نکند
از تمامى برادران و خواهرانم طلب بخشش مىکنم و تمامى شما را به اسلام و اطاعت از امام سفارش مىکنم و بیشتر از هر چیز به حسین که بسیجى خوبى باش در بسیج بمان و سعى کن که به خانه کمک کنى .
از خواهرانم هم مىخواهم که حجابشان را حفظ کنند که حفظ حجاب شما حفظ خون تمامى شهداست و شاید به خاطر همین است که تمامى دشمنان اسلامى سعى دارند که حجاب را از زنان مسلمان بگیرند و آخرین مطالب اینکه اگر مىخواهید که بعضى از افراد ناباب در مسجد محل نفوذ نکنند و مسجد را محل تجارت خودشان نکنند بروید و مسجد را پر کنید و نگذارید که جاى شما در مسجد خالى باشد از تمامى دوستان و فامیل دور و نزدیک هر کدام که سراغ دارید حلالیت بگیرید و از تمامى آشنایان التماس دعا دارم در مورد کتابهایم و اگر چیزى پیدا کردید که متعلق به من بوده و یا هست در تصمیمگیرى با زهرا مشورت کنید و او را در جریان بگذارید و مطلبى هم که فراموش شده بود اینکه به عموهایم بگوئید که این امام نائب امام زمان است و ولىفقیه زمان حکمش حکم امام زمان و حکم پیغمبر و حکم خداست او را اطاعت کنید تمامى شهدا را در نظر بگیرید تمامى شهدا خون دادند که بگویند ما به خاطر اسلام در راه خدا جنگیدیم رهبر و امام ما امام خمینى است شما هم اگر مسلمانید باید پیرو و دنبالهرو ما باشید و از عموهایم مىخواهم که خودشان پیرو امام باشند و انشاءالله مبلغ اسلام و امام باشند انشاءالله پاسدار حرمت خون شهدا باشید که رضایت خداوند سبحان در این عمل شما خواهد بود.و آخرین مطالب اینکه به قول شهید مطهرى گریه بر شهید شرکت در حماسه اوست و غبطه خوردن به حال خود که چرا ما این چنین سعادتى نصیبمان نشده و همچنین گریه تسکینى است بر دردها و غم از دست دادنها لکن من هیچ راضى نخواهم بود که کسى خودش را به خاطر من ناراحت کند فقط از تمامى برادران و خواهران طلب بخشش و حلالیت مىطلبم و از تمامى حزب الله التماس دعا دارم .
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ
کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
*****
التماس دعا